مصاحبه با یک « بانوی ایرانی »

 

مصاحبه با یک « بانوی ایرانی »

 شخصیت های بزرگ علمی و فرهنگی از اطراف و اکناف با او مکاتبه داشته، گاهی نیز به محضرش می آمدند و به مذاکره و گفتگوی علمی می پرداختند و گاهی نیز به وسیله نامه  با ایشان مکاتبه داشتند. 

                   مصاحبه با فخر زنان جهان

  •  میل داشتیم قبل از هر چیز  در مورد زندگی تان ، تحصیلاتتان و به طور کلی گذشته ای که عقیده داریم سراپا افتخار است شرح کوتاهی بشنویم.   

    ο شرح زندگی ام خیلی عادیست و حادثه مهم و چشمگیری  نداشته است.  در 15 سالگی ازدواج کردم و مشغول خانه داری و بچه داری شدم.  در ضمن به خواندن  کتاب  از همان کودکی عشق  می ورزیدم ولی نه هر کتابی، بلکه کتابهایی که جنبه معنویت آنها  زیاد بود.  درست به یاد دارم در اوقاتی هم که با بچه های همسن ام بودم، مثل آنها تفریح و گردش نمی کردم بلکه مشتاق بودم بیشتر تنها باشم تا بهتر بتوانم فکر کنم زیرا گمشده ای در وجود خود داشتم. و اگر در مجالس عمومی هم می رفتم باز در حال تفکر بودم و در مقام اینکه پا از جاده شریعت بیرون نگذارم. در میان علوم به « خداشناسی »  و علومی که مربوط به خداوند بود  بیشتر علاقه داشتم و دائم در طلب حقیقتی پویا بودم  تا سرانجام  در صدد برآمدم  زبان « عربی » را بیاموزم. شاید از این راه گمشده  خود را پیدا کنم و به خدا نزدیک شوم. در حدود یازده ، دوازده سالی به تحصیل زبان عربی پرداختم ولی همواره لطف پروردگار بدرقه راهم بود  و حین تحصیل هم گاهی حالات خوش و نورانی نصیبم  می شد. تا اینکه  به نوشتن کتاب « اربعین » موفق شدم. علمای نجف  که از نوشتن « اربعین » اطلاع حاصل نمودند سئوالاتی راجع به « فقه » کتبا از من نمودند و پس از آنکه جواب ایشان را دادم « درجه اجتهاد » به من عطا فرمودند. از آن به بعد مشغول تالیف کتاب بوده ام  و به ترتیب کتاب های : 

    « مخزن  اللئالی »، « سیر و سلوک  »، « معاد » ، « روش خوشبختی »، « اخلاق » و سرانجام  به تالیف  تفسیر  « مخزن العرفان » پرداختم  و هنوز هم مشغول هستم . در تمام این مراحل  از تفضلات و الطاف  الهی برخوردار بوده ام  و گاه به گاه جرقه های نورانی  نصیبم  می گردد و محظوظم  می کند  « و هذا من فضل ربی »

  • آیا علم شما بیشتر از راه آموختن بوده است یا از طرق معنوی هم به شما عنایت می شود؟    در مورد علم و نور علمی، توضیحی برایمان بدهید.                                 ο آنچه در علوم و معنویات غیر از بحث الفاظ فهمیده ام بیشتر از همین راهها بوده و در نوشته هایم کمتر از امور خارجی کمک  گرفته ام. نمی گویم از غیب خبر دارم و از حال و باطن کسی اما اغلب معنویات و معارف خود را از استاد فرا نگرفته ام، بلکه از این حالات آورده ام و غالب نوشته هایم با ارشاد خدا و کمک او بوده است. 

  •     اما « علم » آنطور که  حضرت رسول ( ص ) می فرمایند سه قسم است:

  • 1 –  « آیه محکمه »  که علما تعبیر نموده اند  مقصود علم  « خداشناسی » است.

  • 2 – « فریضه عادله »  که مقصود علم « اخلاق » است.

  • 3 – « سنت قائمه » که مقصود علم « احکام » است و غرض از « نور علمی » همین نور معرفت  به خدا و معرفت به اخلاق خوب و بد  و معرفت به احکام است.

  •  این نور علمی چگونه به دست می آید؟

  • ο ابتدا باید تحصیل علم نمود ، « تحصیل » مقدمه ایست برای به دست آوردن این نور « معرفت » و سپس در مقام به دست آوردن علم اخلاق و در مقام عمل برآمدن و تزکیه نفس و مبارزه با هوا های  نفسانی و خواهش های دل و تمام صفات ناپسندی که در انسان وجود دارد از قبیل : حسد، کبر، طمع، محبت دنیا و دور ساختن  اینها از خود  ودر صدد برآمدن در کسب ایمانی  با دلیل  و برهان  و استدلال  و سپس در مقام عمل برآمدن واجبات را و ترک محرمات نمودن.

  •  بهترین کتابی که خوانده اید چه کتابی بوده است؟ 

  •   ο   بهترین کتاب درسی  که برای من خیلی مفید  و قابل استفاده بوده « اسفار ملا صدرا  »  است که در چهار جلد است و من تنها دو جلدش را مطالعه نموده ام و روحیه ام کاملا با آن کتاب مناسب بوده است.  کتاب حاوی  یک سلسله معارف است . برای فهمیدن آن باید حتما یک دوره حکمت خوانده باشید بعد از این کتاب بیشتر به کتب اخبار و احادیث و تفسیر علاقمندم مخصوصا تفاسیری همچون « مجمع البیان ».

  •  آیا می توان گفت مردان بهتر از زنانند و بر ایشان یکنوع برتری و تفوق دارند؟ 

  • ο     به هیچ وجه نمی توان چنین حرفی  را زد  که همه مردان  به طورکلی از زنان برتر هستند ما زنانی چون فاطمه (س )، خدیجه ، مریم  و بسیاری زنان  دیگر را داریم که خیلی از مردها بهتر بوده اند. تفوقی که در بعضی مسائل  خداوند برای مردان قائل شده یک مسئله کلی به کلی است نه فرد به فرد  منقصه ای  که در قرآن برای زنان ذکر شده  یکی آیه ای است که در آن بیان شده زنان نمی توانند  « فصل خصومات » کنند  و اگر در طرف « حکم » واقع شوند از عهده مجاب کردن دیگری برنمی آیند.منقصه دیگر او این است که زن دارای یک حالت  جلوه گری و خودنمائی است و کمتر به کمالات نفسانی  می پردازد. و البته این غریزه ای است که خداوند در او قرار داده و حکمت « حجاب » هم مسلما  روی همین  اصل است. ولی اینها مطالبی است کلی و البته بعضی زنها هستند که از این  حالات مستثنی هستند و در باره همه افراد زن  به طور کلی صدق نمی کند. مثلا ممکن است زنی پیدا شود که بتواند  « فصل خصومات » کند یا « قضاوت  » نماید.

  •  آیا این حالت خودنمائی در زنان باید کشته شود؟

  • ο   در مورد حلال و محرمشان خوب است ولی در مورد دیگران  باید تا حد امکان با آن صفت مبارزه کند . چون باقی بودن به این صفت  باعث  انحراف می شود زیرا نوعی از شهوت است. در اینکه خداوند این صفت  را در زن قرار داده است ، حکمتی است که مردان به آنها راغب شوند و ازدواج ودر نتیجه تولید نسل زیاد شود و در ثانی زنان ، تحت سرپرستی و مدیریت مردان قرار گیرند.

  •  به نظر شما در عصر حاضر بهترین جهاد برای زنان چیست؟

  • ο   در موقعیت امروز آنچه برای زنان در درجه اول اهمیت قرار دارد این است که با نفس و دلخواهی های خود در مورد زر و زیور و طرز لباس پوشیدن خود و به مدلهای گوناگون درآمدن  مبارزه کنند. با اینکه این کار مشکل به نظر می رسد ولی در نتیجه به کمالات معنوی زودتر نائل  می شوند . پس بهترین جهاد حفظ پوشش زنان است.          

  • در پایان تقاضامندیم اگر پیامی برای دختران جوان و اینکه شرط رستگاری آنان در چیست دارید بفرمایید.

