نویسنده: مدیرسایت
کودکان آزمایشگاه_لامرد
کودکان آزمایشگاه_لامرد
نیویورکتایمز گزارش داده موشک جدیدی بنام «PrSM» که برای اولینبار در جهان بر سر مردم شهر لامِرد تِست شده، حاوی ۱۸۰ هزار ساچمه بنام «تَنْگِستِن» بوده است! البته اگر این روزنامه آمریکایی هم گزارش نداده بود، در و دیوار سوراخ سوراخ شهر، گواهی میداد! خب حالا چند موشک بر سر مردم لامرد منفجر شده؟ ۴ تا؛ یعنی میشود چند ساچمه؟۷۲۰ هزار ساچمه! جمعیت کل مردم این شهر کوچک چقدر است؟ فقط ۳۰ هزار نفر! یعنی سهم هر لامردی از هدیه عمو ترامپ، میشود ۲۴ گلوله!
خب این سهمیه با عدالت و بین تمام مردم شهر پخش شده؟! نه! طراحی موشک جدید آمریکا طوری است که قبل از اصابت و در ارتفاع حدود ۶۰ متری زمین منفجر و ۱۸۰ هزار ساچمه را به اطراف پراکنده میکند! به همین دلیل، روی زمین هیچ دهانه برخورد و گودالی نیست، اما تا دلت بخواهد دیوارها و در و پنجرهها، پر از سوراخهای ریز و درشت ساچمههاست. اولی را بر سر محله مسکونی ایثار منفجر کرده، دومی کمی آنطرفتر و در محله مسکونی تُلْخَندَق، سومی دوباره سهمیه محله ایثار بوده، چهارمی هم بالای مدرسه ابتدایی و سالن ورزشی شهید نعیمی. یعنی تمام این ۷۲۰ هزار گلوله فقط بر سر محدوده کوچکی از این شهر کوچک فرود آمده است!
کل موشکها فقط در فاصله ۳۵ ثانیه شلیک شده و متأسفانه در همین نیمدقیقه، ۱۷۰ نفر شهید و مجروح شدند که حتی یکنفر از آنان هم نیروی نظامی نیست! ۱۷۰ نفر در ۳۵ ثانیه، یعنی در هر ثانیه ۵ خانواده داغدار شدند! از آوینا برزگر دو ساله که در اتاق عمل جراحی درحالی که هنوز پستانک در دهانش بود به شهادت رسید (خدا کند تصویرش را نبینید! عجیب سوزناک است) تا خانم پرستار و پیرزن ۷۰ ساله؛ از هلما و الهام و دخترکانی که در سالن ورزشی مشغول بازی والیبال بودند تا ایلیا و عبدالمصوّر و پسربچههایی که در زمین چمن، مشغول فوتبال بودند و همگی با مربی خود به شهادت رسیدند.
دقت کنید حتی در بمباران تهران هم چنین فاجعهای رخ نداده؛ در آنجا مثلاً یک ساختمان را زدند با چند شهید و زخمی؛ مجروحان هم در چند بیمارستان توزیع شدند. اما در لامرد، ۲ محله مسکونی با هم رفته روی هوا و از طرف دیگر تنها بیمارستان یک شهر کوچک، اصلاً کشش پذیرش این همه مجروح ناگهانی را نداشته.
هرچند در میان مجروحان از قطع عضو داریم تا دختر نابینا، اما این معجزه ماه رمضان بود که تعداد شهدا از ۲۱ نفر بالاتر نرفت. لامرد که در انتهای جنوب فارس واقع شده، عجیب داغ است. مردم روزهدار و تشنه و گرسنه در آن گرمای طاقتفرسا، بعد از افطار از خانه میزنند بیرون؛ برای همین در ساعت انفجار (۱۷ بعدازظهر) خیابانها هنوز خلوت بوده و در و دیوار منازل که حالا چاکچاک شده، نقش سنگر حفاظت از جان مردم را ایفا کردهاند. چند شب پیش منزلی را دیدم با بیش از ۲۰۰ ساچمه در اتاق خواب و پذیرایی! اما اهل خانه سالمند.
