طرح تخصصی «دوره آموزش یک‌ماهه آمادگی نوآموزان بدو ورود به پایه اول»

طرح تخصصی «دوره آموزش یک‌ماهه آمادگی نوآموزان بدو ورود به پایه اول» به انضمام فراخوان

گامی استوار برای آغاز یادگیری: دوره تخصصی آمادگی نوآموزان بدو ورود به پایه اول

ورود به دنیای مدرسه، یکی از حساس‌ترین و هیجان‌انگیزترین نقاط عطف زندگی هر کودکی است. گذار از فضای بازی‌محور پیش‌دبستانی به محیط منظم و قاعده‌مند کلاس اول، نیازمند آمادگی‌های ویژه‌ای است تا کودک دچار شوک محیطی نشود و اشتیاقش به یادگیری حفظ گردد. در همین راستا، *«طرح تخصصی دوره آموزش یک‌ماهه آمادگی نوآموزان» طراحی شده است تا پلی استوار میان خانه، پیش‌دبستانی و مدرسه باشد.

چرا این دوره ضروری است؟

بسیاری از کودکان با وجود تسلط بر مهارت‌های اولیه، در مواجهه با نظم کلاس، نشستن‌های طولانی‌مدت و تعاملات اجتماعی گسترده در مدرسه دچار چالش می‌شوند. این دوره یک‌ماهه با هدف «تسهیل انتقال» طراحی شده تا نوآموزان را از نظر روانی، رفتاری و مهارتی آماده کند.

محورهای اصلی این دوره تخصصی:

۱. آمادگی روانی و عاطفی:

کاهش اضطراب جدایی از والدین، آشنایی با فضای مدرسه و ایجاد حس اعتماد به نفس در کودک برای مواجهه با محیط جدید.

۲. مهارت‌های اجتماعی و رفتاری:

آموزش آداب معاشرت در کلاس، نحوه درخواست کمک از معلم، گوش دادن فعال و تعامل مثبت با هم‌کلاسی‌ها.

۳. مهارت‌های پیش‌نیاز تحصیلی:

تقویت مهارت‌های حرکتی ظریف (مانند صحیح گرفتن مداد)، تقویت تمرکز و حافظه، و آشنایی اولیه با ساختار دروس پایه اول به صورت بازی‌محور.

۴. نظم‌دهی و مدیریت زمان:

عادت‌دهی به برنامه زمانی مدرسه، مدیریت وسایل شخصی و آشنایی با مفاهیمی چون نظم و ترتیب.

دستاوردهای این طرح برای نوآموز و والدین

در پایان این دوره، کودک با ذهنی باز و روحیه‌ای شاد وارد کلاس اول می‌شود. این امر باعث می‌شود که معلم در هفته‌های ابتدایی سال تحصیلی، به جای صرف زمان زیاد برای نظم‌دهی به کلاس، مستقیماً بر روی آموزش‌های درسی تمرکز کند. از سوی دیگر، والدین نیز با راهنمایی‌های این دوره، متوجه می‌شوند که چگونه در خانه محیطی حمایتی برای فرزندشان فراهم کنند.

سخن پایانی

شروع درست، تضمین‌کننده موفقیت در ادامه مسیر است. با اجرای این دوره تخصصی، ما تلاش می‌کنیم تا اولین تجربه تحصیلی کودکان را به خاطره‌ای شیرین و انگیزه‌بخش تبدیل کنیم و بذر اعتماد به نفس را در آغاز مسیر آموزش آنان بکاریم.

فراخوان مشارکت :

باسمه تعالی

فراخوان مشارکت در طرح تخصصی «دوره آموزش یک‌ماهه آمادگی نوآموزان بدو ورود به پایه اول»

همکاران گرامی و پرتلاش در مقطع ابتدایی
با سلام و احترام

پیرو برنامه‌ریزی‌ در راستای تسهیل فرآیند گذار نوآموزان به مقطع ابتدایی و تقویت آمادگی‌های لازم برای ورود به کلاس اول، از کلیه آموزگاران محترم مقطع ابتدایی و مربیان محترم دارای سابقه تدریس در پیش دبستان که دارای تجربه، مهارت و انگیزه لازم جهت آموزش نوآموزان هستند، برای مشارکت در «طرح یک‌ماهه آمادگی نوآموزان» دعوت به عمل می‌آید.

با توجه به اینکه تمامی مدارس ابتدایی شهرستان شرایط و بسترهای لازم جهت تشکیل این کلاس‌ها را دارا می‌باشند، این طرح فرصتی است تا با بهره‌گیری از توان تخصصی همکاران عزیز، گامی موثر در جهت عدالت آموزشی و همسان‌سازی مهارت‌های ورودی نوآموزان برداشته شود.

