باید برخاست.

باید برخاست.
خطاب به تمامی ایرانیان؛ در وطن و در غربت

هموطنان عزیز، فرزندان این سرزمین کهن و پرافتخار،

تاریخ، لحظاتی را دارد که در آن سرنوشت یک ملت، در گرو یک تصمیم است: تصمیم برای «برخاستن». سال ۲۰۲۶ برای ما تنها یک عدد در تقویم نبود؛ سالی بود که در آن، تقدیر ایران با آزمونی سخت پیوند خورد. وقتی سایه تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیست بر خاک ما سنگینی می‌کرد و دردی جانکاه با شهادت حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای بر قلب‌ها نشست، گمان می‌کردند ایران در سکوت فرو خواهد رفت. اما آن‌ها نمی‌دانستند که بذر بیداری در رگ‌های این ملت، در انتظار یک طوفان بود.

«مبعوث شدن» ملت ایران در آن روزهای سخت، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه‌ی سال‌ها اندوه، امید و ایمان بود. بیداری ما، از کوچه-پس‌کوچه‌های تهران تا دورترین نقاط دنیا، یک صدای واحد شد. ایرانیانی که در هر گوشه از جهان پراکنده بودند، فراتر از تفاوت‌ها و مرزها، در یک نقطه تلاقی کردند: «حفاظت از نام و بقای ایران».

جنگ رمضان سال ۲۰۲۶، تنها نبردی با ابزار نظامی نبود؛ بلکه نبردی بود میان اراده‌ی یک ملت در برابر تکبر یک امپراتوری. پیروزی در این نبرد، مدیون همان «برخاستن» جمعی بود. ایرانیان داخل کشور با سینه سخت و ایستادگی حماسی در میدان، و ایرانیان مقیم کشورهای جهان با سازماندهی، حمایت‌های استراتژیک و فریاد رسانی در مجامع جهانی، دست در دست هم دادند تا سدی نفوذناپذیر در برابر متجاوران بسازند.

ما ثابت کردیم که وقتی ایرانیان، از هر جایگاه و با هر دیدگاهی، برای نجات وطن خود برخیزند، کمتر نیرویی یافت می شود که بتواند صدای آنها را خاموش کند.  پیروزی در جنگ رمضان، پیام روشنی برای جهان داشت: ایران دیگر تنها یک نقطه روی نقشه نیست، بلکه اراده ای است که مصمم است تسلیم نشود.

امروز، در حالی که غبار جنگ فرو نشسته و پیروزی را جشن می‌گیریم، باید بدانیم که «برخاستن» یک اتفاق گذرا نبود، بلکه یک «رسالت» است. ما مبعوث شدیم تا نشان دهیم اتحاد ایرانیان، بزرگترین سرمایه‌ی این سرزمین است.

ای ایرانیان عزیز، بیدار بمانید و استوار؛ چرا که تاریخ گواه است: هرگاه ایرانیان با هم برخیزند، جهان به لرزه می‌افتد و پیروزی،تنها یک قدم با ایرانیان مصمم، فاصله دارد.

باید برخاست؛ برای وطن، برای عزت و برای آینده‌ای که خودمان می‌سازیم.

چگونه می‌شود یک کشور را از حکمرانی یک‌سویه به سمت حکمرانی گفت‌وگومحور و اجتماعی‌تر برد؟

چگونه می‌شود یک کشور را از حکمرانی یک‌سویه به سمت حکمرانی گفت‌وگومحور و اجتماعی‌تر برد؟

 

  این مقاله ‌در سه محور اصلی (اعتماد، نهادسازی و تمرکززدایی) برای تبیین این مسیر تدوین شده است:

از «فرمان» به «گفت‌وگو»: مسیر گذار به حکمرانی اجتماعی در ایران

حکمرانی در دوران مدرن، دیگر تنها بر مدار «قدرت» نمی‌چرخد، بلکه بر مدار «مشروعیت» و «پذیرش اجتماعی» است. زمانی که فاصله میان تصمیم‌گیرندگان و تصمیم‌گیر‌شوندگان زیاد شود، حکمرانی یک‌سویه منجر به «بحران اعتماد» و «فرسایش سرمایه‌های اجتماعی» می‌گردد. برای گذار به سمتی که حکمرانی، بازتابی از اراده و گفتگوهای اجتماعی باشد، سه گام راهبردی ضروری است:

۱. بازسازی «اعتماد»؛ پیش‌شرط گفتگو

هیچ گفتگوی سازنده‌ای در فضای بی‌اعتمادی شکل نمی‌گیرد. برای شروع، باید از «شفافیت» و «پاسخگویی» شروع کرد.