  ο همانطور که در کتاب « روش خوشبختی » نوشته ام  سعادت شما  به دو جنبه « جسمانی » و « روحانی »  بستگی دارد . که باید مراقب هردو باشید. راجع به جنبه روحانی  قبلا گفته شد که باید در صدد تکمیل صفات نیک  و انسانی برآئید و از صفات بارز زن همان پاکدامنی  و عفت است به طوری که علمای اخلاق گفته اند :  عمده شرافت زن در « عفت »  و مهم شرافت مرد  در « شجاعت » است.  زنان تا حد امکان باید خود را در مقابل چشم مردان ناپاک  و پلید قرار ندهند، زیرا شرافت زن نزد تمام عقلا در جامعه در  « عفت »  او است.  من مخالف تحصیل کردن خانم ها نیستم ، تحصیل کنند  و علم بیاموزند  لکن با حفظ نفس  و آبروی اسلام. پاره کردن حجاب در حقیقت پاره کردن اوراق قرآن است. چون قرآن  به حجاب حکم می کند و خلاف  آن را عمل کردن ، حکم خدا  و پیامبر را زیر پا گذاشتن است.

        لازمه مسلمانی ، معتقد بودن  و عمل کردن  به دستورات قرآن است و سعادت شما نیز در این کار است .

در مورد سعادتمند شدن « فیثاغورث » گفته :  کمترین از مردم راه « خوشبخت شدن » را می شناسند اکثریت بازیچه  هوی و هوس شده  و نوبت به نوبت  دستخوش امواج مخالف گشته و در روی دریائی که ساحل ندارد چرخ می زنند و مانند کوران در مقابل طوفان  نه حس مطاوعت دارند  و نه تاب مقاومت.

امر مهم دیگر در انسان  مخصوصا  در زنها مبارزه با صفات « مکر » و « حسد »  است.  که بیشتر در آنان وجود دارد  و باید حتی الامکان سعی شود که این صفت مذموم را از خود دور کنند.

در پایان باید بگویم :  ای بانوان  و دوشیزگان عزیز بدانید که هیچ  خوشبختی به قدر « آرامش دل  »  نیست  و سعادت حقیقی  بر روی « فضیلت »  بنا شده است . « فضیلت » و « آرامش روح »  را چه وقت  می توان به دست آورد؟  زمانی چنین سعادتی نصیب انسان خواهد گردید که در این دریای بی پایان  زندگانی دنیا ، دست آویزد  به ریسمان محکم توحید.

           سعادت واقعی  در اثر  « ایمان »  و یکتاپرستی  و تقوی پدید خواهد آمد و اگر شما خواهان سعادت دنیا  و دنیای ابدی دیگر که به نام « آخرت » خوانده شده ، هستید پیرو قرآن  گردید  و قدم به قدم  به سوی حق پاگذارید  آنوقت « خوشبختی »  را احساس خواهید کرد.

 

  •  با سپاس از اینکه اجازه دادید این گفتگو  را با شما داشته باشیم.                               
  • این مصاحبه زیر نظر : استاد فقید دکتر جواد اژه ای صورت گرفته است.

باز تولید این مصاحبه جهت بهره برداری مخاطبین  وبلاگ در سازمان اسلامی بین المللی دفاع از حقوق کودکان – کافل صورت گرفته است.

 

ο          ο            ο

 

( گزارش پایداری در زمینه تربیت اوان کودکی در مرحله پیش‌دبستانی )

 

                   گزارش پایداری» (Sustainability Report)

          در زمینه تربیت اوان کودکی (ECE) در مرحله پیش‌دبستانی

برای نگارش یک «مقاله گزارش پایداری» (Sustainability Report) در زمینه تربیت اوان کودکی (ECE) در مرحله پیش‌دبستانی، باید نگاهی جامع داشت.

پایداری : پایداری در اینجا تنها به معنای محیط‌زیست نیست، بلکه به معنای

«ایجاد سیستمی است که رشد کودک را در بلندمدت تضمین کند».

یک ساختار جامع و محتوایی:

گزارش پایداری در آموزش پیش‌دبستانی:  (پی‌ریزی آینده‌ای تاب‌آور)

مقدمه

مرحله پیش‌دبستانی (۳ تا ۶ سالگی)، حساس‌ترین پنجره زمانی در رشد مغز انسان است. پایداری در تربیت اوان کودکی به معنای ارائه آموزش‌هایی است که نه تنها نیازهای آنی کودک را برطرف کند، بلکه مهارت‌های بنیادین (Cognitive & Socio-emotional) را به‌گونه‌ای implanted کند که کودک در مراحل بعدی تحصیلی و اجتماعی، تزلزل نکند.

۱. ابعاد پایداری در تربیت پیش‌دبستانی

برای اینکه یک برنامه آموزشی «پایدار» باشد، باید سه محور اصلی را پوشش دهد:

الف) پایداری محیطی (Environmental Sustainability)

آموزش کودک در محیطی که با طبیعت پیوند دارد، باعث توسعه تفکر سیستمی می‌شود.

– یادگیری مبتنی بر طبیعت: جایگزینی محیط‌های بسته با محیط‌های باز و سبز.

– مدیریت منابع: آموزش تفکیک ……..گی و مصرف بهینه آب به کودکان از طریق بازی و تجربه.

– کاهش ردپای کربنی: استفاده از اسباب‌بازی‌های بازیافتی و مواد طبیعی (چوب، سنگ، گل) به جای پلاستیک‌های یک‌بار مصرف.

ب) پایداری اجتماعی و عاطفی (Socio-Emotional Sustainability)

هدف این بخش، ساختن کودکی است که «تاب‌آوری» (Resilience) داشته باشد.

– هوش هیجانی: آموزش شناسایی و مدیریت احساسات برای جلوگیری از فروپاشی‌های روانی در سال‌های تحصیلی آینده.

تعاملات متقابل: تمرکز بر مهارت‌های همکاری به جای رقابت شدید.

– پایداری عدالت آموزشی: اطمینان از اینکه کودکان با پیش‌زمینه‌های مختلف اجتماعی، دسترسی برابر به کیفیت آموزش دارند.

ج) پایداری آموزشی و شناختی (Educational Sustainability)

پرهیز از «آموزش‌های عجولانه» (Accelerated Learning) که منجر به فرسودگی زودرس کودک می‌شود.

– یادگیری از طریق بازی (Play-based Learning): بازی، طبیعی‌ترین روش یادگیری پایدار است. فشار برای خواندن و نوشتن زودهنگام، منجر به کاهش کنجکاوی در آینده می‌شود.

– توسعه تفکر انتقادی: به جای پاسخ‌های آماده، تشویق کودک به پرسیدن «چرا؟».

۲. تحلیل وضعیت فعلی و چالش‌های پایداری

در بسیاری از مراکز پیش‌دبستانی، تضادهایی وجود دارد که پایداری را مختل می‌کند:

  1. کمال‌گرایی تحصیلی: فشار والدین برای دیدن نتایجی مانند «روان خواندن» در سن ۴ سالگی، باعث می‌شود استانداردهای رشد عاطفی نادیده گرفته شود.
  2. ساختارهای سخت: کلاس‌های مربعی و صندلی‌های ثابت، خلاقیت و حرکت (که پایه پایداری جسمانی است) را محدود می‌کنند.

۳. استراتژی‌های پیشنهادی برای ارتقای پایداری (راهکارهای عملی )

۱. مدل «کودک به عنوان پژوهشگر»

به جای اینکه معلم منبع دانش باشد، محیط را به گونه‌ای طراحی کنیم که کودک با کنجکاوی، خودش یاد بگیرد. این روش، «عضله یادگیری» او را برای تمام عمر تقویت می‌کند.

۲. مشارکت پایدار با خانواده‌ها

پایداری در پیش‌دبستانی بدون حمایت خانه غیرممکن است. ایجاد کارگاه‌های آموزشی برای والدین تا متوجه شوند که «بازی کردن» در این سن، در واقع «کارِ» کودک است.

۳. ارزیابی‌های کیفی به جای کمی

جایگزینی نمرات و برچسب‌ها با «پورتفولیو» (نمونه کارهای کودک). ردیابی پیشرفت کودک بر اساس رشد مهارت‌ها، نه مقایسه با دیگران.

نتیجه‌گیری

پایداری در تربیت پیش‌دبستانی، به معنای کاشتن بذرهایی است که در طوفان‌های آینده نشکنند. اگر ما در این مرحله بر روی «کنجکاوی»، «تاب‌آوری» و «پیوند با طبیعت» سرمایه‌گذاری کنیم، خروجی ما دانش‌آموزانی خواهند بود که نه تنها در مدرسه موفق هستند، بلکه انسان‌هایی متعادل و مسئولیت‌پذیر در جامعه خواهند شد.