نکات حائز اهمیت:
جامعه هدف: کلیه آموزگاران شاغل در مقطع ابتدایی
مزایای مالی: پرداخت حق‌الزحمه مربیان بر اساس «آموزش به نفر» (سرانه نوآموز)
بستر اجرا: مدارس ابتدایی دارای شرایط تشکیل کلاس پیش‌دبستان

از همکاران علاقه‌مند دعوت می‌شود جهت اعلام آمادگی و ثبت‌نام در این دوره، حداکثر تا تاریخ [۲۹ تیرماه] از طریق لینک زیر اقدام نمایند:

[https://survey.porsline.ir/s/vwxA9A0U]

از اهتمام، دغدغه‌مندی و مشارکت فعال شما در پیشبرد اهداف آموزشی شهرستان سپاسگزاریم.

با احترام: عیسی هدایتی
معاونت آموزشی اداره آموزش و پرورش زرآباد

در کنار مردم سیستان و بلوچستان ایستاده ایم

در کنار مردم سیستان و بلوچستان ایستاده ایم  

 

در کنار مردم سیستان و بلوچستان ایستاده‌ایم

«عزت، غیرت و ایستادگی در قلب گرم و مقاوم جنوب شرق»

در حالی که دشمن وحشی و بی‌رحم، با هدف تخریب زیرساخت‌ها و هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی در شهرهای استراتژیک استان سیستان و بلوچستان، از جمله چابهار، کنارک، ایرانشهر و بمپور دست به تعرض زده است، لازم است همگان بدانند که این حملات نه تنها اراده مردم این دیار را نمی‌شکند، بلکه پیوند ملی ما را استوارتر می‌کند.

سواحل جنوبی و شهرهای جنوب شرق ایران، تنها نقاط جغرافیایی بر روی نقشه نیستند؛ بلکه دروازه‌های استقلال، امنیت و شکوه ایران زمین‌اند. حمله به زیرساخت‌های این مناطق، تلاشی برای متوقف کردن روند توسعه و عقب-انداختن پیشرفت این منطقه است، اما دشمن فراموش کرده است که تاریخ این منطقه، تاریخ مقاومت است و مردم سیستان و بلوچستان همواره سربازان پیشرو در مسیر دفاع از میهن بوده‌اند.

ما امروز با تمام وجود اعلام می‌کنیم که در کنار برادران و خواهران خود در چابهار، کنارک، ایرانشهر و بمپور ایستاده‌ایم. هر تخریبی که توسط دشمن صورت بگیرد، با همت ملی و اراده جهادی بازسازی خواهد شد و هر ضربه‌ای که به زیرساخت‌ها وارد شود، انگیزه‌ای بیشتر برای ساختن آینده‌ای قدرتمندتر خواهد بود.

این حملات، چهره واقعی دشمن را به عنوان یک موجود ترسو و متجاوز نشان داد که از رویارویی مستقیم می‌ترسد و به تخریب تأسیسات پناه می‌برد. اما پاسخ ما به این وحشی‌گری، اتحاد بیشتر، همبستگی عمیق‌تر و ایستادگی تا پیروزی نهایی است.

ای مردم عزیز و غیور سیستان و بلوچستان؛ شما تنها نیستید. تمام ملت ایران در این لحظات سخت، در کنار شماست. صدای ما، صدای حمایت شماست و دست‌های ما، در دست شماست تا با هم، زخم‌های این جنگ را التیام بخشیم و از خاک پاک این استان، پاسخی دندان‌شکن به متجاوران بدهیم.

پیروزی با صبوران و ایستادگان است. در کنار مردم سیستان و بلوچستان ایستاده‌ایم.