جواد موگویی ( مستندساز) بعد از ۳ ماه آمده لامرد و حیرتزده میپرسد پس چرا هیچکس در ایران از این فاجعه خبر ندارد؟ میگویم چون لامرد در روز اول جنگ و همزمان با میناب هدف قرار گرفت و تحتالشعاع فاجعه کشتار کودکان مدرسه شجره طیبه مغفول شد. میگوید اتفاقاً چون در لامرد، یک موشک جدید کشتار جمعی برای اولینبار در جهان تست عملیاتی شده، این موضوع قابلیت پردازش زیادی دارد. فرودگاه لامرد هم که بازگشایی شده، همه بیایند ببینند.
نویسندهاید؟ بنویسید.
هنرمندید؟ نقاشی کنید.
شاعرید؟ شعر بگویید.
با هر ابزاری که دارید، راوی این جنایت جنگی باشید.
اگر هیچکدام را ندارید، لااقل همین مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید.
هشتگ بزنید لامرد_۷۲۰K تا مردم بدانند بر سر محدودهای کوچک از یک شهر کوچک، ناگهان ۷۲۰ هزار گلوله تنگستن فرود آمده!
هشتگ بزنید کودکان آزمایشگاه_لامرد تا تمام نهادهای حقوقبشری جهان بدانند آوینای دو ساله و چند کودک دیگر، قربانی تست موشک جدید آمریکا شدند.
هشتگ بزنید تیم ملی_لامرد تا فدراسیون فوتبال از این فرصت طلایی استفاده کند و کاروان تیم ملی ایران را با نام شهدای پسربچه فوتبالیست، راهی جام جهانی کند. هشتگ بزنید بازی خونین_لامرد تا همه بدانند که مسابقه والیبال دختران ۱۱ ساله و ۱۲ ساله با سوت پایان زندگی آنان به اتمام رسید!
دفتر تولید محتوا – کافل
وقتی مدرسه تبدیل به میدان جنگ میشود؛ تراژدی میناب و فریادی برای حقوق کودکان
- وقتی مدرسه تبدیل به میدان جنگ میشود؛ تراژدی میناب و فریادی برای حقوق کودکان
در هر جنگی، پیروز و بازندهای وجود دارد؛ اما تلخترین حقیقت این است که در ترازوی جنگ، کودکان همیشه بازنده هستند. حادثه دردناک موشکباران مدرسه میناب و شهادت دختران و پسران دانشآموزی که تنها برای یادگیری و ساختن آینده به مدرسه آمده بودند، زخم عمیقی بر پیکر انسانیت است. وقتی بمبها کلاسهای درس را هدف قرار میدهند، تنها ساختمانها ویران نمیشوند، بلکه رویاها، خندهها و آینده یک نسل در لحظهای به خاک تبدیل میشود.
- مدرسه؛ پناهگاه یا هدف؟
طبق تمامی کنوانسیونهای بینالمللی و حقوق بشر، مدارس باید «مناطق امن» باشند. مدرسه جایی است برای رشد، برای کشف جهان و برای پرورش انسانیت. تبدیل کردن محیط آموزشی به یک هدف نظامی، نه تنها یک جنایت جنگی، بلکه توهینی به وجدان بشری است.
دختران و پسران شهید مدرسه میناب، نماد بیگناهانی هستند که در تلاطم سیاستها و جنگهای قدرت، قربانی شدند. آنها نه سرباز بودند و نه تصمیمگیرنده؛ آنها تنها کودکانی بودند که حق داشتند در آرامش درس بخوانند.
- حقوق کودکان در زمان جنگ؛ حقی که فراموش شد
دفاع از حقوق کودکان در زمان جنگ، یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک الزام قانونی و انسانی است. حقوق کودک در بحرانهای جنگی شامل موارد حیاتی ( حیاتی ترین حقوق ) است که متأسفانه در بسیاری از درگیریها نادیده گرفته میشود:
– حق امنیت جانی: کودکان باید از هرگونه حمله مستقیم و غیرمستقیم در امان بمانند.
– حق دسترسی به آموزش: حتی در سختترین شرایط جنگی، سزاوار است آموزش متوقف نشود تا پیوند کودک با آینده قطع نگردد.