«تربیت پایدار، یعنی فراهم کردن بستری که در آن کودک بتواند با تمام توانِ انسانی خود، رشد کند؛ بدون آنکه عجله‌ای برای رسیدن به مقصدی تحمیلی داشته باشد.»

نکات تکمیلی برای تبدیل این متن به گزارش رسمی:

اگر قصد دارید این متن را به صورت یک گزارش سازمانی ارائه دهید، موارد زیر را به آن اضافه کنید:

  1. بخش شاخص‌ها (KPIs): مثلاً درصد استفاده از مواد بازیافتی در کلاس یا تعداد ساعات آموزش در فضای باز.
  2. بخش تحلیل SWOT: نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای مرکز آموزشی خود را بنویسید.
  3. جدول زمانی: برنامه‌ای برای اجرای تدریجی تغییرات (مثلاً تبدیل کلاس به محیط طبیعت‌محور طی یک سال).
  • ️چگونه می‌توانیم یک چک‌لیست برای ارزیابی پایداری در محیط‌های پیش‌دبستانی طراحی کنیم؟
  • ️بهترین روش‌های متقاعد کردن والدین برای پذیرش یادگیری مبتنی بر بازی (به جای آموزش خشک) چیست؟
  • ️چه فعالیت‌های عملی و ساده‌ای برای آموزش مفهوم پایداری محیط‌زیستی به کودکان ۳ تا ۶ سال پیشنهاد می‌شود؟

این سه موضوع، در واقع عملیاتی کردن آن گزارش پایداری است که پیش‌تر بررسی کردیم. برای اینکه مفاهیم تئوریک به واقعیت تبدیل شوند، به ابزارهای سنجش (چک‌لیست)، مدیریت ذینفعان (والدین) و متدهای اجرایی (فعالیت‌ها) نیاز داریم

در ادامه، هر بخش را به صورت کاربردی باز می‌کنیم

۱. طراحی چک‌لیست ارزیابی پایداری (Sustainability Audit)

این چک‌لیست به مدیران و مربیان کمک می‌کند تا بفهمند مرکز آن‌ها در چه جایگاهی قرار دارد. پیشنهاد می‌کنم ارزیابی را در سه سطح «فیزیکی»، «پداگوژی (آموزشی)» و «روانی-اجتماعی» تقسیم کنید.

نمونه چک‌لیست ارزیابی (با سیستم امتیازدهی ۱ تا ۵):

| محور ارزیابی | شاخص بررسی | امتیاز (۱-۵) | ملاحظات |

| :— | :— | :— | :— |

| پایداری محیطی | دسترسی روزانه به فضای سبز یا طبیعت باز وجود دارد؟ | | |

| | آیا از مواد بازیافتی و طبیعی در ساخت اسباب‌بازی‌ها استفاده می‌شود؟ | | |

| | آیا سیستم مدیریت پسماند (تفکیک زباله) توسط کودکان اجرا می‌شود؟ | | |

| پایداری آموزشی | آیا یادگیری بر پایه کنجکاوی کودک است یا برنامه خشک معلم؟ | | |

| | آیا فرصت کافی برای «بازی آزاد» (بدون دخالت بزرگسال) وجود دارد؟ | | |

| | آیا مهارت‌های تفکر انتقادی (پرسیدن چرا) تشویق می‌شوند؟ | | |

| پایداری روانی | آیا محیط کلاس به گونه‌ای است که کودک احساس امنیت و پذیرش می‌کند؟ | | |

| | آیا روش‌های مدیریت هیجانات (به جای تنبیه) آموزش داده می‌شود؟ | | |

| | آیا هر کودک با توجه به سرعت رشد شخصی‌اش ارزیابی می‌شود؟ | | |

نحوه تحلیل: مجموع امتیازات را محاسبه کنید. اگر در هر بخش امتیاز پایین بود، آن بخش به عنوان «اولویت تغییر» در برنامه سالانه قرار می‌گیرد.

۲. متقاعد کردن والدین برای پذیرش «یادگیری مبتنی بر بازی»

والدین معمولاً از ترس اینکه فرزندشان از بقیه عقب بیفتد، فشار می‌آورند تا کودک زودتر بخواند و بنویسد. برای تغییر این دیدگاه، باید از «زبان نتایج» و «شواهد علمی» استفاده کنید.

– تغییر روایت (Reframing):

به جای اینکه بگویید «ما بازی می‌کنیم»، بگویید: «ما در حال ساختن زیرساخت‌های عصبی برای یادگیری پیچیده هستیم». توضیح دهید که بازی در این سن، در واقع «کارِ» کودک است و از طریق آن، مهارت‌های اجرایی (Executive Functions) مانند تمرکز، حافظه کاری و انعطاف‌پذیری ذهنی شکل می‌گیرد.

– نمایش «پشت صحنه» (The Documentation):

به جای دادن برگه تمرین، برای والدین عکس و فیلم بفرستید و زیر آن توضیح دهید که در این بازی، چه مهارتی در حال شکل‌گیری است.

مثال: عکسی از کودکی که با بلوک‌ها برج می‌سازد $\rightarrow$ «در این لحظه، فرزند شما در حال یادگیری مفاهیم مهندسی، تعادل و حل مسئله است».

– برگزاری «روز بازی با والدین»:

والدین را دعوت کنید تا خودشان در بازی‌های آموزشی شرکت کنند. وقتی والدین لذت و کشف را تجربه کنند، مقاومتشان در برابر یادگیری بازی‌محور می‌شکند.

– ارائه مقایسه‌ی بلندمدت:

به آن‌ها توضیح دهید که فشار برای آموزش خشک در ۴ سالگی، ممکن است منجر به «بیزاری از مدرسه» در ۷ سالگی شود. پایداری یعنی حفظ اشتیاق به یادگیری برای تمام عمر.

۳. فعالیت‌های عملی برای آموزش پایداری محیط‌زیستی (۳ تا ۶ سال)

در این سن، مفاهیم انتزاعی مثل «گرمایش جهانی» را نمی‌فهمند. آموزش باید «حسی»، «لمسی» و «تجربه‌محور» باشد.

– ایستگاه «بستنی‌سازی از ضایعات» (Upcycling Art):

یک جعبه بزرگ از مقوا‌ها، دستمال‌ها و بطری‌های خالی ایجاد کنید. از کودکان بخواهید با این‌ها «شهر آینده» یا «حیوانات عجیب» بسازند.

       درس: «هر چیزی می‌تواند دوباره مفید شود».

– باغچه کوچک در کلاس (Seedling Journey):

هر کودک یک دانه در یک لیوان خاک بکارد و هر روز آن را آب دهد.

       درس: «رشد زمان می‌برد و نیاز به مراقبت دارد» (آموزش صبر و مسئولیت‌پذیری).

– بازی «کارآگاه زباله» (Waste Detective):

در محیط مدرسه یا خانه، با یک ذره‌بین به دنبال زباله‌هایی بگردید که نباید آنجا باشند (مثل پلاستیک‌ها). آن‌ها را جمع کرده و در سطل‌های رنگی (تفکیک) بیندازید.

درس: «ما نگهبانان طبیعت هستیم».

– داستان‌های «حیوانات displaced»:

با استفاده از عروسک‌ها، داستان‌هایی بگویید که در آن حیوانات به دنبال خانه می‌گردند چون جنگلشان از بین رفته.

درس: «همدلی با موجودات دیگر و اهمیت حفظ محیط زیست».

جمع‌بندی اجرایی:

$\text{چک‌لیست (سنجش)} \rightarrow \text{جذب والدین (حمایت)} \rightarrow \text{فعالیت‌های حسی (اجرا)} = \text{یک سیستم پیش‌دبستانی پایدار}$

  • ️چگونه می‌توانیم «پورتفولیو» (نمونه کارهای کودک) را به گونه‌ای طراحی کنیم که والدین متقاعد شوند رشد کودک را با نمره نسنجند؟
  • ️در مواجهه با والدینی که به شدت روی آموزش‌های خشک اصرار دارند، چه جملات کلیدی و روان‌شناختی برای مدیریت گفتگو پیشنهاد می‌شود؟
  • ️چه معیارهایی برای سنجش موفقیت «یادگیری مبتنی بر بازی» وجود دارد که بتوان آن‌ها را به صورت گزارش به مدیریت یا والدین ارائه داد؟

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های مربیان در یادگیری مبتنی بر بازی (Play-based Learning)، تبدیل «شادی و بازی» به «داده‌های قابل ارزیابی» است. چون بازی در ظاهر «غیرساختاریافته» است، والدین یا مدیران ممکن است تصور کنند «اتفاق خاصی نمی‌افتد».