دفتر تولید محتوا – کافل

رقابت یا همکاری

رقابت یا همکاری

ابتدا و انتهای مقدمه‌ی چهارده صفحه ای استاد دانشور و صمیمی ام دکتر اسدالله مرادی بر کتاب رقابت یا همکاری
هر کسی مسئله خود را دارد، من نیز از این قاعده به دور نیستم. وقتی از فلسفه‌ی محض به فلسفه‌ی آموزش و پرورش، که نسبت مادر و فرزندی با هم دارند، روی آوردم، اولین کتابی که ذهنم را زیر و رو کرد امیل ژان ژاک روسو بود. نویسنده در این کتاب تآکید می کند که دوره‌ی کودکی به خودی خود اهمیت دارد و نشاید که در امر تربیت کودک شتاب کنیم تا او ادای بزرگسالان را درآورد. کار بزرگ او را انقلاب کوپرنیکی در تربیت نام نهاده اند، زیرا بر اساس گفتمانی انتقادی که در باره‌ی تربیت برساخت، مسیر اندیشه ای را گشود که بر مبنای آن، بزرگسال یگانه حکمران آموزش تلقی نمی شد بلکه کودک به آرامی در مرکز آموزش قرار می گرفت. همان طور که کوپرنیک جهان سیارات را از مرکزیت زمین رها کرد، روسو نیز جهان آموزش را از مرکزیت بزرگسال آزاد ساخت. در عین حال، این مرکزیت بزرگسال صاعقه وار در آسمان آبی آموزش مدرسه ای رخ نمی نماید، جهدی مدام لازم است و اندیشه‌ی روسو در این راه، علی رغم تعارض های قابل فهم آن، توانسته است از عصر روشنگری تا کنون زنده بماند و راهنمای اندیشه و عمل مربیان بسیاری باشد.
انسان امروز، به رغم پیشرفت های علمی حیرت انگیز، هنوز برای رسیدن به یک الگوی تربیتی فراگیر بر مبنای طبیعت، حقوق و کرامت ذاتی کودکان، در آغاز راه است. هنوز کودکان در خانه و مدرسه «ابژه» و وسیله تلقی می شوند. هنوز برای تربیت انسان فی نفسه راه درازی در پیش است؛ تربیتی که در آن کودک هدف باشد نه وسیله! تربیتی که محورش رشد و شکوفایی کودک از درون باشد. هنوز ممکن است والدین به نام «آینده‌ی فرزند» حال خوش امروز کودک را از او بستانند. هنوز دولت ها به سبب رقابت های منطقه ای یا بین المللی، مدرسه را ابزار رقابت می خواهند تا زودتر به نتیجه‌ی دلخواه خود برسند. هنوز موسسات ذینفع در ترویج رقابت و آماده سازی برای آزمون های هماهنگ یا ورودی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی به رویکرد انسان گرایانه روی خوش نشان نمی دهند. در همهمه‌ی پیدا کردن الگوی برتر یا مرتبه و رتبه‌ی درخشان، مسلم است که روشنگری برای ترویج تربیت با رویکرد انسانی دشوار می نماید. … ره هموار نیست! اما ناهمواری به معنی بن بست، بی عملی و این نیز بگذرد هم نیست. من به آینده امیدوارم. امروزه از پاره ای جوامع رایحه‌‌ی تربیت انسانی به مشام می رسد. برای جامعه‌ی ما نیز وجدان و شهود مادران این جا و آن جا رخ می نماید و به نظرم کارساز تر از نقش و میزان اثربخشی فعالان حوزه های آکادمیک باشد، به شرط این که خانواده ها یاد بگیرند کمی عقب بایستند و خوشبختی فرزند خویش را در افق های بلند مدت ببینند نه در کوتاه مدت!
کتاب رقابت یا همکاری توسط نشر نی، منتشر شده است.

نخست ایمنی، بعد کار

نخست ایمنی، بعد کار

در روند زندگی گاه با دو خطای « انسانی» و «فنی» مواجه می شویم. فرض بفرمایید خدای ناکرده قطاری از ریل خارج شود. به احتمال زیاد یا خطای انسانی رخ داده است و یا خطای فنی و یا هر دو خطا با هم.شاید و شاید بتوان گفت ما مردم یعنی صاحبان اصلی این وطن، به رغم معضلات ساختاری و ناکارآمدی برخی مدیریت ها، اگر بتوانیم تا آنجایی که امکان دارد دقیق و درست کار کنیم و حتمی ترین وظیفه خود را در هر کاری، نخست ایمنی، سپس کار(First Safety, then Work)بدانیم و بخواهیم و بجا آوریم، می توانیم تا حدود زیادی هر دو خطا را مدیریت کرده و به کمترین میزان کاهش دهیم.حال پرسش بس با اهمیت این است که چگونه کار کنیم تا بتوانیم هر دو خطا را مدیریت کنیم و از راز آلوده دیدن پدیده ها فاصله بگیریم تا کمتر شاهد تنش و مرافعه و بیماری و تصادفات و … و زیر پا گذاشتن قوانین و … و نیز فجایع زیست محیطی و شکاف ژرف طبقاتی و… باشیم؟اگر به مرحله‌ی پرسشگری که آغاز علم آموزی است نزدیک شویم می توان پرسید یکی از عواملی که سلامت کار کردن ما را تنظیم و تضمین می کند، کدام عامل است؟به نظر می رسد یکی از عناصری که سلامت کار کردن ما را محقق می سازد البته پس از اصلاح ساختار ها و بهبود مدیریت ها ــــ علی الخصوص بهبودی مدیرانی که گرفتار سندرم هوبریس”Hubris* ( به خاطر آسیب وارد شده بر مغز آنها در ورطه‌ی خود محوری و خود شیفتگی افتاده اند)ــــ«آرامش روان» یا همان «صلح درون» است. چرا که می دانیم آنچه مطلوب حکماست، اعتدال و سلامت است. از این رو شایسته است مفروض این باشد که اصل بر سلامت و اعتدال باشد و تعادل هر فردی، ناشی از ارتباط قابل قبول و تعریف شده خود او ــــ با توجه به تجربه زیسته هر فرد که بسیار اهمیت دارد. ــــ با خود و دیگران و هستی و خالق هستی و …و محیط زیست است. گفتنی است نگرش به هستی و محیط زیست، این ماده‌ی مقوم زندگی، از درون ما ناشی می شود و تا دورترین کهکشان ها را شامل می شود.برای پیشگیری از طولانی شدن این یادداشت آیا می توان گفت موفقیت هر نهادی در جامعه‌‌ی ما، مشروط به «سلامت روان» کنش‌گران آن نهاد است؟اگر پاسخ پرسش تقدیمی، مثبت باشذ، ضروری است در مراکز یادگیری، نخست سلامت روان یادگیرندگان و مربیان و کارکنان و مسئولان در اولویت قرار گیرد، تا ما خود با خرد و اختیار خود بتوانیم در حفظ، تآمین و ارتقای سلامت همه جانبه خود تلاش توآم با نشاطی از خود به یادگار گذاریم تا از یک سو از وقوع فاجعه هائی چون فجایع زیست محیطی پیشگیری کنیم و از سوی دیگر صلح را با دست و دل و دماغ خود بسازیم. چرا که به حضرت عباس قسم در نظرگاه های جدید، دانش، صلح، اخلاق، دین، دموکراسی و… ساختنی هستند و نه انتقال دادنی.