– شفافیت: یعنی تصمیمات نه بر اساس دستورات پنهان، بلکه بر اساس معیارهای روشن و اعلام‌شده گرفته شوند.

– پذیرش خطا: حکمرانی گفت‌وگومحور زمانی آغاز می‌شود که قدرت، توانایی پذیرش اشتباهات گذشته و اصلاح آن‌ها را داشته باشد. این «تواضع سیاسی»، اولین پل ارتباطی برای بازگشت گروه‌های مختلف اجتماعی به میز مذاکره است.

۲. تقویت «نهادهای واسط» و جامعه مدنی

در حکمرانی یک‌سویه، دولت مستقیماً با فرد مواجه است و میان آن‌ها هیچ واسطه‌ای نیست. این وضعیت منجر به فشار زیاد بر هر دو طرف می‌شود.

برای اجتماعی‌تر شدن حکمرانی، باید «نهادهای واسط» (مانند تشکل‌های تخصصی، صنفی، محلی و خیریه‌های فعال) تقویت شوند. این نهادها نقش «ترجمه» خواسته‌های پراکنده مردم به زبان سیاست و «ترجمه» تصمیمات کلان به زبان نیازهای محلی را دارند. وقتی این نهادها قدرت اثرگذاری پیدا کنند، حکمرانی از حالت «تک‌صدایی» به «چندصدایی سازمان‌یافته» تغییر می‌یابد.

۳. تمرکززدایی و حکمرانی محلی (Local Governance)

یکی از موانع اصلی حکمرانی اجتماعی در ایران، تمرکز شدید قدرت در مرکز است. گذار به حکمرانی گفت‌وگومحور مستلزم آن است که «حق تصمیم‌گیری» به پایین‌ترین سطح ممکن (محله‌ها، روستاها و شهرها) منتقل شود.

زمانی که مردم در مورد مسائل کوچک محلی خود (مانند مدیریت منابع آب یک روستا یا بودجه یک محله) تصمیم بگیرند و آن تصمیمات اجرا شود، آن‌ها «تجربه موفقیت در مشارکت» را کسب می‌کنند. این تجربه، بذر اعتماد را می‌کارد و جامعه را برای مشارکت در تصمیمات کلان‌تر آماده می‌کند.

نتیجه‌گیری:

گذار به حکمرانی گفت‌وگومحور، به معنای حذف مدیریت یا هرج‌ومرج نیست؛ بلکه به معنای تبدیل «رابطه دستور و اطاعت» به «رابطه مشارکت و مسئولیت‌پذیری» است. در این مدل، دولت دیگر «تنها تصمیم‌گیرنده» نیست، بلکه «تسهیل‌گر» (Facilitator) است که میزهای گفتگو را می‌گستراند تا خرد جمعی جامعه در اداره امور کشور جاری شود.

 

«حکمرانی اجتماعی، هنرِ تبدیل کردن تضادها به تکثر و تبدیل کردن فرمان‌ها به تفاهم‌هاست.»