برای اینکه موفقیت این روش را به صورت گزارش ارائه دهید، باید «رفتار کودک در بازی» را به «مهارت‌های بنیادین» ترجمه کنید. در اینجا معیارهایی را معرفی می‌کنم که می‌توانید در گزارش‌های خود به کار ببرید:

۱. معیارهای شناختی (Cognitive Metrics)

به جای گزارش دادنِ «کودک با بلوک‌ها بازی کرد»، از این شاخص‌ها استفاده کنید:

– حل مسئله (Problem Solving): آیا کودک وقتی برجش ریخت، روش جدیدی را برای ساختن آن امتحان کرد؟ (Symptom $\rightarrow$ Skill).

– تفکر نمادین (Symbolic Thinking): آیا کودک می‌تواند یک تکه چوب را به جای «تلفن» یا «کلید» به کار ببرد؟ (این اولین قدم برای درک مفاهیم انتزاعی و ریاضی در آینده است).

– تمرکز و تداوم (Sustained Attention): کودک چه مدت روی یک فعالیت پیچیده (مثل ساختن یک شهر با لگو) متمرکز ماند؟ (افزایش زمان تمرکز، نشان‌دهنده رشد لوب پیش‌پیشانی مغز است).

– انعطاف‌پذیری ذهنی (Cognitive Flexibility): آیا کودک می‌تواند قواعد بازی را در میانه‌ی راه تغییر دهد و با شرایط جدید سازگار شود

۲. معیارهای اجتماعی-عاطفی (Socio-Emotional Metrics)

این‌ها حیاتی‌ترین بخش‌های گزارش برای والدین هستند، چون مستقیماً با رفتار کودک در خانه مرتبط است:

– مهارت مذاکره (Negotiation Skills): آیا کودک توانست با هم‌بازی‌اش بر سر اینکه «چه کسی نقش دکتر را داشته باشد» توافق کند؟ (این یعنی یادگیری هنر گفتگو و مدیریت تعارض).

– همدلی (Empathy): آیا در جریان بازی، متوجه ناراحتی هم‌بازی‌اش شد و سعی کرد او را آرام کند؟

– خودنظم‌دهی (Self-Regulation): آیا کودک توانست نوبت خود را منتظر بماند یا پس از یک شکست در بازی، احساساتش را مدیریت کند؟

– رهبری و پیروی (Leadership & Followership): آیا کودک می‌تواند گاهی ایده‌های خود را پیش ببرد و گاهی با اشتیاق از ایده‌ی دیگری پیروی کند؟

۳. معیارهای جسمی-حرکتی (Physical Metrics)

پایداری جسمانی در پیش‌دبستانی از طریق بازی سنجیده می‌شود:

– مهارت‌های حرکتی ظریف (Fine Motor Skills): دقت در استفاده از قیچی، خمیربازی یاthreading (رشته کردن مهره‌ها). این‌ها پیش‌نیازهای اصلی «نوشتن» هستند.

– هماهنگی چشم و دست (Hand-Eye Coordination): توانایی در پرتاب توپ، چیدن قطعات کوچک یا رسم خطوط.

نحوه تبدیل این معیارها به «گزارش» (نمونه عملی)

به جای نوشتن یک گزارش توصیفی ساده، از مدل «مشاهده $\rightarrow$ تحلیل $\rightarrow$ نتیجه» استفاده کنید.

گزارش اشتباه (بسیار ساده):

«سارا امروز با دوستانش با گچ روی زمین نقاشی کشید و خیلی خوشحال بود.»

گزارش حرفه‌ای (برای والدین/مدیریت):

مشاهده: سارا در فعالیت نقاشی گروهی، ایده‌ی ساخت یک «نقشه گنج» را مطرح کرد و دوستانش را برای همکاری دعوت کرد.

تحلیل (مهارت): این رفتار نشان‌دهنده رشد در «مهارت‌های رهبری» و «برنامه‌ریزی اجرایی» است. همچنین استفاده از گچ برای رسم خطوط منحنی، نشان‌دهنده پیشرفت در «هماهنگی عصب و عضله» برای آمادگی در نوشتن است.

نتیجه: سارا در حال تبدیل مفاهیم انتزاعی (نقشه) به واقعیت است که پایه تفکر ریاضی و هندسی را تقویت می‌کند.

پیشنهاد نهایی برای ارائه به مدیریت: «داشبورد رشد»

اگر می‌خواهید مدیرتان را متقاعد کنید، به جای گزارش متنی، یک «رادار مهارت‌ها» (Radar Chart) طراحی کنید.

مثلاً ۵ محور رسم کنید: (۱. تمرکز، ۲. همدلی، ۳. حل مسئله، ۴. مهارت‌های ظریف، ۵. خلاقیت).

در ابتدای ترم یک نقطه برای هر کودک بگذارید و در پایان ترم نشان دهید که نقاط چگونه به سمت بیرون (رشد) حرکت کرده‌اند.

 

 

 

طرح تخصصی «دوره آموزش یک‌ماهه آمادگی نوآموزان بدو ورود به پایه اول»

طرح تخصصی «دوره آموزش یک‌ماهه آمادگی نوآموزان بدو ورود به پایه اول» به انضمام فراخوان

گامی استوار برای آغاز یادگیری: دوره تخصصی آمادگی نوآموزان بدو ورود به پایه اول

ورود به دنیای مدرسه، یکی از حساس‌ترین و هیجان‌انگیزترین نقاط عطف زندگی هر کودکی است. گذار از فضای بازی‌محور پیش‌دبستانی به محیط منظم و قاعده‌مند کلاس اول، نیازمند آمادگی‌های ویژه‌ای است تا کودک دچار شوک محیطی نشود و اشتیاقش به یادگیری حفظ گردد. در همین راستا، *«طرح تخصصی دوره آموزش یک‌ماهه آمادگی نوآموزان» طراحی شده است تا پلی استوار میان خانه، پیش‌دبستانی و مدرسه باشد.

چرا این دوره ضروری است؟

بسیاری از کودکان با وجود تسلط بر مهارت‌های اولیه، در مواجهه با نظم کلاس، نشستن‌های طولانی‌مدت و تعاملات اجتماعی گسترده در مدرسه دچار چالش می‌شوند. این دوره یک‌ماهه با هدف «تسهیل انتقال» طراحی شده تا نوآموزان را از نظر روانی، رفتاری و مهارتی آماده کند.

محورهای اصلی این دوره تخصصی:

۱. آمادگی روانی و عاطفی:

کاهش اضطراب جدایی از والدین، آشنایی با فضای مدرسه و ایجاد حس اعتماد به نفس در کودک برای مواجهه با محیط جدید.

۲. مهارت‌های اجتماعی و رفتاری:

آموزش آداب معاشرت در کلاس، نحوه درخواست کمک از معلم، گوش دادن فعال و تعامل مثبت با هم‌کلاسی‌ها.

۳. مهارت‌های پیش‌نیاز تحصیلی:

تقویت مهارت‌های حرکتی ظریف (مانند صحیح گرفتن مداد)، تقویت تمرکز و حافظه، و آشنایی اولیه با ساختار دروس پایه اول به صورت بازی‌محور.

۴. نظم‌دهی و مدیریت زمان:

عادت‌دهی به برنامه زمانی مدرسه، مدیریت وسایل شخصی و آشنایی با مفاهیمی چون نظم و ترتیب.

دستاوردهای این طرح برای نوآموز و والدین

در پایان این دوره، کودک با ذهنی باز و روحیه‌ای شاد وارد کلاس اول می‌شود. این امر باعث می‌شود که معلم در هفته‌های ابتدایی سال تحصیلی، به جای صرف زمان زیاد برای نظم‌دهی به کلاس، مستقیماً بر روی آموزش‌های درسی تمرکز کند. از سوی دیگر، والدین نیز با راهنمایی‌های این دوره، متوجه می‌شوند که چگونه در خانه محیطی حمایتی برای فرزندشان فراهم کنند.