م. ص. ذاکری

برخی چالش های جدی جهان کدامند؟

برخی چالش های جدی جهان کدامند؟

در اواسط قرن بیستم برنامه ریزان دور اندیش سه چالش اساسی بشر را غذاانرژیو جمعیت می دانستند. اما نه تنها مورد توجه جدی مردم و بیشتر مدیران و مسئولان و حتی غالب دانشگاهیان قرار نگرفت، بلکه چنین چالش هایی آنچنان مورد بی اعتنایی و غفلت قرار گرفت که در سال های اخیر غالب مردم کشورمان و نیز بیشتر کشور ها با این سه چالش و چالش های دیگر مواجه شده اند.اگر در صدد باشیم به سهم نهاد آموزشی در این غفلت، اشاره ای کنیم– هرچند جان دیویی تمامی نهادهای اجتماعی را نهاد آموزشی تلقی می کرد.— می توان از آموزه های آلفرد نورث وایتهد(۱۹۴۷-۱۸۶۱) پدیدآورنده آثاری در منطق ریاضی و فلسفه علم و… یاری گرفت:در تعلیم و تربیت، تنها یک موضوع اهمیت دارد و آن زندگی است با تمام ابعاد و جلوه هایش. وایتهد بر آنست در فرایند فلسفیدن، نگرشی نصیب انسان می شود که بدون چنین نگرشی، انسانیت در سطوح پایین باقی می ماند و فقدان یک فلسفه هماهنگ و منسجم،  تمدن انسانی را دچار زوال و انحطاط می نماید و در پی آن تلاش افراد جامعه هدر می رود.آموزه های وایتهد اگر اجرایی شود، می تواند ما را تا حدودی از افتادن در ورطه حاشیه قرار دادن زندگی پیشگیری نماید و در نظام های یادگیری زندگی را در متن اصلی قرار دهیم و وقت خود و مخاطبان را صرف امور حاشیه ای نکنیم. چرا که تامین غذا و انرژی و مصرف بهینه آنها و توزیع عادلانه آنها در حال حاضر یکی از چالش های اساسی مردم کشور ماست و امروز با پدیده‌ی گرسنگی کودکانی که در حال رشد هستند و نمی توان برطرف کردن نیازهای غذایی آنها را به زمان دیگری موکول کرد، مواجه هستیم. چرا که همین الان اعضای بدن کودکان بخصوص استخوان ها و مغز و سیستم عصبی آنها در حال توسعه است. حقا و انصافا اگر بر طرف کردن نیازهای کودکان زیر پنج سال بخصوص زیر سه سال  که از آنچنان اهمیتی برخوردار است که علم امروز بشر برطرف کردن چنین نیازهایی در چنین سنین اولیه را بسیار حیاتی می داند، بیش از این مورد غفلت قرار گیرد، در آینده دردمندانه کشورمان با چالش بیشتری مواجه خواهد شد.
م. ص. ذاکری