در جستجوی مسیر توسعه

در جستجوی مسیر توسعه

📘 در جستجوی مسیر توسعه
واکاوی چالش‌های سیاست‌گذاری توسعه در ایران پس از انقلاب
از منظر سیاست مداران سابق و اندیشمندان توسعه

نویسنده: مرتضی درخشان و محمد حیدری

🔹 در آستانه قرن پانزدهم هجری شمسی، ایران با پرسش‌هایی روبه‌روست که دیگر نمی‌توان برای پاسخ به آن‌ها به منابع طبیعی، برنامه‌های رسمی یا حتی امیدهای تاریخی تکیه کرد. جامعه‌ای که روزگاری گمان می‌کرد با داشتن نفت، نیروی انسانی تحصیل‌کرده، تاریخ متمدن و موقعیت ممتاز جغرافیایی، دیر یا زود از گردنه توسعه عبور خواهد کرد، اکنون دریافته است که توسعه نه محصول منابع، بلکه محصول اندیشه، حکمرانی و ظرفیت‌های نهادی و اجتماعی است.

🔹 امروز، مسئله فقط این نیست که چرا توسعه‌نیافته‌ایم؟ بلکه پرسش عمیق‌تر این است:
              چرا امکان توسعه در ایران شکل نمی‌گیرد؟

🔹 چرا مسیر توسعه در ایران بارها آغاز می‌شود، اما به بلوغ نمی‌رسد، استمرار نمی‌یابد و گاه حتی فرسوده و وارونه می‌شود؟ تجربه یکصد ساله پس از مشروطیت نشان می‌دهد که ایران مدرن، زودتر از آنکه فرصت بلوغ دولت مدرن را پیدا کند، به نفت پیوند خورد و به‌جای تکوین اندیشه و نهاد، به توزیع منابع پرداخته است. ازآن‌پس توسعه در ایران بیشتر به «پروژه‌ای اجرایی با پشتوانه نفت» تبدیل شد تا «فرایندی اندیشه‌محور و نهادی»؛ و این آغاز گسستی بود که هنوز ادامه دارد. ما منابع را مصرف کردیم، اما گفت‌وگو، تفکر، نهادمندی و یادگیری را تمرین نکردیم.

🔹 در دهه‌های اخیر، شکاف‌های ایدئولوژیک، فرسودگی نهادهای اجتماعی، فرسایش سرمایه اجتماعی، تضعیف بخش خصوصی و بی‌ثباتی در سیاست‌گذاری، ایران را با یک سردرگمی تاریخی روبه‌رو کرده است؛ سردرگمی میان بحران و فرصت، میان توسعه‌خواهی و توسعه‌گریزی، میان دانستن راه و نداشتن امکان رفتن؛ اما در کنار این چالش‌ها، ایران میزبان یک گنج مهم است: دانش ضمنی توسعه. دانشی که در ذهن و تجربه کسانی نهفته است که دهه‌ها در موقعیت تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری زیسته‌اند؛ کسانی که توسعه را نه در کتاب‌ها، بلکه در میدان حکمرانی آزموده‌اند. این دانش، در اسناد رسمی دیده نمی‌شود، در سخنرانی‌ها گفته نمی‌شود و حتی گاه آگاهانه یا ناخواسته پنهان می‌ماند، اما در گفت‌وگوهای ژرف، آهسته، خود را نمایان می‌کند.

🔹 مسئله این کتاب، نه‌فقط تبیین توسعه‌نیافتگی ایران، بلکه جست‌وجوی امکان توسعه از درون تجربه زیسته صاحبان سیاست و اندیشه است؛ تلاشی برای تبدیل روایت‌های پراکنده به فهم مفهومی؛ برای تبدیل تجربه زیسته سیاست‌گذاران به زبان مشترک توسعه.

🔹 این پژوهش حاصل مجموعه‌ای از گفت‌وگوهای ژرفانگر با پنجاه نفر از مهم‌ترین چهره‌های سیاست‌گذاری، مدیریت توسعه‌ای، اقتصاد، جامعه‌شناسی، تاریخ، دیپلماسی، برنامه‌ریزی و حوزه اندیشه توسعه در ایران است. گفت‌وگوهایی که نه برای ثبت خاطرات، بلکه برای یافتن سرنخ‌های اندیشه‌ای توسعه در ذهن کسانی انجام شد که سال‌ها در قلب نظام تصمیم‌گیری زیسته‌اند.