سخن پایانی

شروع درست، تضمین‌کننده موفقیت در ادامه مسیر است. با اجرای این دوره تخصصی، ما تلاش می‌کنیم تا اولین تجربه تحصیلی کودکان را به خاطره‌ای شیرین و انگیزه‌بخش تبدیل کنیم و بذر اعتماد به نفس را در آغاز مسیر آموزش آنان بکاریم.

فراخوان مشارکت :

باسمه تعالی

فراخوان مشارکت در طرح تخصصی «دوره آموزش یک‌ماهه آمادگی نوآموزان بدو ورود به پایه اول»

همکاران گرامی و پرتلاش در مقطع ابتدایی
با سلام و احترام

پیرو برنامه‌ریزی‌ در راستای تسهیل فرآیند گذار نوآموزان به مقطع ابتدایی و تقویت آمادگی‌های لازم برای ورود به کلاس اول، از کلیه آموزگاران محترم مقطع ابتدایی و مربیان محترم دارای سابقه تدریس در پیش دبستان که دارای تجربه، مهارت و انگیزه لازم جهت آموزش نوآموزان هستند، برای مشارکت در «طرح یک‌ماهه آمادگی نوآموزان» دعوت به عمل می‌آید.

با توجه به اینکه تمامی مدارس ابتدایی شهرستان شرایط و بسترهای لازم جهت تشکیل این کلاس‌ها را دارا می‌باشند، این طرح فرصتی است تا با بهره‌گیری از توان تخصصی همکاران عزیز، گامی موثر در جهت عدالت آموزشی و همسان‌سازی مهارت‌های ورودی نوآموزان برداشته شود.

نکات حائز اهمیت:
جامعه هدف: کلیه آموزگاران شاغل در مقطع ابتدایی
مزایای مالی: پرداخت حق‌الزحمه مربیان بر اساس «آموزش به نفر» (سرانه نوآموز)
بستر اجرا: مدارس ابتدایی دارای شرایط تشکیل کلاس پیش‌دبستان

از همکاران علاقه‌مند دعوت می‌شود جهت اعلام آمادگی و ثبت‌نام در این دوره، حداکثر تا تاریخ [۲۹ تیرماه] از طریق لینک زیر اقدام نمایند:

[https://survey.porsline.ir/s/vwxA9A0U]

از اهتمام، دغدغه‌مندی و مشارکت فعال شما در پیشبرد اهداف آموزشی شهرستان سپاسگزاریم.

با احترام: عیسی هدایتی
معاونت آموزشی اداره آموزش و پرورش زرآباد

در کنار مردم سیستان و بلوچستان ایستاده ایم

در کنار مردم سیستان و بلوچستان ایستاده ایم  

 

در کنار مردم سیستان و بلوچستان ایستاده‌ایم

«عزت، غیرت و ایستادگی در قلب گرم و مقاوم جنوب شرق»

در حالی که دشمن وحشی و بی‌رحم، با هدف تخریب زیرساخت‌ها و هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی در شهرهای استراتژیک استان سیستان و بلوچستان، از جمله چابهار، کنارک، ایرانشهر و بمپور دست به تعرض زده است، لازم است همگان بدانند که این حملات نه تنها اراده مردم این دیار را نمی‌شکند، بلکه پیوند ملی ما را استوارتر می‌کند.

سواحل جنوبی و شهرهای جنوب شرق ایران، تنها نقاط جغرافیایی بر روی نقشه نیستند؛ بلکه دروازه‌های استقلال، امنیت و شکوه ایران زمین‌اند. حمله به زیرساخت‌های این مناطق، تلاشی برای متوقف کردن روند توسعه و عقب-انداختن پیشرفت این منطقه است، اما دشمن فراموش کرده است که تاریخ این منطقه، تاریخ مقاومت است و مردم سیستان و بلوچستان همواره سربازان پیشرو در مسیر دفاع از میهن بوده‌اند.

ما امروز با تمام وجود اعلام می‌کنیم که در کنار برادران و خواهران خود در چابهار، کنارک، ایرانشهر و بمپور ایستاده‌ایم. هر تخریبی که توسط دشمن صورت بگیرد، با همت ملی و اراده جهادی بازسازی خواهد شد و هر ضربه‌ای که به زیرساخت‌ها وارد شود، انگیزه‌ای بیشتر برای ساختن آینده‌ای قدرتمندتر خواهد بود.

این حملات، چهره واقعی دشمن را به عنوان یک موجود ترسو و متجاوز نشان داد که از رویارویی مستقیم می‌ترسد و به تخریب تأسیسات پناه می‌برد. اما پاسخ ما به این وحشی‌گری، اتحاد بیشتر، همبستگی عمیق‌تر و ایستادگی تا پیروزی نهایی است.

ای مردم عزیز و غیور سیستان و بلوچستان؛ شما تنها نیستید. تمام ملت ایران در این لحظات سخت، در کنار شماست. صدای ما، صدای حمایت شماست و دست‌های ما، در دست شماست تا با هم، زخم‌های این جنگ را التیام بخشیم و از خاک پاک این استان، پاسخی دندان‌شکن به متجاوران بدهیم.

پیروزی با صبوران و ایستادگان است. در کنار مردم سیستان و بلوچستان ایستاده‌ایم.

دفتر تولید محتوا – کافل

رقابت یا همکاری

رقابت یا همکاری

ابتدا و انتهای مقدمه‌ی چهارده صفحه ای استاد دانشور و صمیمی ام دکتر اسدالله مرادی بر کتاب رقابت یا همکاری
هر کسی مسئله خود را دارد، من نیز از این قاعده به دور نیستم. وقتی از فلسفه‌ی محض به فلسفه‌ی آموزش و پرورش، که نسبت مادر و فرزندی با هم دارند، روی آوردم، اولین کتابی که ذهنم را زیر و رو کرد امیل ژان ژاک روسو بود. نویسنده در این کتاب تآکید می کند که دوره‌ی کودکی به خودی خود اهمیت دارد و نشاید که در امر تربیت کودک شتاب کنیم تا او ادای بزرگسالان را درآورد. کار بزرگ او را انقلاب کوپرنیکی در تربیت نام نهاده اند، زیرا بر اساس گفتمانی انتقادی که در باره‌ی تربیت برساخت، مسیر اندیشه ای را گشود که بر مبنای آن، بزرگسال یگانه حکمران آموزش تلقی نمی شد بلکه کودک به آرامی در مرکز آموزش قرار می گرفت. همان طور که کوپرنیک جهان سیارات را از مرکزیت زمین رها کرد، روسو نیز جهان آموزش را از مرکزیت بزرگسال آزاد ساخت. در عین حال، این مرکزیت بزرگسال صاعقه وار در آسمان آبی آموزش مدرسه ای رخ نمی نماید، جهدی مدام لازم است و اندیشه‌ی روسو در این راه، علی رغم تعارض های قابل فهم آن، توانسته است از عصر روشنگری تا کنون زنده بماند و راهنمای اندیشه و عمل مربیان بسیاری باشد.
انسان امروز، به رغم پیشرفت های علمی حیرت انگیز، هنوز برای رسیدن به یک الگوی تربیتی فراگیر بر مبنای طبیعت، حقوق و کرامت ذاتی کودکان، در آغاز راه است. هنوز کودکان در خانه و مدرسه «ابژه» و وسیله تلقی می شوند. هنوز برای تربیت انسان فی نفسه راه درازی در پیش است؛ تربیتی که در آن کودک هدف باشد نه وسیله! تربیتی که محورش رشد و شکوفایی کودک از درون باشد. هنوز ممکن است والدین به نام «آینده‌ی فرزند» حال خوش امروز کودک را از او بستانند. هنوز دولت ها به سبب رقابت های منطقه ای یا بین المللی، مدرسه را ابزار رقابت می خواهند تا زودتر به نتیجه‌ی دلخواه خود برسند. هنوز موسسات ذینفع در ترویج رقابت و آماده سازی برای آزمون های هماهنگ یا ورودی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی به رویکرد انسان گرایانه روی خوش نشان نمی دهند. در همهمه‌ی پیدا کردن الگوی برتر یا مرتبه و رتبه‌ی درخشان، مسلم است که روشنگری برای ترویج تربیت با رویکرد انسانی دشوار می نماید. … ره هموار نیست! اما ناهمواری به معنی بن بست، بی عملی و این نیز بگذرد هم نیست. من به آینده امیدوارم. امروزه از پاره ای جوامع رایحه‌‌ی تربیت انسانی به مشام می رسد. برای جامعه‌ی ما نیز وجدان و شهود مادران این جا و آن جا رخ می نماید و به نظرم کارساز تر از نقش و میزان اثربخشی فعالان حوزه های آکادمیک باشد، به شرط این که خانواده ها یاد بگیرند کمی عقب بایستند و خوشبختی فرزند خویش را در افق های بلند مدت ببینند نه در کوتاه مدت!
کتاب رقابت یا همکاری توسط نشر نی، منتشر شده است.