بازی = تفکر کودک

بازی = تفکر کودک

اگر به مرحله‌ی پرسشگری که آغاز هر نوع یادگیری و علم آموزی است، نزدیک شویم، می توان پرسید چرا گاه برخی از مسئولان اجرایی در حل مسئله ها، از فراست خدادادی خود بهره مند نمی شوند و معمولا سخن نخ نمای مامورم و معذور، لقلقه‌ی زبان آنهاست؟چرا کارشناسان در ادارات دولتی و غیر دولتی در مواردی که سزاوار است قدری بیندیشند و راه حل بیابند، کار را به کارشناس دیگر ارجاع می دهند؟چرا گاه و یا در اغلب موارد، گره ای را که می تواند با دست باز شود را مورد بی اعتنایی قرار می دهیم و دردمندانه، کار کارشناسی را به کار حقوقی و قضایی تبدیل می کنیم؟چرا برای پاسخ برخی پرسش ها به کارشناسان خبیر مراجعه نمی کنیم و برای یافتن پاسخ پرسش خود، به سراغ کار های پژوهشی آنچنانی می رویم؟ بفهمیم انجام پژوهش برای مواردی است که حقا و حقیقتا نمی دانیم چی به چی است و شایسته است برای انکشاف معرفت، دست به پژوهش بزنیم.چرا این بیت حضرت حافظ را فقط می خوانیم و از بکارگیری آن غفلت می ورزیم؟ و یا خدای ناکرده مورد بی اعتنایی قرار می دهیم:چو غنچه گرچه فرو بستگی ست کار جهانتو همچو باد بهاری، گره گشا می باشیک پاسخ پرسش های تقدیمی می تواند این باشد ــــ سزاوار است به پاسخ های دیگر نیز بیندیشیم. ـــ که از دوران کودکی ساز و کار یادگیری به گونه ای بوده است که احساسات برخی و یا شاید و شاید غالب ما، اجتماعی نشده است و درک درستی از معضلات دیگران نداریم و اگر هم چنین درکی نصیبمان شده است در صدد اجرایی کردن آن نیستیم.حال می توان پرسید سزاوار است سازو کار علم یادگیری ــــ یادگیری حیات انسانی است. ــــ و نیز علم پیشگیری،ـــ علمی به کهنگی دیروز و به تازگی فردا. ــــ از اوان کودکی چگونه باشد، تا احساسات ما اجتماعی شود؟مدتی است متخصصان علم یادگیری و علم پیشگیری، رشد و توسعه‌ی سال های اولیه کودکی را یکی از مولفه های مهم اجتماعی موثر بر سلامت می دانند همچنان که پیشینیان ما نیز بر رشد و توسعه اوان کودکی تآکید داشته اند.گفتنی است سازمان جهانی بهداشت از سال های اولیه کودکی به مثابه یک موضوع اورژانسی خاموش و نیز یک فرصت بی همتا یاد می کند. از این رو می توان گفت اجرایی شدن طرح *E.C.D که در سال ۱۳۹۵ سند ملی آن نیز تصویب شده است، حق کودکان است و نه امتیازی که به آنها داده می شود.از آنجایی که اندیشمندان بازی کودکان را مساوی تفکر آنان تلقی می کنند، شایسته است در طراحی برنامه های درسی، همواره بازی کودکان را لحاظ کرد، چرا که بازی قسمت بس با اهمیتی از نحوه‌ی وجودی کودکان است.دوست دارم این یادداشت را با بیتی از ادیب پیشاوری به انتها ببرم:بیآموز خوی بلند آفتاببه هرجاکه ویرانه دیدی، بتآب

Early Childhood Development

به کوشش:م. ص. ذاکری

ویژگی های تربیت تراز برای جامعه ایرانی

ویژگی های تربیت تراز برای جامعه ایرانی

تلاقی اصالت و پویایی

مقدمه

تربیت، فرآیندی است برای انتقال ارزش‌ها، مهارت‌ها و باورها از یک نسل به نسل دیگر. در جامعه ایرانی، به دلیل غنای فرهنگی و در عین حال مواجهه با تلاطم‌های اجتماعی و تکنولوژیک، تعریف «تراز بودن» در تربیت، نیازمند بازنگری است. تربیت تراز در ایران، نه به معنای بازگشت کورکورانه به گذشته و نه پذیرش بی‌قید و شرط الگوهای غربی است؛ بلکه ترکیبی هوشمندانه از «هویت ملی-مذهبی» و «نیازمندی‌های دنیای امروز» است.

۱. محورهای بنیادین در تربیت تراز ایرانی

برای اینکه تربیتی را در جامعه ایران «تراز» بنامیم، باید بر چند محور اساسی استوار باشد:

الف) تقویت هویت و ریشه‌شناسی (اصالت)

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نسل جدید، «بحران هویت» است. تربیت تراز باید بتواند پیوند عاطفی و عقلی فرد با تاریخ، زبان و فرهنگ ایرانی را تقویت کند. انسانی که بداند از کجا آمده است، در مواجهه با سیل اطلاعات جهانی، دچار گمراهی نمی‌شود.

ب) تعادل میان فردگرایی و جمع‌گرایی

فرهنگ ایرانی ذاتاً جمع‌گراست (ارزش دادن به خانواده و بستگان). اما در دنیای مدرن، استقلال فردی و تفکر انتقادی ضروری است. تربیت تراز در جامعه ما، تربیتی است که بتواند «احترام به بزرگتران و ایثار برای جامعه» را با «اعتماد به نفس، استقلال رای و خلاقیت فردی» ترکیب کند.

ج) پیوند ایمان و عقل (معنویت پویا)

در جامعه ایرانی، دین نقش محوری دارد. تربیت تراز، دین را نه به صورت خشک و فرمالیستی، بلکه به عنوان منبع اخلاق، آرامش و معنا معرفی می‌کند. هدف این است که ایمان، مانعی برای پرسشگری نباشد و عقلانیت، منجر به سکولار شدن و جدا شدن از ریشه‌های معنوی نگردد.