🔹 اما حاصل این گفت‌وگوها، نه روایت‌های شخصی مصاحبه‌شوندگان است، نه گزارش رسمی پژوهش؛ بلکه صورت‌بندی مفهومی این تجربه‌هاست. ما نه نام افراد را مبنا قرار دادیم و نه گفته‌های آنان را به‌صورت مستقیم روایت کردیم، بلکه تلاش کردیم با تحلیل مضمون گفت‌وگوها، شبکه‌ای از مفاهیم، موانع و امکان‌های توسعه در ایران را بازسازی کنیم؛ شبکه‌ای که می‌تواند به زبان مشترک توسعه در ایران تبدیل شود.

🔹 این کتاب، پاسخی قطعی به پرسش توسعه نیست؛ اما تلاش می‌کند پرسش درست را بسازد. زیرا در ایران، مشکل فقط فقدان پاسخ نیست؛ بلکه مشکل، ناتوانی در صورت‌بندی مسئله است.

🔹 در زمانه‌ای که منابع رو به پایان‌اند، فرصت تکرار خطاهای تاریخی ازدست‌رفته و جامعه در معرض تقاطعی از بحران‌های پیچیده اقتصادی، اجتماعی و نهادی قرارگرفته است، پرسیدن سوال درست از پاسخ آن مهمتر است.

🔹 و شاید نخستین گام، آغاز یک گفت‌وگوی ملی و واقعی درباره توسعه باشد.
به امید گام برداشتن ایران در مسیر توسعه …

برگزاري کلاسهاي جبراني تابستاني از 15 تير

برگزاري کلاسهاي جبراني تابستاني از 15 تير

 

معاون آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش با بيان اينکه پيش‌بيني مي‌شود تا پايان تير، تمام ثبت‌نام‌هاي نوآموزان کلاس اول دبستان را قطعي کنيم گفت: يک ميليون و 154 هزار نفر از مواليد کشور شش سال تمام هستند که مهر وارد کلاس اول مي‌شوند که تاکنون 820 هزار پيش ثبت‌نام انجام شده است.رضوان حکيم‌زاده در خصوص شرايط ثبت‌نام پايه اولي‌ها گفت: مبنا براي ثبت‌نام همه دانش‌آموزان است، پيش‌بيني مي‌شود تا تاريخ 10 تير ثبت‌نام کلاس اولي‌ها انجام شود ولي اين اطمينان را به خانواده مي‌دهيم که اگر به هر دليلي موفق نشدند در اين بازه زماني ثبت‌نام کنند، مي‌توانند در تاريخ ديگري که اعلام مي‌شود ثبت‌نام را انجام دهند.وي با بيان اينکه ثبت‌نام به موقع در برنامه‌ريزي‌ها و ساماندهي‌هاي کلاس درس به ما کمک مي‌کند، در خصوص روند ثبت‌نام افزود: همه همکاران تلاش خود را کردند تا شاهد يک سامانه يکپارچه باشيم که کمک بزرگي به خانواده‌ها مي‌کند. اين سامانه به سامانه پشتيباني از طرف ثبت احوال وصل است و به محض وارد کردن کد ملي والدين، مشخصات فرزندان ثبت مي‌شود.حکيم زاده با بيان اينکه سامانه طوري طراحي شده که در پيش ثبت‌نام نيازي به کار خاصي نيست، تنها اطلاعات وارد شده تطبيق داده مي‌شود تا اگر مشکلي وجود دارد ويرايش انجام شود، افزود: مرحله بعدي ثبت‌نام قطعي است که دانش‌آموز به مدرسه مراجعه و مدير مدرسه اصل مدارک را رويت مي‌کند. ثبت‌نام قطعي وقتي است که والدين وارد سامانه شده و مدرسه را انتخاب کنند. مدرسه بايد در محدوده ثبت‌نام دانش‌آموز باشد و سنجش اوليه نيز انجام شده باشد.معاون وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اينکه در مرحله اول ثبت‌نام اوليه و همچنين در مرحله بعدي پيامک براي والدين درباره مراحل ثبت‌نام ارسال مي‌شود، گفت: پيش‌بيني مي‌شود تا پايان تير تمام ثبت‌نامها را قطعي کنيم تا بتوانيم کلاس بندي انجام و ابلاغ معلمان و امور تحصيلي را ساماندهي کنيم.حکيم زاده در خصوص برگزاري کلاسهاي جبراني تابستاني ضعف بدليل آموزش‌هاي مجازي هم گفت: برنامه اصلي در معاونت ابتدايي براي تابستان امسال پايگاه‌هاي حامي است. اگر خانواده نگران مهارت‌هاي سواد پايه فرزندشان هستند که بايد تقويت شود، در پايگاه‌ها شرکت کنند که از 15 تيرماه شروع و تا آخر مرداد انجام مي‌شود اما در برخي استان‌ها آغاز شده است.وي با بيان اينکه اجباري براي حضور نيست اما الزام است چون فرصت خوب يادگيري است ادامه داد: مدارس ملزم هستند دانش‌آموزان را شناسايي، به خانواده‌ها اطلاع و پايگاه‌ها را تشکيل دهند.