نخست ایمنی، بعد کار

نخست ایمنی، بعد کار

در روند زندگی گاه با دو خطای « انسانی» و «فنی» مواجه می شویم. فرض بفرمایید خدای ناکرده قطاری از ریل خارج شود. به احتمال زیاد یا خطای انسانی رخ داده است و یا خطای فنی و یا هر دو خطا با هم.شاید و شاید بتوان گفت ما مردم یعنی صاحبان اصلی این وطن، به رغم معضلات ساختاری و ناکارآمدی برخی مدیریت ها، اگر بتوانیم تا آنجایی که امکان دارد دقیق و درست کار کنیم و حتمی ترین وظیفه خود را در هر کاری، نخست ایمنی، سپس کار(First Safety, then Work)بدانیم و بخواهیم و بجا آوریم، می توانیم تا حدود زیادی هر دو خطا را مدیریت کرده و به کمترین میزان کاهش دهیم.حال پرسش بس با اهمیت این است که چگونه کار کنیم تا بتوانیم هر دو خطا را مدیریت کنیم و از راز آلوده دیدن پدیده ها فاصله بگیریم تا کمتر شاهد تنش و مرافعه و بیماری و تصادفات و … و زیر پا گذاشتن قوانین و … و نیز فجایع زیست محیطی و شکاف ژرف طبقاتی و… باشیم؟اگر به مرحله‌ی پرسشگری که آغاز علم آموزی است نزدیک شویم می توان پرسید یکی از عواملی که سلامت کار کردن ما را تنظیم و تضمین می کند، کدام عامل است؟به نظر می رسد یکی از عناصری که سلامت کار کردن ما را محقق می سازد البته پس از اصلاح ساختار ها و بهبود مدیریت ها ــــ علی الخصوص بهبودی مدیرانی که گرفتار سندرم هوبریس”Hubris* ( به خاطر آسیب وارد شده بر مغز آنها در ورطه‌ی خود محوری و خود شیفتگی افتاده اند)ــــ«آرامش روان» یا همان «صلح درون» است. چرا که می دانیم آنچه مطلوب حکماست، اعتدال و سلامت است. از این رو شایسته است مفروض این باشد که اصل بر سلامت و اعتدال باشد و تعادل هر فردی، ناشی از ارتباط قابل قبول و تعریف شده خود او ــــ با توجه به تجربه زیسته هر فرد که بسیار اهمیت دارد. ــــ با خود و دیگران و هستی و خالق هستی و …و محیط زیست است. گفتنی است نگرش به هستی و محیط زیست، این ماده‌ی مقوم زندگی، از درون ما ناشی می شود و تا دورترین کهکشان ها را شامل می شود.برای پیشگیری از طولانی شدن این یادداشت آیا می توان گفت موفقیت هر نهادی در جامعه‌‌ی ما، مشروط به «سلامت روان» کنش‌گران آن نهاد است؟اگر پاسخ پرسش تقدیمی، مثبت باشذ، ضروری است در مراکز یادگیری، نخست سلامت روان یادگیرندگان و مربیان و کارکنان و مسئولان در اولویت قرار گیرد، تا ما خود با خرد و اختیار خود بتوانیم در حفظ، تآمین و ارتقای سلامت همه جانبه خود تلاش توآم با نشاطی از خود به یادگار گذاریم تا از یک سو از وقوع فاجعه هائی چون فجایع زیست محیطی پیشگیری کنیم و از سوی دیگر صلح را با دست و دل و دماغ خود بسازیم. چرا که به حضرت عباس قسم در نظرگاه های جدید، دانش، صلح، اخلاق، دین، دموکراسی و… ساختنی هستند و نه انتقال دادنی.

م. ص. ذاکری

برخی چالش های جدی جهان کدامند؟

برخی چالش های جدی جهان کدامند؟

در اواسط قرن بیستم برنامه ریزان دور اندیش سه چالش اساسی بشر را غذاانرژیو جمعیت می دانستند. اما نه تنها مورد توجه جدی مردم و بیشتر مدیران و مسئولان و حتی غالب دانشگاهیان قرار نگرفت، بلکه چنین چالش هایی آنچنان مورد بی اعتنایی و غفلت قرار گرفت که در سال های اخیر غالب مردم کشورمان و نیز بیشتر کشور ها با این سه چالش و چالش های دیگر مواجه شده اند.اگر در صدد باشیم به سهم نهاد آموزشی در این غفلت، اشاره ای کنیم– هرچند جان دیویی تمامی نهادهای اجتماعی را نهاد آموزشی تلقی می کرد.— می توان از آموزه های آلفرد نورث وایتهد(۱۹۴۷-۱۸۶۱) پدیدآورنده آثاری در منطق ریاضی و فلسفه علم و… یاری گرفت:در تعلیم و تربیت، تنها یک موضوع اهمیت دارد و آن زندگی است با تمام ابعاد و جلوه هایش. وایتهد بر آنست در فرایند فلسفیدن، نگرشی نصیب انسان می شود که بدون چنین نگرشی، انسانیت در سطوح پایین باقی می ماند و فقدان یک فلسفه هماهنگ و منسجم،  تمدن انسانی را دچار زوال و انحطاط می نماید و در پی آن تلاش افراد جامعه هدر می رود.آموزه های وایتهد اگر اجرایی شود، می تواند ما را تا حدودی از افتادن در ورطه حاشیه قرار دادن زندگی پیشگیری نماید و در نظام های یادگیری زندگی را در متن اصلی قرار دهیم و وقت خود و مخاطبان را صرف امور حاشیه ای نکنیم. چرا که تامین غذا و انرژی و مصرف بهینه آنها و توزیع عادلانه آنها در حال حاضر یکی از چالش های اساسی مردم کشور ماست و امروز با پدیده‌ی گرسنگی کودکانی که در حال رشد هستند و نمی توان برطرف کردن نیازهای غذایی آنها را به زمان دیگری موکول کرد، مواجه هستیم. چرا که همین الان اعضای بدن کودکان بخصوص استخوان ها و مغز و سیستم عصبی آنها در حال توسعه است. حقا و انصافا اگر بر طرف کردن نیازهای کودکان زیر پنج سال بخصوص زیر سه سال  که از آنچنان اهمیتی برخوردار است که علم امروز بشر برطرف کردن چنین نیازهایی در چنین سنین اولیه را بسیار حیاتی می داند، بیش از این مورد غفلت قرار گیرد، در آینده دردمندانه کشورمان با چالش بیشتری مواجه خواهد شد.
م. ص. ذاکری

