چگونه میشود یک کشور را از حکمرانی یکسویه به سمت حکمرانی گفتوگومحور و اجتماعیتر برد؟
چگونه میشود یک کشور را از حکمرانی یکسویه به سمت حکمرانی گفتوگومحور و اجتماعیتر برد؟
این مقاله در سه محور اصلی (اعتماد، نهادسازی و تمرکززدایی) برای تبیین این مسیر تدوین شده است:
از «فرمان» به «گفتوگو»: مسیر گذار به حکمرانی اجتماعی در ایران
حکمرانی در دوران مدرن، دیگر تنها بر مدار «قدرت» نمیچرخد، بلکه بر مدار «مشروعیت» و «پذیرش اجتماعی» است. زمانی که فاصله میان تصمیمگیرندگان و تصمیمگیرشوندگان زیاد شود، حکمرانی یکسویه منجر به «بحران اعتماد» و «فرسایش سرمایههای اجتماعی» میگردد. برای گذار به سمتی که حکمرانی، بازتابی از اراده و گفتگوهای اجتماعی باشد، سه گام راهبردی ضروری است:
۱. بازسازی «اعتماد»؛ پیششرط گفتگو
هیچ گفتگوی سازندهای در فضای بیاعتمادی شکل نمیگیرد. برای شروع، باید از «شفافیت» و «پاسخگویی» شروع کرد.
– شفافیت: یعنی تصمیمات نه بر اساس دستورات پنهان، بلکه بر اساس معیارهای روشن و اعلامشده گرفته شوند.
– پذیرش خطا: حکمرانی گفتوگومحور زمانی آغاز میشود که قدرت، توانایی پذیرش اشتباهات گذشته و اصلاح آنها را داشته باشد. این «تواضع سیاسی»، اولین پل ارتباطی برای بازگشت گروههای مختلف اجتماعی به میز مذاکره است.
۲. تقویت «نهادهای واسط» و جامعه مدنی
در حکمرانی یکسویه، دولت مستقیماً با فرد مواجه است و میان آنها هیچ واسطهای نیست. این وضعیت منجر به فشار زیاد بر هر دو طرف میشود.
برای اجتماعیتر شدن حکمرانی، باید «نهادهای واسط» (مانند تشکلهای تخصصی، صنفی، محلی و خیریههای فعال) تقویت شوند. این نهادها نقش «ترجمه» خواستههای پراکنده مردم به زبان سیاست و «ترجمه» تصمیمات کلان به زبان نیازهای محلی را دارند. وقتی این نهادها قدرت اثرگذاری پیدا کنند، حکمرانی از حالت «تکصدایی» به «چندصدایی سازمانیافته» تغییر مییابد.
۳. تمرکززدایی و حکمرانی محلی (Local Governance)
یکی از موانع اصلی حکمرانی اجتماعی در ایران، تمرکز شدید قدرت در مرکز است. گذار به حکمرانی گفتوگومحور مستلزم آن است که «حق تصمیمگیری» به پایینترین سطح ممکن (محلهها، روستاها و شهرها) منتقل شود.
زمانی که مردم در مورد مسائل کوچک محلی خود (مانند مدیریت منابع آب یک روستا یا بودجه یک محله) تصمیم بگیرند و آن تصمیمات اجرا شود، آنها «تجربه موفقیت در مشارکت» را کسب میکنند. این تجربه، بذر اعتماد را میکارد و جامعه را برای مشارکت در تصمیمات کلانتر آماده میکند.
نتیجهگیری:
گذار به حکمرانی گفتوگومحور، به معنای حذف مدیریت یا هرجومرج نیست؛ بلکه به معنای تبدیل «رابطه دستور و اطاعت» به «رابطه مشارکت و مسئولیتپذیری» است. در این مدل، دولت دیگر «تنها تصمیمگیرنده» نیست، بلکه «تسهیلگر» (Facilitator) است که میزهای گفتگو را میگستراند تا خرد جمعی جامعه در اداره امور کشور جاری شود.
«حکمرانی اجتماعی، هنرِ تبدیل کردن تضادها به تکثر و تبدیل کردن فرمانها به تفاهمهاست.»