– حفاظت از سلامت روان: تروما و آسیبهای روانی ناشی از جنگ، زخمهایی هستند که تا سالها با کودک میمانند.
- چرا باید از حقوق کودکان در جنگ دفاع کنیم؟
وقتی ما از حقوق کودکان در زمان جنگ دفاع میکنیم، در واقع در حال دفاع از «باقیماندههای انسانیت» هستیم. اگر در زمان جنگ، خط قرمزهایی برای حمایت از کودکان ترسیم نشود، جهان به جایگاهی تبدیل میشود که در آن هیچکس، حتی یک کودک بیگناه در یک کلاس درس، در امان نیست.
شهادت دانشآموزان مدرسه میناب، یادآور این است که تا زمانی که صلح جهانی برقرار نشود و حقوق کودکان به عنوان یک اصل با اهمیت و غیرقابل مذاکره پذیرفته نشود، هر مدرسهای ممکن است به یک میدان جنگ تبدیل شود.
سخن پایانی
خون دختران و پسران شهید مدرسه میناب، فریادی است در برابر بیرحمی جنگ. آنها اکنون ستارههای آسمان شدهاند، اما یادشان باید بیدارمان کند که دفاع از حقوق کودکان، بهویژه در زمان جنگ، وظیفهای است که نمیتوان از آن چشم پوشید.
باید تا زمانی که آخرین کودک در هر کجای جهان، در آرامش به مدرسه برود و بدون ترس از صدای بمب، کتابش را باز کند، برای عدالت و صلح بجنگیم. زیرا هیچ پیروزی در جنگی که در آن کودکان کشته شوند، معنا ندارد.
دفتر تولید محتوا – کافل
ایران با کودکانش زنده تر از همیشه خواهد بود.
-
ایران با کودکانش، زنده تر از همیشه خواهد بود.
آینده یک ملت، در کتابهای تاریخ یا در گزارشهای اقتصادی نوشته نمیشود؛ آینده یک ملت، در لبخند، چشمها و گروه های کوچک کودکانش رقم میخورد. وقتی از آینده ایران حرف میزنیم، در واقع از آیندهای حرف میزنیم که در گرو سلامت، رشد و شکوفایی نسلهای آینده است.
- چرا کودکان، قلب تپنده ایران هستند؟
کودکان تنها بخشی از جمعیت یک کشور نیستند؛ آنها بذرها و دانه های تمام آنچه قرار است در آینده ببینیم، هستند. هر کودک، یک ظرفیت عظیم و پتانسیل بیپایان برای خلاقیت، علم، هنر و انسانیت است. اگر بخواهیم کشوری قدرتمند، باثبات و پیشرو داشته باشیم، باید بدانیم که این مسیر از میان اتاقهای بازی، مدارس و محیطهای امنی که کودکان در آن رشد میکنند، میگذرد.
- حقوق کودک؛ یک انتخاب نیست، یک ضرورت است
وقتی از «حقوق کودک» صحبت میکنیم، منظورمان صرفاً فراهم کردن غذا و سرپناه نیست. دفاع از حقوق کودکان، یعنی ایجاد بستری که در آن:
– حق آموزش با کیفیت تضمین شود تا ذهنها آزاد و جستجوگر رشد کنند.
– حق امنیت و سلامت محترم شمرده شود تا جسم و روان آنها در برابر سختیها مقاوم بماند.
– حق بیان و شنیده شدن فراهم باشد تا اعتمادبهنفس و هویت اجتماعی خود را بیابند.
– حق حفاظت در برابر خشونت و استثمار به عنوان یک اصل بسیار مهم و غیرقابل مذاکره در جامعه تثبیت شود.
دفاع از حقوق کودکان، دفاع از عدالت است. وقتی ما از حقوق یک کودک دفاع میکنیم، در واقع در حال ساختن یک جامعه منصفتر( با انصاف تر ) برای همه هستیم.