بازی = تفکر کودک

بازی = تفکر کودک

اگر به مرحله‌ی پرسشگری که آغاز هر نوع یادگیری و علم آموزی است، نزدیک شویم، می توان پرسید چرا گاه برخی از مسئولان اجرایی در حل مسئله ها، از فراست خدادادی خود بهره مند نمی شوند و معمولا سخن نخ نمای مامورم و معذور، لقلقه‌ی زبان آنهاست؟چرا کارشناسان در ادارات دولتی و غیر دولتی در مواردی که سزاوار است قدری بیندیشند و راه حل بیابند، کار را به کارشناس دیگر ارجاع می دهند؟چرا گاه و یا در اغلب موارد، گره ای را که می تواند با دست باز شود را مورد بی اعتنایی قرار می دهیم و دردمندانه، کار کارشناسی را به کار حقوقی و قضایی تبدیل می کنیم؟چرا برای پاسخ برخی پرسش ها به کارشناسان خبیر مراجعه نمی کنیم و برای یافتن پاسخ پرسش خود، به سراغ کار های پژوهشی آنچنانی می رویم؟ بفهمیم انجام پژوهش برای مواردی است که حقا و حقیقتا نمی دانیم چی به چی است و شایسته است برای انکشاف معرفت، دست به پژوهش بزنیم.چرا این بیت حضرت حافظ را فقط می خوانیم و از بکارگیری آن غفلت می ورزیم؟ و یا خدای ناکرده مورد بی اعتنایی قرار می دهیم:چو غنچه گرچه فرو بستگی ست کار جهانتو همچو باد بهاری، گره گشا می باشیک پاسخ پرسش های تقدیمی می تواند این باشد ــــ سزاوار است به پاسخ های دیگر نیز بیندیشیم. ـــ که از دوران کودکی ساز و کار یادگیری به گونه ای بوده است که احساسات برخی و یا شاید و شاید غالب ما، اجتماعی نشده است و درک درستی از معضلات دیگران نداریم و اگر هم چنین درکی نصیبمان شده است در صدد اجرایی کردن آن نیستیم.حال می توان پرسید سزاوار است سازو کار علم یادگیری ــــ یادگیری حیات انسانی است. ــــ و نیز علم پیشگیری،ـــ علمی به کهنگی دیروز و به تازگی فردا. ــــ از اوان کودکی چگونه باشد، تا احساسات ما اجتماعی شود؟مدتی است متخصصان علم یادگیری و علم پیشگیری، رشد و توسعه‌ی سال های اولیه کودکی را یکی از مولفه های مهم اجتماعی موثر بر سلامت می دانند همچنان که پیشینیان ما نیز بر رشد و توسعه اوان کودکی تآکید داشته اند.گفتنی است سازمان جهانی بهداشت از سال های اولیه کودکی به مثابه یک موضوع اورژانسی خاموش و نیز یک فرصت بی همتا یاد می کند. از این رو می توان گفت اجرایی شدن طرح *E.C.D که در سال ۱۳۹۵ سند ملی آن نیز تصویب شده است، حق کودکان است و نه امتیازی که به آنها داده می شود.از آنجایی که اندیشمندان بازی کودکان را مساوی تفکر آنان تلقی می کنند، شایسته است در طراحی برنامه های درسی، همواره بازی کودکان را لحاظ کرد، چرا که بازی قسمت بس با اهمیتی از نحوه‌ی وجودی کودکان است.دوست دارم این یادداشت را با بیتی از ادیب پیشاوری به انتها ببرم:بیآموز خوی بلند آفتاببه هرجاکه ویرانه دیدی، بتآب

Early Childhood Development

به کوشش:م. ص. ذاکری

ویژگی های تربیت تراز برای جامعه ایرانی

ویژگی های تربیت تراز برای جامعه ایرانی

تلاقی اصالت و پویایی

مقدمه

تربیت، فرآیندی است برای انتقال ارزش‌ها، مهارت‌ها و باورها از یک نسل به نسل دیگر. در جامعه ایرانی، به دلیل غنای فرهنگی و در عین حال مواجهه با تلاطم‌های اجتماعی و تکنولوژیک، تعریف «تراز بودن» در تربیت، نیازمند بازنگری است. تربیت تراز در ایران، نه به معنای بازگشت کورکورانه به گذشته و نه پذیرش بی‌قید و شرط الگوهای غربی است؛ بلکه ترکیبی هوشمندانه از «هویت ملی-مذهبی» و «نیازمندی‌های دنیای امروز» است.

۱. محورهای بنیادین در تربیت تراز ایرانی

برای اینکه تربیتی را در جامعه ایران «تراز» بنامیم، باید بر چند محور اساسی استوار باشد:

الف) تقویت هویت و ریشه‌شناسی (اصالت)

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نسل جدید، «بحران هویت» است. تربیت تراز باید بتواند پیوند عاطفی و عقلی فرد با تاریخ، زبان و فرهنگ ایرانی را تقویت کند. انسانی که بداند از کجا آمده است، در مواجهه با سیل اطلاعات جهانی، دچار گمراهی نمی‌شود.

ب) تعادل میان فردگرایی و جمع‌گرایی

فرهنگ ایرانی ذاتاً جمع‌گراست (ارزش دادن به خانواده و بستگان). اما در دنیای مدرن، استقلال فردی و تفکر انتقادی ضروری است. تربیت تراز در جامعه ما، تربیتی است که بتواند «احترام به بزرگتران و ایثار برای جامعه» را با «اعتماد به نفس، استقلال رای و خلاقیت فردی» ترکیب کند.

ج) پیوند ایمان و عقل (معنویت پویا)

در جامعه ایرانی، دین نقش محوری دارد. تربیت تراز، دین را نه به صورت خشک و فرمالیستی، بلکه به عنوان منبع اخلاق، آرامش و معنا معرفی می‌کند. هدف این است که ایمان، مانعی برای پرسشگری نباشد و عقلانیت، منجر به سکولار شدن و جدا شدن از ریشه‌های معنوی نگردد.

۲. ویژگی‌های عملیاتی انسان تراز در جامعه امروز

یک فرد تربیت‌یافته در نظام تراز ایرانی باید ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

  1. مسئولیت‌پذیری اجتماعی: گذر از «من» به «ما». یعنی فرد بداند که موفقیت شخصی او بدون سلامت و پیشرفت جامعه‌اش بی‌معناست.
  2. سرمایه‌گذاری بر اخلاق (ادب): در فرهنگ ایرانی، «ادب» بر «علم» مقدم است. تربیت تراز، انسانی می‌سازد که در کنار تخصص علمی، تواضع، حیا و احترام به حقوق دیگران را سرلوحه قرار دهد.
  3. سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی: در عصر شبکه‌های اجتماعی، تربیت تراز یعنی توانایی تشخیص حق از باطل در میان انبوه اطلاعات و مقاومت در برابر الگوهای مصرف‌گرایانه و پوچ‌گرایانه.
  4. سخت‌کوشی و تاب‌آوری: با توجه به چالش‌های اقتصادی و اجتماعی، تربیت تراز باید فرد را برای مواجهه با سختی‌ها آماده کند تا به جای شکست، از هر بحران به عنوان فرصتی برای رشد استفاده کند.

۳. نقش نهادهای تربیتی در تحقق این الگو

نقش خانواده (حلقه اول)

خانواده در ایران، مرکز انتقال عاطفه و ارزش‌هاست. تربیت تراز در خانواده با «عشق هدفمند» آغاز می‌شود؛ یعنی ایجاد فضای امن عاطفی در کنار تعیین مرزهای اخلاقی و انضباطی.

نقش مدرسه و دانشگاه (ساختار یادگیری)

مراکز آموزشی باید از حالت «انبار اطلاعات» خارج شده و به «کارگاه‌های تربیت شخصیت» تبدیل شوند. آموزش باید به گونه‌ای باشد که دانش‌آموز را به جای حفظ کردن، به تفکر و حل مسئله در بستر نیازهای بومی ایران سوق دهد.

نقش رسانه و فضای مجازی (الگوسازی)

بزرگ‌ترین تهدید تربیت تراز، الگوریتم‌های شباهت‌ساز و الگوهای توخالی فضای مجازی است. برای مقابله با این موضوع، باید «الگوهای تراز» (افراد موفق، اخلاق‌مدار و متخصص) در فضای دیجیتال شناسایی و معرفی شوند.

۴. چالش‌ها و موانع پیش رو

دستیابی به تربیت تراز با موانع جدی روبروست:

– تضاد میان آموزش و محیط: زمانی که کودک در خانه و مدرسه ارزش‌های تراز را می‌آموزد اما در فضای شهری و اجتماعی با تناقضات اخلاقی روبرو می‌شود، دچار «دوگانگی شخصیتی» می‌گردد.

– کمال‌گرایی افراطی یا سهل‌انگاری مفرط: در تربیت ایرانی، گاهی سخت‌گیری بیش از حد باعث سرکوب استعدادها می‌شود و گاهی تساهل زیاد منجر به بی‌نظم شدن نسل جدید می‌گردد.

نتیجه‌گیری

تربیت تراز در جامعه ایرانی، یعنی پرورش انسانی که «پایەاش در خاک (وطن و سنت) و نگاهش به افق (جهان و آینده) باشد». این تربیت، نه با دستورات تحکمی، بلکه با الگوسازی، ایجاد انگیزه و تعادل میان حقوق و تکالیف میسر می‌شود. هدف نهایی، رسیدن به انسانی است که در عین بهره‌مندی از پیشرفت‌های جهانی، اصالت ایرانی-اسلامی خود را حفظ کرده و بتواند سودی برای بشریت و تعالی برای میهن خود باشد.

