مصاحبه با یک « بانوی ایرانی »

 

مصاحبه با یک « بانوی ایرانی »

 شخصیت های بزرگ علمی و فرهنگی از اطراف و اکناف با او مکاتبه داشته، گاهی نیز به محضرش می آمدند و به مذاکره و گفتگوی علمی می پرداختند و گاهی نیز به وسیله نامه  با ایشان مکاتبه داشتند. 

                   مصاحبه با فخر زنان جهان

  •  میل داشتیم قبل از هر چیز  در مورد زندگی تان ، تحصیلاتتان و به طور کلی گذشته ای که عقیده داریم سراپا افتخار است شرح کوتاهی بشنویم.   

    ο شرح زندگی ام خیلی عادیست و حادثه مهم و چشمگیری  نداشته است.  در 15 سالگی ازدواج کردم و مشغول خانه داری و بچه داری شدم.  در ضمن به خواندن  کتاب  از همان کودکی عشق  می ورزیدم ولی نه هر کتابی، بلکه کتابهایی که جنبه معنویت آنها  زیاد بود.  درست به یاد دارم در اوقاتی هم که با بچه های همسن ام بودم، مثل آنها تفریح و گردش نمی کردم بلکه مشتاق بودم بیشتر تنها باشم تا بهتر بتوانم فکر کنم زیرا گمشده ای در وجود خود داشتم. و اگر در مجالس عمومی هم می رفتم باز در حال تفکر بودم و در مقام اینکه پا از جاده شریعت بیرون نگذارم. در میان علوم به « خداشناسی »  و علومی که مربوط به خداوند بود  بیشتر علاقه داشتم و دائم در طلب حقیقتی پویا بودم  تا سرانجام  در صدد برآمدم  زبان « عربی » را بیاموزم. شاید از این راه گمشده  خود را پیدا کنم و به خدا نزدیک شوم. در حدود یازده ، دوازده سالی به تحصیل زبان عربی پرداختم ولی همواره لطف پروردگار بدرقه راهم بود  و حین تحصیل هم گاهی حالات خوش و نورانی نصیبم  می شد. تا اینکه  به نوشتن کتاب « اربعین » موفق شدم. علمای نجف  که از نوشتن « اربعین » اطلاع حاصل نمودند سئوالاتی راجع به « فقه » کتبا از من نمودند و پس از آنکه جواب ایشان را دادم « درجه اجتهاد » به من عطا فرمودند. از آن به بعد مشغول تالیف کتاب بوده ام  و به ترتیب کتاب های : 

    « مخزن  اللئالی »، « سیر و سلوک  »، « معاد » ، « روش خوشبختی »، « اخلاق » و سرانجام  به تالیف  تفسیر  « مخزن العرفان » پرداختم  و هنوز هم مشغول هستم . در تمام این مراحل  از تفضلات و الطاف  الهی برخوردار بوده ام  و گاه به گاه جرقه های نورانی  نصیبم  می گردد و محظوظم  می کند  « و هذا من فضل ربی »

  • آیا علم شما بیشتر از راه آموختن بوده است یا از طرق معنوی هم به شما عنایت می شود؟    در مورد علم و نور علمی، توضیحی برایمان بدهید.                                 ο آنچه در علوم و معنویات غیر از بحث الفاظ فهمیده ام بیشتر از همین راهها بوده و در نوشته هایم کمتر از امور خارجی کمک  گرفته ام. نمی گویم از غیب خبر دارم و از حال و باطن کسی اما اغلب معنویات و معارف خود را از استاد فرا نگرفته ام، بلکه از این حالات آورده ام و غالب نوشته هایم با ارشاد خدا و کمک او بوده است. 

  •     اما « علم » آنطور که  حضرت رسول ( ص ) می فرمایند سه قسم است:

  • 1 –  « آیه محکمه »  که علما تعبیر نموده اند  مقصود علم  « خداشناسی » است.

  • 2 – « فریضه عادله »  که مقصود علم « اخلاق » است.

  • 3 – « سنت قائمه » که مقصود علم « احکام » است و غرض از « نور علمی » همین نور معرفت  به خدا و معرفت به اخلاق خوب و بد  و معرفت به احکام است.