? Human rights advocates, is killing children a crime or not

Human rights advocates, is killing children a crime or not

مدعیان حقوق بشر، آیا کشتن کودکان جنایت هست یا نیست؟

در دنیایی که فریاد «حقوق بشر» در هر گوشه‌ای به گوش می‌رسد و سازمان‌های بین‌المللی با ادبیاتی پیچیده از «کرامت انسانی» سخن می‌گویند، یک اصل بدیهی و تغییرناپذیر وجود دارد: حق زندگی. این حق، ابتدایی‌ترین و مقدس‌ترین حق هر انسانی است و در رأس آن، کودکان قرار دارند؛ موجودات پاکی که نه سیاست می‌شناسند، نه مرز و نه کینه.

اما نگاهی به واقعیت‌های تلخ جهان امروز می‌اندازیم و با حقیقتی تکان‌دهنده روبرو می‌شویم: استانداردهای حقوق بشر، بسته به اینکه کودک در کجا زندگی می‌کند و چه پاسپورتی دارد، تغییر می‌کند.

ما شاهدیم که وقتی کودکی در نقاطی از جهان کشته می‌شود، دنیا به mourning (عزا) می‌نشیند، سازمان‌های حقوق بشری بیانیه‌های تند صادر می‌کنند و دادگاه‌های بین‌المللی به تکاپو می‌افتند. اما وقتی بمب‌ها بر سر خوابگاه‌های کودکان در غزه، یمن یا مناطق جنگ‌زده دیگر فرود می‌آیند، همان مدعیان حقوق بشر، سکوت می‌کنند یا بدتر از آن، این کشتار را تحت عنوان «دفاع مشروع» یا «تلفات جانبی» توجیه می‌کنند.

پرسش ما از شماست، ای مدعیان حقوق بشر:
آیا تعریف «جنایت» بر اساس جغرافیا تعیین می‌شود؟ آیا خون کودکی که زیر آوار خانه-اش دفن شده، رنگ متفاوتی با خون کودکی در کشورهای توسعه‌یافته دارد؟ اگر کشتن یک کودک در یک نقطه از جهان «جنایت جنگی» است، پس در نقطه دیگر چه نام دارد؟

وقتی یک کودک کشته می‌شود، تمام آینده‌ی یک نسل، تمام رویاهای ساده و تمام خنده‌های معصومانه در یک لحظه به خاک تبدیل می‌شود. در برابر جسد کوچک یک کودک، هیچ توجیه سیاسی، هیچ استراتژی نظامی و هیچ منافع ژئوپلیتیکی نمی‌تواند جایگزین کلمه «جنایت» شود.

حقوق بشر نباید ابزاری برای بازی‌های سیاسی و فشار بر مخالفان باشد. اگر قرار است حقوق بشر تنها برای «برخی از انسان‌ها» باشد، پس این مفهوم در حقیقت یک دروغ بزرگ است. عدالت یا برای همه است یا برای هیچ‌کس.

پس پاسخ دهید:
کشتن کودکان جنایت است یا نیست؟
اگر جنایت است، پس چرا سکوت می‌کنید؟ و اگر نیست، پس کلمه «بشر» را از عبارت «حقوق بشر» پاک کنید؛ چرا که شما تنها به حقوق «برخی بشر» باور دارید، نه همه آن‌ها.