۲. ویژگی‌های عملیاتی انسان تراز در جامعه امروز

یک فرد تربیت‌یافته در نظام تراز ایرانی باید ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

  1. مسئولیت‌پذیری اجتماعی: گذر از «من» به «ما». یعنی فرد بداند که موفقیت شخصی او بدون سلامت و پیشرفت جامعه‌اش بی‌معناست.
  2. سرمایه‌گذاری بر اخلاق (ادب): در فرهنگ ایرانی، «ادب» بر «علم» مقدم است. تربیت تراز، انسانی می‌سازد که در کنار تخصص علمی، تواضع، حیا و احترام به حقوق دیگران را سرلوحه قرار دهد.
  3. سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی: در عصر شبکه‌های اجتماعی، تربیت تراز یعنی توانایی تشخیص حق از باطل در میان انبوه اطلاعات و مقاومت در برابر الگوهای مصرف‌گرایانه و پوچ‌گرایانه.
  4. سخت‌کوشی و تاب‌آوری: با توجه به چالش‌های اقتصادی و اجتماعی، تربیت تراز باید فرد را برای مواجهه با سختی‌ها آماده کند تا به جای شکست، از هر بحران به عنوان فرصتی برای رشد استفاده کند.

۳. نقش نهادهای تربیتی در تحقق این الگو

نقش خانواده (حلقه اول)

خانواده در ایران، مرکز انتقال عاطفه و ارزش‌هاست. تربیت تراز در خانواده با «عشق هدفمند» آغاز می‌شود؛ یعنی ایجاد فضای امن عاطفی در کنار تعیین مرزهای اخلاقی و انضباطی.

نقش مدرسه و دانشگاه (ساختار یادگیری)

مراکز آموزشی باید از حالت «انبار اطلاعات» خارج شده و به «کارگاه‌های تربیت شخصیت» تبدیل شوند. آموزش باید به گونه‌ای باشد که دانش‌آموز را به جای حفظ کردن، به تفکر و حل مسئله در بستر نیازهای بومی ایران سوق دهد.

نقش رسانه و فضای مجازی (الگوسازی)

بزرگ‌ترین تهدید تربیت تراز، الگوریتم‌های شباهت‌ساز و الگوهای توخالی فضای مجازی است. برای مقابله با این موضوع، باید «الگوهای تراز» (افراد موفق، اخلاق‌مدار و متخصص) در فضای دیجیتال شناسایی و معرفی شوند.

۴. چالش‌ها و موانع پیش رو

دستیابی به تربیت تراز با موانع جدی روبروست:

– تضاد میان آموزش و محیط: زمانی که کودک در خانه و مدرسه ارزش‌های تراز را می‌آموزد اما در فضای شهری و اجتماعی با تناقضات اخلاقی روبرو می‌شود، دچار «دوگانگی شخصیتی» می‌گردد.

– کمال‌گرایی افراطی یا سهل‌انگاری مفرط: در تربیت ایرانی، گاهی سخت‌گیری بیش از حد باعث سرکوب استعدادها می‌شود و گاهی تساهل زیاد منجر به بی‌نظم شدن نسل جدید می‌گردد.

نتیجه‌گیری

تربیت تراز در جامعه ایرانی، یعنی پرورش انسانی که «پایەاش در خاک (وطن و سنت) و نگاهش به افق (جهان و آینده) باشد». این تربیت، نه با دستورات تحکمی، بلکه با الگوسازی، ایجاد انگیزه و تعادل میان حقوق و تکالیف میسر می‌شود. هدف نهایی، رسیدن به انسانی است که در عین بهره‌مندی از پیشرفت‌های جهانی، اصالت ایرانی-اسلامی خود را حفظ کرده و بتواند سودی برای بشریت و تعالی برای میهن خود باشد.

نویسنده : دفتر تولید محتوا

 

 

 

اين سرمايه ملي را حفظ کنيد

اين سرمايه ملي را حفظ کنيد

اين سرمايه ملي را حفظ کنيد

بسم‌الله الرحمن الرحيم

«ما، در مصر اهرام را داريم که نماد سنگ هستند اما ايران «معانی» را دارد که نماد روح هستند. سنگ مي‌شکند اما معنا نه».

اين، واکنش مثبت يک کاربر مصري به توئيتي است که «يووال نوح هراوي» مورخ و نويسنده اسرائيلي درباره ايران نوشت و آن را يک «کشور – تمدن» دانست که تمام امپراطوري‌ها تلاش کردند دفنش کنند ولي نه‌تنها نتوانستند بلکه ايران بيشتر عمر کرد. هراوي اين توئيت را خطاب به ترامپ در حاشيه اين تهديد وي در جنگ 40روزه عليه ايران که گفته بود مي‌خواهد ايران را به عصر حجر برگرداند نوشت، توئيتي که 85 ميليون بازديدکننده داشت و يک استاد دانشگاه ژاپني هم علاوه بر آن صاحبنظر مصري در تأييد هراوي نوشت: «هراوي درست مي‌گويد. ايران مانند «دي‌ان‌اي» تمدن است. اگر آن را تغيير دهيد کل ارگانيسم تمدن بشري آسيب مي‌بيند. ما مديون ثبات فرهنگي ايران هستيم».