  •  این نور علمی چگونه به دست می آید؟

  • ο ابتدا باید تحصیل علم نمود ، « تحصیل » مقدمه ایست برای به دست آوردن این نور « معرفت » و سپس در مقام به دست آوردن علم اخلاق و در مقام عمل برآمدن و تزکیه نفس و مبارزه با هوا های  نفسانی و خواهش های دل و تمام صفات ناپسندی که در انسان وجود دارد از قبیل : حسد، کبر، طمع، محبت دنیا و دور ساختن  اینها از خود  ودر صدد برآمدن در کسب ایمانی  با دلیل  و برهان  و استدلال  و سپس در مقام عمل برآمدن واجبات را و ترک محرمات نمودن.

  •  بهترین کتابی که خوانده اید چه کتابی بوده است؟ 

  •   ο   بهترین کتاب درسی  که برای من خیلی مفید  و قابل استفاده بوده « اسفار ملا صدرا  »  است که در چهار جلد است و من تنها دو جلدش را مطالعه نموده ام و روحیه ام کاملا با آن کتاب مناسب بوده است.  کتاب حاوی  یک سلسله معارف است . برای فهمیدن آن باید حتما یک دوره حکمت خوانده باشید بعد از این کتاب بیشتر به کتب اخبار و احادیث و تفسیر علاقمندم مخصوصا تفاسیری همچون « مجمع البیان ».

  •  آیا می توان گفت مردان بهتر از زنانند و بر ایشان یکنوع برتری و تفوق دارند؟ 

  • ο     به هیچ وجه نمی توان چنین حرفی  را زد  که همه مردان  به طورکلی از زنان برتر هستند ما زنانی چون فاطمه (س )، خدیجه ، مریم  و بسیاری زنان  دیگر را داریم که خیلی از مردها بهتر بوده اند. تفوقی که در بعضی مسائل  خداوند برای مردان قائل شده یک مسئله کلی به کلی است نه فرد به فرد  منقصه ای  که در قرآن برای زنان ذکر شده  یکی آیه ای است که در آن بیان شده زنان نمی توانند  « فصل خصومات » کنند  و اگر در طرف « حکم » واقع شوند از عهده مجاب کردن دیگری برنمی آیند.منقصه دیگر او این است که زن دارای یک حالت  جلوه گری و خودنمائی است و کمتر به کمالات نفسانی  می پردازد. و البته این غریزه ای است که خداوند در او قرار داده و حکمت « حجاب » هم مسلما  روی همین  اصل است. ولی اینها مطالبی است کلی و البته بعضی زنها هستند که از این  حالات مستثنی هستند و در باره همه افراد زن  به طور کلی صدق نمی کند. مثلا ممکن است زنی پیدا شود که بتواند  « فصل خصومات » کند یا « قضاوت  » نماید.

  •  آیا این حالت خودنمائی در زنان باید کشته شود؟

  • ο   در مورد حلال و محرمشان خوب است ولی در مورد دیگران  باید تا حد امکان با آن صفت مبارزه کند . چون باقی بودن به این صفت  باعث  انحراف می شود زیرا نوعی از شهوت است. در اینکه خداوند این صفت  را در زن قرار داده است ، حکمتی است که مردان به آنها راغب شوند و ازدواج ودر نتیجه تولید نسل زیاد شود و در ثانی زنان ، تحت سرپرستی و مدیریت مردان قرار گیرند.

  •  به نظر شما در عصر حاضر بهترین جهاد برای زنان چیست؟

  • ο   در موقعیت امروز آنچه برای زنان در درجه اول اهمیت قرار دارد این است که با نفس و دلخواهی های خود در مورد زر و زیور و طرز لباس پوشیدن خود و به مدلهای گوناگون درآمدن  مبارزه کنند. با اینکه این کار مشکل به نظر می رسد ولی در نتیجه به کمالات معنوی زودتر نائل  می شوند . پس بهترین جهاد حفظ پوشش زنان است.          

  • در پایان تقاضامندیم اگر پیامی برای دختران جوان و اینکه شرط رستگاری آنان در چیست دارید بفرمایید.