سکوت در برابر کشتار کودکان، همدستی در جنایت است.

کودکان، به مثابه کارگران صلح

کودکان، به مثابه کارگران صلح

یوهان گالتونگ پژوهشگر صلح گفته است: «نگویید معمار صلح، بگویید کارگر صلح»شاید و شاید بتوان گفت گالتونگ صلح را ساختنی می داند و نه انتقال دادنی و آن را به سطح existential ارتقا می دهد. چرا که گالتونگ بر آنست که صلح یک نقشه‌ی مهندسی شده نیست که اگر آن را رسم کنیم، در جهان صلح ظاهر می شود. صلح یک تلاش مستمر، مشحون از اصطکاک و… است و سزاوار است مانند کارگران شریف آن را آجر به آجر بسازیم. چگونه؟نخست توسط میلیارد ها کودکان کارگر صلح در ارتباطات انسانی روزمره، در گفتار، کردار و مدیریت اختلافات، صلح ساخته می شود. به حضرت عباس قسم ــــ قسم غالب ما ایرانیان ــــ صلح نیز مانند دانش، اخلاق، سلامت و… ساختنی است و نه انتقال دادنی. چرا که اگر صلح را فقط و فقط معماری بدانیم، صلح به یک آرزوی دور تبدیل می شود. اما و هزار اما اگر آن را به مثابه کارگری بدانیم، صلح به یک وظیفه‌ی روزانه و ملموس همگانی، علی الخصوص برای کودکان ـــ که دردمندانه توان دفاع از خود را نیز ندارند. ــــ تبدیل می شود.سزاوار است بکوشیم کودکان را کسانی که در مورد صلح رویایی دارند، تلقی نکنیم، بلکه در صدد تربیت کارگران صلح باشیم که صلح را روزانه و آجر آجر بسازند.مقصود از تربیت نیز قسمی تحول است که فضایی یادگیرنده و دموکراتیک ایجاد کنیم تا کودکان با دست و دل و دماغ خود، به سمت ارزش ها از جمله صلح، کشیده شوند و نه اینکه خدای ناکرده در صدد کشاندن آنها به سمت ارزشها از جمله صلح باشیم.
م. ص. ذاکری

چگونه یادگیریِ عمیق داشته باشیم؟

چگونه یادگیریِ عمیق داشته باشیم؟

💬 تجربه‌نگاری _ ۱۱

ه باشیم
✍️ دکتر محمد صادق ذاکری
پژوهشگر حوزه آموزش و پرورش

نخست سزاوار است اشاره ای به مراحلی که به منظور باورمند کردن شخص نسبت به یک طرز فکر، یا ارزش خاص، طی کند داشته باشیم:1–Receieving2–Responsing3–Valuing4–Organizing5–Characterization by a valueگفتنی است نخستین مرحله یعنی «دریافت» از طریق سخنرانی کم اثر تر است، تا دیدن یک تئاتر و یا بیان یک داستان اخلاقی.پس از مرحله‌ی نخست شاهد «پاسخ» و عکس العمل مخاطب هستیم.سپس مرحله‌ی «ارزش گذاری» و احساس تعهد آغاز می گردد.در چهارمین مرحله «سازمان دهی» –قرار دادن هر چیز در جای خود– انجام می شود.در مرحله‌ی پنجم «تبلور شخصیت» رخ می دهد. به عبارت دیگر پس از طی این مراحل، مطلب در ذهن مخاطب گره می خورد و می توان گفت با وجود شخص، یکی می شود.حال در پاسخ به پرسش عنوان این یادداشت به اختصار می توان گفت وظیفه‌ی اصلی علوم یادگیری این است که مخاطب را با توجه به موقعیت یادگیرنده و اکولوژی یادگیری، فضایی پداگوژیک و دموکراتیک ایجاد کنند تا مخاطب خود با دست و دل و دماغ خود، یاد بگیرد. در این صورت یادگیرنده تا حدود زیادی به عمل نزدیک می شود.یادآور می‌شود یکی از آموزه‌های مبحث پویایی گروه، این است که آنچه به طور غیرمستقیم آموخته شود، معمولا موثرتر است و مقاومت مخاطب برای پذیرش آن معمولا ناچیز است. از این رو بهتر است به جای اینکه مستقیم به مخاطب بگوییم، موقع عطسه از دستمال استفاده کنید، به گونه ای غیر مستقیم بپرسیم: «موقع عطسه چه کار باید بکنید؟»دوست دارم این یادداشت را با قطعه ای از فیلم عباس کیا رستمی — روانش مینوی باد. — یعنی مشق شب که در سال ۱۳۶۷ ساخته شده است به پایان برم:تو تنبیه می دونی یعنی چی؟— تنبیه… بلهیعنی چی؟–کتکتشویق یعنی چی؟نمی دونی؟–نه#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه 🌏 شبکه‌های اجتماعی ما
🔶 روبیکا | بله | ایتا | تلگرام | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/mortezanazari_ed
)*