- وظیفه ما چیست؟
ما به عنوان اعضای جامعه، والدین، مربیان و شهروندان، ناظران و حامیان این نسل هستیم. وظیفه ما تنها «مراقبت» نیست، بلکه «حمایت» است. حمایت از حق آنها برای رویاپردازی، حمایت از حق آنها برای بازی کردن و حمایت از آنها در برابر هرگونه نابرابری که مسیر رشدشان را مسدود میکند.
-
سخن پایانی
ایران، با تمام فراز و نشیبهای تاریخش، همواره با نیروی جوان و پویایش دوباره برخاسته است. اما این پویایی زمانی معنا پیدا میکند که کودک ایرانی، با آرامش خاطر و در سایه حقوقی محترم، به دنبال کشف جهان برود.
بیایید به یاد داشته باشیم: هر چقدر بیشتر برای حقوق کودکان بجنگیم و به آنها توجه کنیم، ایران نه تنها زنده، بلکه درخشانتر و پویاتر از هر زمان دیگری خواهد بود. زیرا ایران، با کودکانش زنده است.
به نظر شما، مهمترین قدم برای تضمین آینده کودکان ما چیست؟
نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
دفتر تولید محتوا – کافل
مقایسهٔ نظاممند میان دو ستونِ حقیقت و نیکی در علم و دین
مقایسهء نظاممند میان دو ستونِ حقیقت و نیکی در علم و دین
سخنرانی پروفسور مایکل ریس در مؤسسهٔ علم و دین فارادی (دانشگاه کمبریج، انگلستان، ۷ می ۲۰۲۶)
🔸 ماجرا چه بود؟
پروفسور مایکل ریس، استاد آموزش علوم در کالج دانشگاهی لندن، در این سخنرانی، به سراغ یک بحران خاموش در نظام آموزشی جهانی رفت. استدلال اصلی او این بود که در روزگاری که عبارت «پساحقیقت» به توصیفی رایج برای زیستِ فرهنگی و سیاسی ما بدل شده، آموزشِ ترکیبی علم و دین نه یک گزینه تجملی، بلکه پادزهری ضروری در برابر این بحران است.
🔹اما چرا آموزشِ ترکیبی علم و دین مهم است؟
▪️۱. ریس شیوع این باور را که در دوران پساحقیقت زندگی میکنیم، «بهطور بالقوه فاجعهبار» توصیف کرد. وقتی مرز میان راست و دروغ مبهم میشود، هم علم و هم دین، به عنوان دو منبع اصلیِ جهتگیری اخلاقی و معرفتی، تضعیف میشوند.
▪️۲. او با وامگیری از سنت فلسفی، توجه مخاطبان را به سه مفهوم متعالی (حقیقت، زیبایی و نیکی) جلب کرد و پرسید: در غیاب این شاخصهای غایی، دانشآموزان چگونه میتوانند قطبنمایی برای زندگی خود بیابند؟ و نظام آموزشی چه پاسخی برای این سرگردانی دارد؟
🔸 ریس چه مسیری را برای برونرفت ترسیم کرد؟
محور اصلی سخنرانی، یک مقایسهء نظاممند میان دو ستونِ حقیقت و نیکی در علم و دین بود:
▪️ریس نشان داد که علم از مسیر شواهد تجربی، آزمونپذیری و ابطالپذیری به حقیقت میرسد، حال آنکه دین از مسیر وحی، سنت، تجربهء درونی و انسجام درونی. فهم این دو مسیرِ متفاوت، برای دانشآموزان لازم است تا بتوانند در جهان پیچیدهء امروز جهتیابی کنند.
▪️ در حوزهء اخلاق نیز، او به اخلاق تحقیق و کاربرد مسئولانهءفناوری در علم، و اصول اخلاقی برگرفته از متون مقدس در دین پرداخت. هدف نهایی، پرورش ظرفیت داوری اخلاقی در میان دانشآموزان برای مواجهه با مسائل زیستاخلاقی، محیط زیستی و فناورانه بود.