  ο همانطور که در کتاب « روش خوشبختی » نوشته ام  سعادت شما  به دو جنبه « جسمانی » و « روحانی »  بستگی دارد . که باید مراقب هردو باشید. راجع به جنبه روحانی  قبلا گفته شد که باید در صدد تکمیل صفات نیک  و انسانی برآئید و از صفات بارز زن همان پاکدامنی  و عفت است به طوری که علمای اخلاق گفته اند :  عمده شرافت زن در « عفت »  و مهم شرافت مرد  در « شجاعت » است.  زنان تا حد امکان باید خود را در مقابل چشم مردان ناپاک  و پلید قرار ندهند، زیرا شرافت زن نزد تمام عقلا در جامعه در  « عفت »  او است.  من مخالف تحصیل کردن خانم ها نیستم ، تحصیل کنند  و علم بیاموزند  لکن با حفظ نفس  و آبروی اسلام. پاره کردن حجاب در حقیقت پاره کردن اوراق قرآن است. چون قرآن  به حجاب حکم می کند و خلاف  آن را عمل کردن ، حکم خدا  و پیامبر را زیر پا گذاشتن است.

        لازمه مسلمانی ، معتقد بودن  و عمل کردن  به دستورات قرآن است و سعادت شما نیز در این کار است .

در مورد سعادتمند شدن « فیثاغورث » گفته :  کمترین از مردم راه « خوشبخت شدن » را می شناسند اکثریت بازیچه  هوی و هوس شده  و نوبت به نوبت  دستخوش امواج مخالف گشته و در روی دریائی که ساحل ندارد چرخ می زنند و مانند کوران در مقابل طوفان  نه حس مطاوعت دارند  و نه تاب مقاومت.

امر مهم دیگر در انسان  مخصوصا  در زنها مبارزه با صفات « مکر » و « حسد »  است.  که بیشتر در آنان وجود دارد  و باید حتی الامکان سعی شود که این صفت مذموم را از خود دور کنند.

در پایان باید بگویم :  ای بانوان  و دوشیزگان عزیز بدانید که هیچ  خوشبختی به قدر « آرامش دل  »  نیست  و سعادت حقیقی  بر روی « فضیلت »  بنا شده است . « فضیلت » و « آرامش روح »  را چه وقت  می توان به دست آورد؟  زمانی چنین سعادتی نصیب انسان خواهد گردید که در این دریای بی پایان  زندگانی دنیا ، دست آویزد  به ریسمان محکم توحید.

           سعادت واقعی  در اثر  « ایمان »  و یکتاپرستی  و تقوی پدید خواهد آمد و اگر شما خواهان سعادت دنیا  و دنیای ابدی دیگر که به نام « آخرت » خوانده شده ، هستید پیرو قرآن  گردید  و قدم به قدم  به سوی حق پاگذارید  آنوقت « خوشبختی »  را احساس خواهید کرد.

 

  •  با سپاس از اینکه اجازه دادید این گفتگو  را با شما داشته باشیم.                               
  • این مصاحبه زیر نظر : استاد فقید دکتر جواد اژه ای صورت گرفته است.

باز تولید این مصاحبه جهت بهره برداری مخاطبین  وبلاگ در سازمان اسلامی بین المللی دفاع از حقوق کودکان – کافل صورت گرفته است.

 

ο          ο            ο

 

وقتی مدرسه تبدیل به میدان جنگ می‌شود؛ تراژدی میناب و فریادی برای حقوق کودکان

 

  • وقتی مدرسه تبدیل به میدان جنگ می‌شود؛ تراژدی میناب و فریادی برای حقوق کودکان

در هر جنگی، پیروز و بازنده‌ای وجود دارد؛ اما تلخ‌ترین حقیقت این است که در ترازوی جنگ، کودکان همیشه بازنده هستند. حادثه دردناک موشک‌باران مدرسه میناب و شهادت دختران دانش‌آموزی که تنها برای یادگیری و ساختن آینده به مدرسه آمده بودند، زخم عمیقی بر پیکر انسانیت است. وقتی بمب‌ها کلاس‌های درس را هدف قرار می‌دهند، تنها ساختمان‌ها ویران نمی‌شوند، بلکه رویاها، خنده‌ها و آینده یک نسل در لحظه‌ای به خاک تبدیل می‌شود.

  • مدرسه؛ پناهگاه یا هدف؟

طبق تمامی کنوانسیون‌های بین‌المللی و حقوق بشر، مدارس باید «مناطق امن» باشند. مدرسه جایی است برای رشد، برای کشف جهان و برای پرورش انسانیت. تبدیل کردن محیط آموزشی به یک هدف نظامی، نه تنها یک جنایت جنگی، بلکه توهینی به وجدان بشری است.