عنوان کلاس: عبور از ترس استاد خلیل سیدزاده

عنوان کلاس: عبور از ترس استاد خلیل سیدزاده

زمان برگزاری : ساعت 17 تا 18:30
سه شنبه 26 خرداد 1405
نحوه ورود به جلسه: ابتدا روی لینک : https://conference.fanotech.ir/cq6uv74brn9wtibipik1 اشاره فرموده سپس نام و نام خانوادگی تان وارد نموده و از طریق دکمه #مهمان وارد شوید. توجه! جهت رفاه حال عزیزان، گزینه نام کاربری و کلمه عبور حذف شده اما صرفا کسانی مجازند وارد کلاس شوند که نامشان

در لیست موجود باشد:

ردیف        نام                             نام خانوادگی

اندیشکده نوآوری اجتماعی کیان، به مناسبت روز جهانی منع کار کودک، برگزار می‌کند:

اندیشکده نوآوری اجتماعی کیان، به مناسبت روز جهانی منع کار کودک، برگزار می‌کند:

نشست تخصصی «کار “ناسالم” یا بهره‌کشی اقتصادی از کودک؛ بازتعریف مرز میان کار و استثمار»
ما در این نشست با نگاهی موشکافانه و از دریچه حقوق، نوآوری اجتماعی و مدیریت سازمان‌های مردم‌نهاد، به بررسی یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های اجتماعی معاصر می‌پردازیم. کجای این مسیر “آموزش مسئولیت‌پذیری” جای خود را به “تضییع حقوق بنیادی” می‌دهد؟
🎤 با حضور متخصصان و صاحب‌نظران:
۱. دکتر محسن کرمانی: معاون نوآوری سازمان بهزیستی
۲. دکتر محمدصالح نقره‌کار: حقوق‌دان و وکیل دادگستری
۳. دکتر رضا حسین‌خانی: مسئول اندیشکده کیان در آذربایجان شرقی
۴. دکتر نوید مسائلی: مدیر سمن سرای مهر و دوستی
🗓️ زمان: سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ | ساعت ۱۶ تا ۱۹
📍 مکان: تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر (عج) و برادران مظفر، پلاک ۹۰۷، خانه اندیشه‌ورزان ایران.
توجه: نشست همزمان حضوری و مجازی برگزار می‌گردد. لینک مجازی مشاهده نشست در روز نشست در کانال های اندیشکده قرار داده می شود.
🤝 با همکاری خانه اندیشه‌ورزان
برای کسب اطلاعات بیشتر و پیگیری فعالیت‌ها:
🆔 @kianthinktankاندیشکده نوآوری اجتماعی کیان را در بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام دنبال کنید.#رویداد

