مصاحبه با یک « بانوی ایرانی »
مصاحبه با یک « بانوی ایرانی »
شخصیت های بزرگ علمی و فرهنگی از اطراف و اکناف با او مکاتبه داشته، گاهی نیز به محضرش می آمدند و به مذاکره و گفتگوی علمی می پرداختند و گاهی نیز به وسیله نامه با ایشان مکاتبه داشتند.
مصاحبه با فخر زنان جهان
-
میل داشتیم قبل از هر چیز در مورد زندگی تان ، تحصیلاتتان و به طور کلی گذشته ای که عقیده داریم سراپا افتخار است شرح کوتاهی بشنویم.
ο شرح زندگی ام خیلی عادیست و حادثه مهم و چشمگیری نداشته است. در 15 سالگی ازدواج کردم و مشغول خانه داری و بچه داری شدم. در ضمن به خواندن کتاب از همان کودکی عشق می ورزیدم ولی نه هر کتابی، بلکه کتابهایی که جنبه معنویت آنها زیاد بود. درست به یاد دارم در اوقاتی هم که با بچه های همسن ام بودم، مثل آنها تفریح و گردش نمی کردم بلکه مشتاق بودم بیشتر تنها باشم تا بهتر بتوانم فکر کنم زیرا گمشده ای در وجود خود داشتم. و اگر در مجالس عمومی هم می رفتم باز در حال تفکر بودم و در مقام اینکه پا از جاده شریعت بیرون نگذارم. در میان علوم به « خداشناسی » و علومی که مربوط به خداوند بود بیشتر علاقه داشتم و دائم در طلب حقیقتی پویا بودم تا سرانجام در صدد برآمدم زبان « عربی » را بیاموزم. شاید از این راه گمشده خود را پیدا کنم و به خدا نزدیک شوم. در حدود یازده ، دوازده سالی به تحصیل زبان عربی پرداختم ولی همواره لطف پروردگار بدرقه راهم بود و حین تحصیل هم گاهی حالات خوش و نورانی نصیبم می شد. تا اینکه به نوشتن کتاب « اربعین » موفق شدم. علمای نجف که از نوشتن « اربعین » اطلاع حاصل نمودند سئوالاتی راجع به « فقه » کتبا از من نمودند و پس از آنکه جواب ایشان را دادم « درجه اجتهاد » به من عطا فرمودند. از آن به بعد مشغول تالیف کتاب بوده ام و به ترتیب کتاب های :
« مخزن اللئالی »، « سیر و سلوک »، « معاد » ، « روش خوشبختی »، « اخلاق » و سرانجام به تالیف تفسیر « مخزن العرفان » پرداختم و هنوز هم مشغول هستم . در تمام این مراحل از تفضلات و الطاف الهی برخوردار بوده ام و گاه به گاه جرقه های نورانی نصیبم می گردد و محظوظم می کند « و هذا من فضل ربی »
-
آیا علم شما بیشتر از راه آموختن بوده است یا از طرق معنوی هم به شما عنایت می شود؟ در مورد علم و نور علمی، توضیحی برایمان بدهید. ο آنچه در علوم و معنویات غیر از بحث الفاظ فهمیده ام بیشتر از همین راهها بوده و در نوشته هایم کمتر از امور خارجی کمک گرفته ام. نمی گویم از غیب خبر دارم و از حال و باطن کسی اما اغلب معنویات و معارف خود را از استاد فرا نگرفته ام، بلکه از این حالات آورده ام و غالب نوشته هایم با ارشاد خدا و کمک او بوده است.
-
اما « علم » آنطور که حضرت رسول ( ص ) می فرمایند سه قسم است:
-
1 – « آیه محکمه » که علما تعبیر نموده اند مقصود علم « خداشناسی » است.
-
2 – « فریضه عادله » که مقصود علم « اخلاق » است.
-
3 – « سنت قائمه » که مقصود علم « احکام » است و غرض از « نور علمی » همین نور معرفت به خدا و معرفت به اخلاق خوب و بد و معرفت به احکام است.
-
این نور علمی چگونه به دست می آید؟
-
ο ابتدا باید تحصیل علم نمود ، « تحصیل » مقدمه ایست برای به دست آوردن این نور « معرفت » و سپس در مقام به دست آوردن علم اخلاق و در مقام عمل برآمدن و تزکیه نفس و مبارزه با هوا های نفسانی و خواهش های دل و تمام صفات ناپسندی که در انسان وجود دارد از قبیل : حسد، کبر، طمع، محبت دنیا و دور ساختن اینها از خود ودر صدد برآمدن در کسب ایمانی با دلیل و برهان و استدلال و سپس در مقام عمل برآمدن واجبات را و ترک محرمات نمودن.
-
بهترین کتابی که خوانده اید چه کتابی بوده است؟
-
ο بهترین کتاب درسی که برای من خیلی مفید و قابل استفاده بوده « اسفار ملا صدرا » است که در چهار جلد است و من تنها دو جلدش را مطالعه نموده ام و روحیه ام کاملا با آن کتاب مناسب بوده است. کتاب حاوی یک سلسله معارف است . برای فهمیدن آن باید حتما یک دوره حکمت خوانده باشید بعد از این کتاب بیشتر به کتب اخبار و احادیث و تفسیر علاقمندم مخصوصا تفاسیری همچون « مجمع البیان ».