دختران شهید مدرسه میناب، نماد بی‌گناهانی هستند که در تلاطم سیاست‌ها و جنگ‌های قدرت، قربانی شدند. آن‌ها نه سرباز بودند و نه تصمیم‌گیرنده؛ آن‌ها تنها کودکانی بودند که حق داشتند در آرامش درس بخوانند.

  • حقوق کودکان در زمان جنگ؛ حقی که فراموش شد

دفاع از حقوق کودکان در زمان جنگ، یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک الزام قانونی و انسانی است. حقوق کودک در بحران‌های جنگی شامل موارد حیاتی است که متأسفانه در بسیاری از درگیری‌ها نادیده گرفته می‌شود:

– حق امنیت جانی: کودکان باید از هرگونه حمله مستقیم و غیرمستقیم در امان بمانند.

– حق دسترسی به آموزش: حتی در سخت‌ترین شرایط جنگی، آموزش باید متوقف نشود تا پیوند کودک با آینده قطع نگردد.

– حفاظت از سلامت روان:* تروما و آسیب‌های روانی ناشی از جنگ، زخم‌هایی هستند که تا سال‌ها با کودک می‌مانند.

  • چرا باید از حقوق کودکان در جنگ دفاع کنیم؟

وقتی ما از حقوق کودکان در زمان جنگ دفاع می‌کنیم، در واقع در حال دفاع از «باقی‌مانده‌های انسانیت» هستیم. اگر در زمان جنگ، خط قرمزهایی برای حمایت از کودکان ترسیم نشود، جهان به جایگاهی تبدیل می‌شود که در آن هیچ‌کس، حتی یک کودک بی‌گناه در یک کلاس درس، در امان نیست.

شهادت دانش‌آموزان مدرسه میناب، یادآور این است که تا زمانی که صلح جهانی برقرار نشود و حقوق کودکان به عنوان یک اصل غیرقابل مذاکره پذیرفته نشود، هر مدرسه‌ای ممکن است به یک میدان غم تبدیل شود.

سخن پایانی

خون دختران شهید مدرسه میناب، فریادی است در برابر بی‌رحمی جنگ. آن‌ها اکنون ستاره‌های آسمان شده‌اند، اما یادشان باید بیدارمان کند که دفاع از حقوق کودکان، به‌ویژه در زمان جنگ، وظیفه‌ای است که نمی‌توان از آن چشم پوشید.

باید تا زمانی که آخرین کودک در هر کجای جهان، در آرامش به مدرسه برود و بدون ترس از صدای بمب، کتابش را باز کند، برای عدالت و صلح بجنگیم. زیرا هیچ پیروزی در جنگی که در آن کودکان کشته شوند، معنا ندارد.

 

گرد آوری و انتشار: دفتر تولید محتوا – کافل

ایران با کودکانش زنده تر از همیشه خواهد بود.

 

  • ایران با کودکانش، زنده تر از همیشه خواهد بود.

آینده یک ملت، در کتاب‌های تاریخ یا در گزارش‌های اقتصادی نوشته نمی‌شود؛ آینده یک ملت، در لبخند، چشم‌ها و گرو‌ه های کوچک کودکانش رقم می‌خورد. وقتی از آینده ایران حرف می‌زنیم، در واقع از آینده‌ای حرف می‌زنیم که در گرو سلامت، رشد و شکوفایی نسل‌های آینده است.

  • چرا کودکان، قلب تپنده ایران هستند؟

کودکان تنها بخشی از جمعیت یک کشور نیستند؛ آن‌ها بذرهای تمام آنچه قرار است در آینده ببینیم، هستند. هر کودک، یک پتانسیل بی‌پایان برای خلاقیت، علم، هنر و انسانیت است. اگر بخواهیم کشوری قدرتمند، باثبات و پیشرو داشته باشیم، باید بدانیم که این مسیر از میان اتاق‌های بازی، مدارس و محیط‌های امنی که کودکان در آن رشد می‌کنند، می‌گذرد.

  • حقوق کودک؛ یک انتخاب نیست، یک ضرورت است

وقتی از «حقوق کودک» صحبت می‌کنیم، منظورمان صرفاً فراهم کردن غذا و سرپناه نیست. دفاع از حقوق کودکان، یعنی ایجاد بستری که در آن:

– حق آموزش با کیفیت تضمین شود تا ذهن‌ها آزاد و جستجوگر رشد کنند.