کودکی حق هر کودک است

کودکی حق هر کودک است
در روز جهانی مبارزه با کار کودک، ما جمعی از سازمان‌های مردم‌نهاد، فعالان اجتماعی، متخصصان و کنشگران حوزه کودک، بر این اصل تأکید می‌کنیم که کودکی حق هر کودک است؛ حقی که امروز برای شمار زیادی از کودکان، زیر فشار فقر، نابرابری، محرومیت آموزشی، مهاجرت، ناامنی اقتصادی و پیامدهای جنگ و ناامنی‌های ناشی از آن، به‌طور جدی نقض می‌شود.ماده ۳۲ پیمان‌نامه حقوق کودک، مقاوله‌نامه شماره ۱۸۲ سازمان بین‌المللی کار و قوانین داخلی، بر حمایت از کودکان در برابر بهره‌کشی اقتصادی و اشکال زیان‌بار کار تأکید دارند. با این حال، واقعیت زندگی بسیاری از کودکان نشان می‌دهد که میان این تعهدات و وضعیت موجود، فاصله‌ای عمیق وجود دارد.امروز کار کودک، ترک تحصیل و محرومیت از فرصت‌های رشد و یادگیری، همچنان واقعیتی انکارناپذیر در زندگی بسیاری از کودکان است. فشارهای اقتصادی، گسترش فقر، کاهش امنیت معیشتی خانواده‌ها و پیامدهای جنگ و ناامنی‌های ناشی از آن، این وضعیت را تشدید کرده و کودکان بیشتری را از حق آموزش، سلامت، امنیت و رشد محروم ساخته است.ما همچنین نسبت به عادی‌سازی کار کودک هشدار می‌دهیم. هیچ بحران اقتصادی یا اجتماعی نباید بهانه‌ای برای پذیرش کار کودک یا محرومیت کودکان از حقوق بنیادینشان باشد. پذیرش کار کودک به‌عنوان راه‌حلی برای مشکلات معیشتی، نه‌تنها حقوق کودکان را نادیده می‌گیرد، بلکه به تداوم چرخه فقر و نابرابری نیز دامن می‌زند.

بر این اساس، مطالبات نهادهای امضا کننده این بیانیه را  به شرح ذیل اعلام می‌داریم:

 تضمین دسترسی همه کودکان، بدون هرگونه تبعیض، به آموزش باکیفیت و جلوگیری از بازماندگی از تحصیل؛ تقویت حمایت‌های اجتماعی و معیشتی از خانواده‌های در معرض فقر و آسیب؛حمایت ویژه از کودکان مهاجر، کودکان بازمانده از تحصیل و سایر گروه‌های در معرض آسیب؛توسعه خدمات سلامت روان و حمایت‌های روانی ـ اجتماعی برای کودکان و خانواده‌ها؛ اجرای مؤثر قوانین مرتبط با منع کار کودک و مقابله با بهره‌کشی اقتصادی از کودکان؛ اصلاح و اجرای مؤثر سیاست‌ها و تنظیمات بازار کار به‌منظور پیشگیری از به‌کارگیری کودکان و حذف اشکال مختلف کار کودک در بخش‌های رسمی و غیررسمی اقتصاد؛ تقویت مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی بخش خصوصی، کارفرمایان و بنگاه‌های اقتصادی در پیشگیری از کار کودک و رعایت حقوق کودک در تمامی مراحل فعالیت و زنجیره تأمین؛ گسترش برنامه‌های آگاهی‌بخشی عمومی درباره پیامدهای کار کودک و حقوق کودکان، با بهره‌گیری از ظرفیت رسانه ملی، رسانه‌های دولتی و عمومی و سایر ابزارهای ارتباطی و آموزشی کشور؛ فراهم کردن زمینه مشارکت مؤثر نهادهای مدنی و جوامع محلی در برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات مرتبط با حقوق کودک.
در سالی که شعار جهانی روز مبارزه با کار کودک «کارت قرمز به کار کودک؛ بازی جوانمردانه برای کودکان و کار شایسته برای بزرگسالان» انتخاب شده است، ما نیز کارت قرمز خود را به هرگونه بهره‌کشی از کودکان، محرومیت از آموزش، بازماندگی از تحصیل و نقض حق کودکی نشان می‌دهیم.کودکی حق است؛ نه امتیاز، نه نیروی کار ارزان و نه بهایی که کودکان برای بحران‌های بزرگسالان بپردازند.