🔹 ایدهء نهایی چه بود؟
ریس با تمرکز بر آموزش رسمیِ سنین ۵ تا ۱۶ سال، این ایده را به بحث گذاشت که در عصر پساحقیقت، آموزش علمِ بدون دین به پوچی اخلاقی میانجامد و آموزش دینِ بدون علم به بنیادگرایی معرفتشناختی. بنابراین، تدریس تلفیقی این دو، یک ضرورت مدنی برای ساختن شهروندانی حقیقتجو و اخلاقمدار است. این سخنرانی، در ادامهءپروژهء فکری بلندمدت او قرار دارد که پیشتر در مقالاتش استدلال کرده بود تدریس علم/دین توسط معلمان علوم، به دانشآموزان کمک میکند تا خودِ علم را بهتر بفهمند. اما اکنون، این استدلال از یک ضرورت آموزشی-علمی، به یک ضرورت عمیق فلسفی-اجتماعی ارتقا یافته است.
📚 منبع:
«Prof. Michael Reiss – The Importance of Teaching about Science and Religion in a Time of Global Uncertainty» — The Faraday Institute for Science and Religion, University of Cambridge.
🔗 https://www.faraday.cam.ac.uk/event/prof-michael-reiss-the-importance-of-teaching-about-science-and-religion-in-a-time-of-global-uncertainty/
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهءمطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 https://eitaa.com/The_Science_and_Theology_Center
آیا همهی کودکان فرصت کودکی دارند؟
آیا همهی کودکان فرصت کودکی دارند؟
کودکان، روشنترین بخش هر جامعهاند؛ اما وقتی نگاه میکنیم، میبینیم که همهی آنها فرصت یک کودکی آرام و بیدغدغه را ندارند. در ایران، بسیاری از کودکان با واقعیتهایی بزرگتر از سن خود روبهرو هستند؛ فقر، کار، محرومیت از آموزش، اضطراب و گاهی حتی بیتوجهی. کودکانی که باید در دنیای بازی و خیال نفس بکشند، گاهی مجبورند خیلی زود بزرگ شوند.
کودکی، فقط یک دورهی کوتاه از زندگی نیست؛ پایهی تمام آیندهی انسان است. اما برای بعضی از کودکان، این دوره با نگرانی و سختی همراه است. کودکانی هستند که بهجای کتاب و دفتر، بار زندگی را بر دوش میکشند. کودکانی که بهجای خندههای بلند، سکوت را یاد گرفتهاند. کودکانی که اگر دیده نشوند، اگر شنیده نشوند، ممکن است در هیاهوی جامعه گم شوند.
واقعیت این است که وضعیت اجتماعی کودکان در ایران، تصویری یکدست و برابر نیست. برخی از کودکان از آموزش، تغذیه، امنیت و محبت کافی برخوردارند؛ اما بسیاری دیگر هنوز برای ابتداییترین حقوق خود میجنگند. این فاصله، فقط یک اختلاف اقتصادی نیست؛ زخمی است بر آیندهی جامعه.
ما نمیتوانیم از آیندهای روشن سخن بگوییم، اگر کودکان امروز در تاریکیِ فقر، بیعدالتی و بیتوجهی رشد کنند. حمایت از کودک، فقط یک وظیفهی اخلاقی نیست؛ یک مسئولیت انسانی است. جامعهای که برای کودکانش امنیت، آموزش، عشق و امید فراهم نکند، در حقیقت آیندهی خود را از دست میدهد.
شاید وقت آن رسیده باشد که بیشتر از همیشه به صدای کودکان گوش دهیم؛ به چشمهایی که حرف میزنند، به دستهای کوچکی که زودتر از موعد خسته شدهاند، و به دلهایی که فقط کمی محبت و فرصت میخواهند.