علاوه بر مقاومت هوشيارانه مردم ايران در برابر دو جنگ تحميلي 12روزه و 40روزه که دو قدرت اتمي بر اين کشور تحميل کردند، حضور آنها در مراسم وداع و تشييع پيکر رهبر شهيد حضرت آيت‌الله خامنه‌اي و اعضاي خانواده‌شان به روشني نشان داد آنچه هراوي و آن دو صاحبنظر مصري و ژاپني درباره ايران نوشته‌اند کاملاً درست است. ايران يک «کشور – تمدن» است که «معاني» دارد و «دي‌ان‌اي» تمدن است. اين ويژگي‌ها را ايران از سابقه تاريخي خود و پيوند عميق با تعاليم اسلام ناب محمدي و علوي دارد. در طول قرون گذشته، امپراطوري‌هاي متعدد غربي و شرقي تلاش زيادي براي سلطه يافتن بر ايران و نابود کردن آن به عمل آوردند ولي خودشان نابود شدند و ايران ماند.

اين يک سرمايه بزرگ است که ايران در اختيار دارد، سرمايه مردمي هوشيار و مقاوم که حاضر نيستند وطن و عقيده خود را با هيچ چيز عوض کنند و با تکيه بر همين دو محور وطن‌دوستي و پاي‌بندي به آرمان‌هاي ديني بر تمام توطئه‌ها غلبه مي‌کنند. اين واقعيت را مردم ايران در نيم‌قرن اخير که با انواع فشارها و توطئه‌هاي بين‌المللي مواجه بودند به اثبات رساندند. اين سرمايه را بايد قدر دانست و از آن بايد به بهترين وجه حفاظت کرد.

حالا که حضور حماسي مردم در مراسم وداع و تشييع رهبر شهيد پشتوانه‌اي قدرتمند براي کشور و نظام شده، دشمن نيز با تمام توان درصدد نابود کردن اين سرمايه ملي برخواهد آمد. سلاح دشمن براي نابود کردن اين سرمايه ملي، ايجاد اختلاف و دامن زدن به تفرقه است. در ايامي که مراسم وداع و تشييع و تدفين ادامه دارد، همه سرگرم اين امور هستند ولي از اولين روز بعد از اين مراسم توطئه دشمن براي اختلاف‌افکني و دامن زدن به تفرقه رواج پيدا خواهد کرد. عقلاي قوم بايد از هم‌اکنون فکري براي اين توطئه بکنند. تفاوت نگاه به مسائل و موضوعات، امري طبيعي است ولي نبايد اجازه داد اين اختلاف ‌نظرها به جدال و منازعات سياسي منجر شوند. دشمن در جنگ‌هاي 12روزه و 40روزه به اين نتيجه رسيده که مانع اصلي رسيدنش به اهداف شومي که عليه ايران دارد وحدت کلمه مردم است. به همين دليل مي‌خواهد اين سلاح مهم و کاربردي را از کار بيندازد. اگر نيت آمريکا و اسرائيل اين باشد که با استفاده از فرصت مذاکرات، خود را براي حمله‌اي ديگر آماده کنند، فقط در صورتي مي‌توانند اين نيت شوم خود را عملي نمايند که احساس کنند مردم ايران دچار تفرقه هستند ولي اگر وحدت کلمه و انسجام ملي وجود داشته باشد و آسيب نبيند قطعاً دشمن جرأت حمله مجدد نخواهد داشت.

بنابراين، اکنون مهم‌ترين وظيفه عقلاي قوم اينست که از وحدت کلمه و انسجام که سرمايه ملي است حفاظت کنند. حفاظت از اين سرمايه بر همه اعم از مسئولين، فعالان سياسي و آحاد مردم با هر عقيده و نظري که باشند واجب است. اين، هم يک واجب ملي است و هم واجب ديني و اخلاقي و غفلت از آن يا تخلف از آن بزرگ‌ترين گناه است.

ضرورت نشاط و سرزندگی در محیط دانش‌آموزی ایران

ضرورت نشاط و سرزندگی در محیط دانش‌آموزی ایران

آموزش؛ فراتر از انتقال دانش، پرورش روح

مدرسه، نخستین گام انسان در مسیر اجتماعی شدن و کشف استعدادهای نهفته است. اما زمانی که محیط آموزشی تنها به یک فضای خشک برای انتقال اطلاعات و رقابت‌های نمره‌محور تبدیل شود، هدف اصلی آموزش، یعنی «پرورش انسان»، در حاشیه قرار می‌گیرد. امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازگرداندن نشاط، شور و سرزندگی به محیط‌های دانش‌آموزی در ایران احساس می‌شود.