-
آیا می توان گفت مردان بهتر از زنانند و بر ایشان یکنوع برتری و تفوق دارند؟
-
ο به هیچ وجه نمی توان چنین حرفی را زد که همه مردان به طورکلی از زنان برتر هستند ما زنانی چون فاطمه (س )، خدیجه ، مریم و بسیاری زنان دیگر را داریم که خیلی از مردها بهتر بوده اند. تفوقی که در بعضی مسائل خداوند برای مردان قائل شده یک مسئله کلی به کلی است نه فرد به فرد منقصه ای که در قرآن برای زنان ذکر شده یکی آیه ای است که در آن بیان شده زنان نمی توانند « فصل خصومات » کنند و اگر در طرف « حکم » واقع شوند از عهده مجاب کردن دیگری برنمی آیند.منقصه دیگر او این است که زن دارای یک حالت جلوه گری و خودنمائی است و کمتر به کمالات نفسانی می پردازد. و البته این غریزه ای است که خداوند در او قرار داده و حکمت « حجاب » هم مسلما روی همین اصل است. ولی اینها مطالبی است کلی و البته بعضی زنها هستند که از این حالات مستثنی هستند و در باره همه افراد زن به طور کلی صدق نمی کند. مثلا ممکن است زنی پیدا شود که بتواند « فصل خصومات » کند یا « قضاوت » نماید.
-
آیا این حالت خودنمائی در زنان باید کشته شود؟
-
ο در مورد حلال و محرمشان خوب است ولی در مورد دیگران باید تا حد امکان با آن صفت مبارزه کند . چون باقی بودن به این صفت باعث انحراف می شود زیرا نوعی از شهوت است. در اینکه خداوند این صفت را در زن قرار داده است ، حکمتی است که مردان به آنها راغب شوند و ازدواج ودر نتیجه تولید نسل زیاد شود و در ثانی زنان ، تحت سرپرستی و مدیریت مردان قرار گیرند.
-
به نظر شما در عصر حاضر بهترین جهاد برای زنان چیست؟
-
ο در موقعیت امروز آنچه برای زنان در درجه اول اهمیت قرار دارد این است که با نفس و دلخواهی های خود در مورد زر و زیور و طرز لباس پوشیدن خود و به مدلهای گوناگون درآمدن مبارزه کنند. با اینکه این کار مشکل به نظر می رسد ولی در نتیجه به کمالات معنوی زودتر نائل می شوند . پس بهترین جهاد حفظ پوشش زنان است.
-
در پایان تقاضامندیم اگر پیامی برای دختران جوان و اینکه شرط رستگاری آنان در چیست دارید بفرمایید.
ο همانطور که در کتاب « روش خوشبختی » نوشته ام سعادت شما به دو جنبه « جسمانی » و « روحانی » بستگی دارد . که باید مراقب هردو باشید. راجع به جنبه روحانی قبلا گفته شد که باید در صدد تکمیل صفات نیک و انسانی برآئید و از صفات بارز زن همان پاکدامنی و عفت است به طوری که علمای اخلاق گفته اند : عمده شرافت زن در « عفت » و مهم شرافت مرد در « شجاعت » است. زنان تا حد امکان باید خود را در مقابل چشم مردان ناپاک و پلید قرار ندهند، زیرا شرافت زن نزد تمام عقلا در جامعه در « عفت » او است. من مخالف تحصیل کردن خانم ها نیستم ، تحصیل کنند و علم بیاموزند لکن با حفظ نفس و آبروی اسلام. پاره کردن حجاب در حقیقت پاره کردن اوراق قرآن است. چون قرآن به حجاب حکم می کند و خلاف آن را عمل کردن ، حکم خدا و پیامبر را زیر پا گذاشتن است.
لازمه مسلمانی ، معتقد بودن و عمل کردن به دستورات قرآن است و سعادت شما نیز در این کار است .
در مورد سعادتمند شدن « فیثاغورث » گفته : کمترین از مردم راه « خوشبخت شدن » را می شناسند اکثریت بازیچه هوی و هوس شده و نوبت به نوبت دستخوش امواج مخالف گشته و در روی دریائی که ساحل ندارد چرخ می زنند و مانند کوران در مقابل طوفان نه حس مطاوعت دارند و نه تاب مقاومت.
امر مهم دیگر در انسان مخصوصا در زنها مبارزه با صفات « مکر » و « حسد » است. که بیشتر در آنان وجود دارد و باید حتی الامکان سعی شود که این صفت مذموم را از خود دور کنند.
در پایان باید بگویم : ای بانوان و دوشیزگان عزیز بدانید که هیچ خوشبختی به قدر « آرامش دل » نیست و سعادت حقیقی بر روی « فضیلت » بنا شده است . « فضیلت » و « آرامش روح » را چه وقت می توان به دست آورد؟ زمانی چنین سعادتی نصیب انسان خواهد گردید که در این دریای بی پایان زندگانی دنیا ، دست آویزد به ریسمان محکم توحید.
سعادت واقعی در اثر « ایمان » و یکتاپرستی و تقوی پدید خواهد آمد و اگر شما خواهان سعادت دنیا و دنیای ابدی دیگر که به نام « آخرت » خوانده شده ، هستید پیرو قرآن گردید و قدم به قدم به سوی حق پاگذارید آنوقت « خوشبختی » را احساس خواهید کرد.
- با سپاس از اینکه اجازه دادید این گفتگو را با شما داشته باشیم.
- این مصاحبه زیر نظر : استاد فقید دکتر جواد اژه ای صورت گرفته است.
باز تولید این مصاحبه جهت بهره برداری مخاطبین وبلاگ در سازمان اسلامی بین المللی دفاع از حقوق کودکان – کافل صورت گرفته است.
ο ο ο



فاطمه کریمی (وکیل دادگستری)