بمناسبت روز ملی جمعیت : 30اردیبهشت

خردمند ترین مردم چه اشخاصی هستند؟
خردمند ترین مردم چه اشخاصی هستند؟
اگر بپذیریم جهان و زندگی گاه و یا حتی غالبا به گونه ای پیش نمی رود که ما می خواهیم، آرام آرام به این رهنمون ـــ که سزاوار است برای اجرایی کردن آن ساز و کار لازم را فراهم کنیم. ــــ هدایت می شویم که با توجه به فردیت منحصر به فرد آدم ها، نخست آنها را همان طور که هستند بپذیریم و سپس در بررسی و نقد انها، با توجه به اینکه ما در دنیای ممکنات زندگی می کنیم، شناخت دقیق و درست آنها را بر بررسی و نقد مقدم بدانیم و بین نفع، صلاح و حق، تا آنجایی که امکان دارد، حق را در نظر داشته باشیم و منطق انجام کار ها را لحاظ و حق هر انسانی را به درستی ادا کنیم.گفتنی است گاه ما انسان ها، عناد با خود داریم و منشآ رنج های ما در برخی مواقع در درون خود ماست و نوع تربیت رایج ما را وادار به فرافکنی و سایر مکانیسم های دفاعی کرده و دنبال مقصر می گردیم و آرامش خود را که موهبت بزرگی است، از دست داده و سلامت روان خود و دیگران را در معرض خطر جدی قرار می دهیم. حتی گاه دیرتر و دورتر را لحاظ نمی کنیم و برای موضوعات زود گذر و قدرت طلبی، تا مرز جنون، پیش می رویم. این جاست که با عمق سخن پیشینیان، ارتباط برقرار می کنیم:خردمند ترین مردم کسانی هستند که تقوی پیشه می کنند و احمق ترین مردم کسانی هستند که دنبال فسق و فجور و تباهی و جنایت هستند. چرا که با اندک تآمل پی خواهیم برد در درون هر فسق و فجوری، حماقتی نهفته است. حتی می توان گفت فسق و فجور ها در درازنای تاریخ و جنایت های رایج، علاوه بر معیوب بودن ساختار ها، تا حدودی به خاطر کم عقلی ها و نادانی ها و جهالت ها و دریک کلام مشکلات شناختی و نداشتن فهم درست از مسائل اجتماعی است. از این رو شاید و شاید بتوان گفت گام اول و وسط و آخر برای انجام درست هر کاری شناخت خردمندانه آن کار است.باقی بقایتان، شنیدن نقدهایتان نصیبمان
م.ص. ذاکری
مسئولیت رسانه : رعایت «اصل عدم آسیبرسانی» در تربیت نسل آینده است
مسئولیت رسانه :
رعایت «اصل عدم آسیبرسانی» در تربیت نسل آینده است
فاطمه کریمی (وکیل دادگستری)
رسانههای عمومی، بهعنوان امانتدار فضای عمومی، وظیفه حقوقی و اخلاقی دارند که از ترویج هرگونه محتوایی که منجر به خشونتگرایی یا عادیسازی رفتارهای تهاجمی میشود، خودداری کنند. نمایش آموزشهای تیراندازی در قالب برنامههای عمومی، نه تنها یک خطای استراتژیک، بلکه از منظر حقوقی، با اصول بنیادین «حق بر آموزش و تربیت سالم» در تضاد است.
طبق استانداردهای بینالمللی و کنوانسیونهای حقوق کودک، رسانهها موظفاند از نمایش محتواهایی که سلامت روان کودکان و نوجوانان را به خطر میاندازد یا آنها را به سمت رفتارهای پرخطر سوق میدهد، پرهیز کنند.
آموزش مهارتهای نظامی در رسانهای که باید پناهگاه امنیت و آموزش زندگی باشد، نوعی «ترویج غیرمستقیم خشونت» تلقی میشود که میتواند منجر به تغییر الگوی رفتاری نسل جدید و کاهش سطح همدلی اجتماعی گردد.
مسئولیت رسانه تنها انتقال اطلاعات نیست، بلکه رعایت «اصل عدم آسیبرسانی» در تربیت نسل آینده است. نمایش آموزش شلیک، در زمانی که جامعه درگیر بحرانهای انسانی و امنیتی است، نقض وظیفه رسانه در جهت صیانت از سلامت روانی و اخلاقی جامعه است. ما موکداً خواستار بازنگری در محتوای رسانهای و پایبندی به استانداردهای حقوقی در قبال ملت و صیانت از تربیت نسل آینده هستیم.
ما به رسانهای نیاز داریم که به جای آموزشِ «چگونه شلیک کنیم»، به ما بیاموزد که «چگونه با هم زندگی کنیم»؛ و به جای اینکه یاد بدهد «چگونه هدف بگیریم»، بیاموزد که «چگونه انسانیت را حفظ کنیم».