روانشناسی آموزش ثابت کرده است که «استرس و فشار بیش از حد»، دشمن شماره یک یادگیری است. وقتی دانش‌آموز در محیطی قرار دارد که تنها با ترمزِ ترس از امتحان و فشارِ رتبه‌بندی اداره می‌شود، مغز او در حالت دفاعی قرار می‌گیرد و خلاقیت، جای خود را به تقلید و اضطراب می‌دهد. در مقابل، نشاط و سرزندگی، کلید باز کردن درهای تفکر نقادانه و کنجکاوی است. دانش‌آموزی که احساس شادی و امنیت می‌کند، جسارت پرسیدن دارد، از اشتباه نمی‌ترسد و با اشتیاق به سوی یادگیری پیش می‌رود.

سرزندگی در محیط مدرسه به معنای حذف انضباط یا سهل‌انگاری در تحصیل نیست؛ بلکه به معنای ایجاد تعادلی است میان «تحصیل» و «زیستن». محیطی که در آن هنر، ورزش، بازی‌های آموزشی و گفتگوهای صمیمانه جای داشته باشد، محیطی است که در آن روح دانش‌آموز تغذیه می‌شود. ما باید به جای تبدیل کردن مدارس به «کارخانه‌های آماده‌سازی برای کنکور»، آن‌ها را به «باغ‌های پرورش استعداد» تبدیل کنیم؛ جایی که هر دانش‌آموز بتواند با تمام وجودش رشد کند و معنای شادی را در مسیر پیشرفت بیابد.

علاوه بر این، در دنیای پیچیده امروز، سلامت روان نوجوانان ایرانی نیازمند پناهگاهی امن است. مدرسه باید مکانی باشد که در آن دانش‌آموز احساس پذیرفته شدن کند و با لبخند وارد شود. نشاط در محیط آموزشی، نه تنها بازدهی تحصیلی را افزایش می‌دهد، بلکه از بروز افسردگی، گوشه‌گیری و فرسودگی زودرس در نسل جوان پیشگیری می‌کند.

در نهایت، باید به خاطر داشت که هدف ما تربیت نسلی است که نه تنها متخصص و باسواد باشد، بلکه «سالم»، «خوشحال» و «امیدوار» باشد. نسلی که بتواند با اشتیاق به آینده بنگرد و با انرژی مثبت، جامعه‌ای پویا و پیشرو بسازد.

بگذارید مدارس ما، بوی کاغذ و گچ را با عطر شادی و شور زندگی درآمیزند؛ چرا که یادگیری در بستر شادی، ماندگارترین نوع آموزش است.

ما ایرانیان راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند.

ما ایرانیان راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند.

پیامی به ساکنان جهان: میراثی از عزت و استواری

خطاب به تمامی انسان‌های زمین، از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب

ما این پیام را نه از جایگاه طلب، بلکه از جایگاه حقیقت و شهود خطاب به شما می‌فرستیم. در دورانی که جهان شاهد تقابل اراده‌ها و فروپاشی باورهای قدیمی است، ما ایرانیان، ایستادگی را به عنوان تنها راه نجات برگزیدیم.

تاریخ، هرگز نام کسانی را که در برابر طوفان‌ها زانو زدند، به نیکی یاد نمی‌کند؛ بلکه نام آنان را می‌ستاید که در سخت‌ترین لحظات، سر بلند نگه داشتند و با قامتی راست، در برابر تکبر و استکبار ایستادند. ما، ایرانیانی که در میانه‌ی آتش و فشار، مسیر عزت را پیش گرفتیم، امروز به جهان اعلام می‌کنیم که «راست‌قامتی» برای ما تنها یک صفت نیست، بلکه یک رسالت است.

ما ثابت کردیم که وقتی عشق به وطن با ایمان به حقیقت پیوند می‌خورد، هیچ نیرویی در زمین قادر نیست اراده‌ی یک ملت را در هم بشکند. ما از میان خاکسترِ تهدیدها، دوباره متولد شدیم و با خونی گرم و قلبی استوار، نشان دادیم که ایران، سرزمینِ کسانی است که هرگز نمی‌میرند؛ چرا که هرگاه برای حقیقت و وطن برخیزند، در حافظه‌ی جمعی بشریت جاودانه می‌شوند.

ما می‌رویم، اما نام ما می‌ماند. ما می‌گذریم، اما اثر ما بر پیکره‌ی تاریخ حک شده است. ما ایرانیان راست‌قامت، میراث‌دارانِ عزتی هستیم که هرگز با هیچ بهایی فروخته نمی‌شود.

ما در pages (صفحات) تاریخ، نه به عنوان قربانیان، بلکه به عنوان فاتحانِ اراده و نمادهای استواری جاودانه خواهیم ماند.

از قلب ایران، برای تمام جهان.