نویسنده : دفتر تولید محتوا

 

 

 

اين سرمايه ملي را حفظ کنيد

اين سرمايه ملي را حفظ کنيد

اين سرمايه ملي را حفظ کنيد

بسم‌الله الرحمن الرحيم

«ما، در مصر اهرام را داريم که نماد سنگ هستند اما ايران «معانی» را دارد که نماد روح هستند. سنگ مي‌شکند اما معنا نه».

اين، واکنش مثبت يک کاربر مصري به توئيتي است که «يووال نوح هراوي» مورخ و نويسنده اسرائيلي درباره ايران نوشت و آن را يک «کشور – تمدن» دانست که تمام امپراطوري‌ها تلاش کردند دفنش کنند ولي نه‌تنها نتوانستند بلکه ايران بيشتر عمر کرد. هراوي اين توئيت را خطاب به ترامپ در حاشيه اين تهديد وي در جنگ 40روزه عليه ايران که گفته بود مي‌خواهد ايران را به عصر حجر برگرداند نوشت، توئيتي که 85 ميليون بازديدکننده داشت و يک استاد دانشگاه ژاپني هم علاوه بر آن صاحبنظر مصري در تأييد هراوي نوشت: «هراوي درست مي‌گويد. ايران مانند «دي‌ان‌اي» تمدن است. اگر آن را تغيير دهيد کل ارگانيسم تمدن بشري آسيب مي‌بيند. ما مديون ثبات فرهنگي ايران هستيم».

علاوه بر مقاومت هوشيارانه مردم ايران در برابر دو جنگ تحميلي 12روزه و 40روزه که دو قدرت اتمي بر اين کشور تحميل کردند، حضور آنها در مراسم وداع و تشييع پيکر رهبر شهيد حضرت آيت‌الله خامنه‌اي و اعضاي خانواده‌شان به روشني نشان داد آنچه هراوي و آن دو صاحبنظر مصري و ژاپني درباره ايران نوشته‌اند کاملاً درست است. ايران يک «کشور – تمدن» است که «معاني» دارد و «دي‌ان‌اي» تمدن است. اين ويژگي‌ها را ايران از سابقه تاريخي خود و پيوند عميق با تعاليم اسلام ناب محمدي و علوي دارد. در طول قرون گذشته، امپراطوري‌هاي متعدد غربي و شرقي تلاش زيادي براي سلطه يافتن بر ايران و نابود کردن آن به عمل آوردند ولي خودشان نابود شدند و ايران ماند.

اين يک سرمايه بزرگ است که ايران در اختيار دارد، سرمايه مردمي هوشيار و مقاوم که حاضر نيستند وطن و عقيده خود را با هيچ چيز عوض کنند و با تکيه بر همين دو محور وطن‌دوستي و پاي‌بندي به آرمان‌هاي ديني بر تمام توطئه‌ها غلبه مي‌کنند. اين واقعيت را مردم ايران در نيم‌قرن اخير که با انواع فشارها و توطئه‌هاي بين‌المللي مواجه بودند به اثبات رساندند. اين سرمايه را بايد قدر دانست و از آن بايد به بهترين وجه حفاظت کرد.

حالا که حضور حماسي مردم در مراسم وداع و تشييع رهبر شهيد پشتوانه‌اي قدرتمند براي کشور و نظام شده، دشمن نيز با تمام توان درصدد نابود کردن اين سرمايه ملي برخواهد آمد. سلاح دشمن براي نابود کردن اين سرمايه ملي، ايجاد اختلاف و دامن زدن به تفرقه است. در ايامي که مراسم وداع و تشييع و تدفين ادامه دارد، همه سرگرم اين امور هستند ولي از اولين روز بعد از اين مراسم توطئه دشمن براي اختلاف‌افکني و دامن زدن به تفرقه رواج پيدا خواهد کرد. عقلاي قوم بايد از هم‌اکنون فکري براي اين توطئه بکنند. تفاوت نگاه به مسائل و موضوعات، امري طبيعي است ولي نبايد اجازه داد اين اختلاف ‌نظرها به جدال و منازعات سياسي منجر شوند. دشمن در جنگ‌هاي 12روزه و 40روزه به اين نتيجه رسيده که مانع اصلي رسيدنش به اهداف شومي که عليه ايران دارد وحدت کلمه مردم است. به همين دليل مي‌خواهد اين سلاح مهم و کاربردي را از کار بيندازد. اگر نيت آمريکا و اسرائيل اين باشد که با استفاده از فرصت مذاکرات، خود را براي حمله‌اي ديگر آماده کنند، فقط در صورتي مي‌توانند اين نيت شوم خود را عملي نمايند که احساس کنند مردم ايران دچار تفرقه هستند ولي اگر وحدت کلمه و انسجام ملي وجود داشته باشد و آسيب نبيند قطعاً دشمن جرأت حمله مجدد نخواهد داشت.

بنابراين، اکنون مهم‌ترين وظيفه عقلاي قوم اينست که از وحدت کلمه و انسجام که سرمايه ملي است حفاظت کنند. حفاظت از اين سرمايه بر همه اعم از مسئولين، فعالان سياسي و آحاد مردم با هر عقيده و نظري که باشند واجب است. اين، هم يک واجب ملي است و هم واجب ديني و اخلاقي و غفلت از آن يا تخلف از آن بزرگ‌ترين گناه است.

ضرورت نشاط و سرزندگی در محیط دانش‌آموزی ایران

ضرورت نشاط و سرزندگی در محیط دانش‌آموزی ایران

آموزش؛ فراتر از انتقال دانش، پرورش روح

مدرسه، نخستین گام انسان در مسیر اجتماعی شدن و کشف استعدادهای نهفته است. اما زمانی که محیط آموزشی تنها به یک فضای خشک برای انتقال اطلاعات و رقابت‌های نمره‌محور تبدیل شود، هدف اصلی آموزش، یعنی «پرورش انسان»، در حاشیه قرار می‌گیرد. امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازگرداندن نشاط، شور و سرزندگی به محیط‌های دانش‌آموزی در ایران احساس می‌شود.

روانشناسی آموزش ثابت کرده است که «استرس و فشار بیش از حد»، دشمن شماره یک یادگیری است. وقتی دانش‌آموز در محیطی قرار دارد که تنها با ترمزِ ترس از امتحان و فشارِ رتبه‌بندی اداره می‌شود، مغز او در حالت دفاعی قرار می‌گیرد و خلاقیت، جای خود را به تقلید و اضطراب می‌دهد. در مقابل، نشاط و سرزندگی، کلید باز کردن درهای تفکر نقادانه و کنجکاوی است. دانش‌آموزی که احساس شادی و امنیت می‌کند، جسارت پرسیدن دارد، از اشتباه نمی‌ترسد و با اشتیاق به سوی یادگیری پیش می‌رود.

سرزندگی در محیط مدرسه به معنای حذف انضباط یا سهل‌انگاری در تحصیل نیست؛ بلکه به معنای ایجاد تعادلی است میان «تحصیل» و «زیستن». محیطی که در آن هنر، ورزش، بازی‌های آموزشی و گفتگوهای صمیمانه جای داشته باشد، محیطی است که در آن روح دانش‌آموز تغذیه می‌شود. ما باید به جای تبدیل کردن مدارس به «کارخانه‌های آماده‌سازی برای کنکور»، آن‌ها را به «باغ‌های پرورش استعداد» تبدیل کنیم؛ جایی که هر دانش‌آموز بتواند با تمام وجودش رشد کند و معنای شادی را در مسیر پیشرفت بیابد.

علاوه بر این، در دنیای پیچیده امروز، سلامت روان نوجوانان ایرانی نیازمند پناهگاهی امن است. مدرسه باید مکانی باشد که در آن دانش‌آموز احساس پذیرفته شدن کند و با لبخند وارد شود. نشاط در محیط آموزشی، نه تنها بازدهی تحصیلی را افزایش می‌دهد، بلکه از بروز افسردگی، گوشه‌گیری و فرسودگی زودرس در نسل جوان پیشگیری می‌کند.

در نهایت، باید به خاطر داشت که هدف ما تربیت نسلی است که نه تنها متخصص و باسواد باشد، بلکه «سالم»، «خوشحال» و «امیدوار» باشد. نسلی که بتواند با اشتیاق به آینده بنگرد و با انرژی مثبت، جامعه‌ای پویا و پیشرو بسازد.

بگذارید مدارس ما، بوی کاغذ و گچ را با عطر شادی و شور زندگی درآمیزند؛ چرا که یادگیری در بستر شادی، ماندگارترین نوع آموزش است.