27اردیبهشت ۱۴۰۵
ضرورت توجه به آموزش در مقطع ابتدایی از طریق بازی
ضرورت توجه به آموزش در مقطع ابتدایی از طریق بازی:
امروزه اهمیت راهبردی «آموزش از طریق بازی» در دوره ابتدایی در کشورهای پیشرو در زمینه آموزش عمومی مورد تاکید است؛ رویکردی که نهتنها با ویژگیهای رشدی کودکان این دوره کاملاً سازگار است، بلکه بر پایه یافتههای علمیِ روانشناسی تربیتی و علوم یادگیری، از مؤثرترین شیوههای آموزش عمیق، پایدار و انگیزهبخش به شمار میآید.کودک در فرایند بازی، صرفاً سرگرم نمیشود؛ بلکه در بستر فعالیتی پویا و معنادار، مهارتهای زبانی، شناختی، اجتماعی، هیجانی و حرکتی خود را توأمان پرورش میدهد. بازیِ هدفمند، زمینهای فراهم میکند تا دانشآموز با اشتیاق و بدون ترس از خطا، مفاهیم درسی را تجربه کند، بیازماید، تحلیل کند و به فهمی عمیقتر برسد. چنین رویکردی، یادگیری را از حفظمحوری و انفعال، به مشارکت، اکتشاف و خلاقیت سوق میدهد.از اینرو، انتظار میرود در سیاستگذاریهای آموزشی، برنامهریزی درسی، توانمندسازی معلمان و طراحی محیطهای یادگیری، جایگاه آموزش بازیمحور بهصورت جدی و نظاممند مورد توجه قرار گیرد. ایجاد فرصت برای بازیهای هدایتشده، نقشآفرینی، فعالیتهای حرکتی و بازیهای فکری میتواند به تقویت سواد پایه، حل مسئله، همکاری، خودتنظیمی و علاقه به مدرسه بینجامد؛ اموری که برای تربیت نسل آینده ضرورتی انکارناپذیر است.امید است با حمایت و راهبری سازمان، آموزش و پرورش کشور از ظرفیت ارزشمند بازی بهعنوان ابزاری علمی، تربیتی و اثرگذار بهرهمند شود و زمینهای فراهم آید تا مدرسه برای کودکان، همزمان محل یادگیری، رشد و نشاط باشد.
ارائه : مهرداد راهداری
عناوین کارگاهها و روزهای برگزاری: «کودک در بحران، چگونه با گفت و گو امنیت بسازیم؟»
«کودک در بحران، چگونه با گفت و گو امنیت بسازیم؟»
معاونت آموزشی سازمان جهاد دانشگاهی تهران برگزار میکند:
کارگاههای آموزشی رایگان«جنگ و زندگی»
عناوین کارگاهها و روزهای برگزاری:
«کودک در بحران، چگونه با گفت و گو امنیت بسازیم؟»استاد: دکتر نورالدین محمودی
زمان: دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ساعت ۱۳ تا ۱۵لینک ثبتنام:https://jtt.ir/classroom/12950
«برخورد نقادانه با رسانهها در زمان جنگ»استاد: دکتر حسین شیخ رضایی
زمان: سهشنبه ۲۹اردیبهشت ساعت ۱۳ تا ۱۵لینک ثبتنام:https://jtt.ir/classroom/12951
«کودکان، جنگ و مهارتهای روانی کنترل ترس و استرس»استاد: دکتر رزا راشدی
زمان:چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ساعت ۱۳ تا ۱۵لینک ثبتنام:https://jtt.ir/classroom/12952
«تفکر خلاق در روزهای سخت؛ مهارتهایی برای بازسازی امید»استاد: خانم دکتر مریم پورآقا
زمان: پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ساعت ۱۳ تا ۱۵لینک ثبتنام:https://jtt.ir/classroom/12953
کارگاهها به صورت برخط برگزار میشود.Jtt.irشماره تماس: ۸۴۶۵۰
انتشار دهنده : خانم دکتر مریم احمدی گیوی – پژوهشگر اجتماعی