– حق امنیت و سلامت محترم شمرده شود تا جسم و روان آن‌ها در برابر سختی‌ها مقاوم بماند.

– حق بیان و شنیده شدن فراهم باشد تا اعتمادبه‌نفس و هویت اجتماعی خود را بیابند.

– حق حفاظت در برابر خشونت و استثمار* به عنوان یک اصل غیرقابل مذاکره در جامعه تثبیت شود.

دفاع از حقوق کودکان، دفاع از عدالت است. وقتی ما از حقوق یک کودک دفاع می‌کنیم، در واقع در حال ساختن یک جامعه منصف‌تر برای همه هستیم.

  • وظیفه ما چیست؟

ما به عنوان اعضای جامعه، والدین، مربیان و شهروندان، ناظران و حامیان این نسل هستیم. وظیفه ما تنها «مراقبت» نیست، بلکه «حمایت» است. حمایت از حق آن‌ها برای رویاپردازی، حمایت از حق آن‌ها برای بازی کردن و حمایت از آن‌ها در برابر هرگونه نابرابری که مسیر رشدشان را مسدود می‌کند.

  • سخن پایانی

ایران، با تمام فراز و نشیب‌های تاریخش، همواره با نیروی جوان و پویایش دوباره برخاسته است. اما این پویایی زمانی معنا پیدا می‌کند که کودک ایرانی، با آرامش خاطر و در سایه حقوقی محترم، به دنبال کشف جهان برود.

بیایید به یاد داشته باشیم: هر چقدر بیشتر برای حقوق کودکان بجنگیم و به آن‌ها توجه کنیم، ایران نه تنها زنده، بلکه درخشان‌تر و پویاتر از هر زمان دیگری خواهد بود. زیرا ایران، با کودکانش زنده است.

به نظر شما، مهم‌ترین قدم برای تضمین آینده کودکان ما چیست؟

نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

مقایسهٔ نظام‌مند میان دو ستونِ حقیقت و نیکی در علم و دین

مقایسهء نظام‌مند میان دو ستونِ حقیقت و نیکی در علم و دین

سخنرانی پروفسور مایکل ریس در مؤسسهٔ علم و دین فارادی (دانشگاه کمبریج، انگلستان، ۷ می ۲۰۲۶)

 

🔸 ماجرا چه بود؟

پروفسور مایکل ریس، استاد آموزش علوم در کالج دانشگاهی لندن، در این سخنرانی، به سراغ یک بحران خاموش در نظام آموزشی جهانی رفت. استدلال اصلی او این بود که در روزگاری که عبارت «پساحقیقت» به توصیفی رایج برای زیستِ فرهنگی و سیاسی ما بدل شده، آموزشِ ترکیبی علم و دین نه یک گزینه تجملی، بلکه پادزهری ضروری در برابر این بحران است.

 

🔹اما چرا آموزشِ ترکیبی علم و دین مهم است؟

▪️۱. ریس شیوع این باور را که در دوران پساحقیقت زندگی می‌کنیم، «به‌طور بالقوه فاجعه‌بار» توصیف کرد. وقتی مرز میان راست و دروغ مبهم می‌شود، هم علم و هم دین، به عنوان دو منبع اصلیِ جهت‌گیری اخلاقی و معرفتی، تضعیف می‌شوند.

▪️۲. او با وام‌گیری از سنت فلسفی، توجه مخاطبان را به سه مفهوم متعالی (حقیقت، زیبایی و نیکی) جلب کرد و پرسید: در غیاب این شاخص‌های غایی، دانش‌آموزان چگونه می‌توانند قطب‌نمایی برای زندگی خود بیابند؟ و نظام آموزشی چه پاسخی برای این سرگردانی دارد؟

 

🔸 ریس چه مسیری را برای برون‌رفت ترسیم کرد؟

محور اصلی سخنرانی، یک مقایسهء نظام‌مند میان دو ستونِ حقیقت و نیکی در علم و دین بود:

▪️ریس نشان داد که علم از مسیر شواهد تجربی، آزمون‌پذیری و ابطال‌پذیری به حقیقت می‌رسد، حال آنکه دین از مسیر وحی، سنت، تجربهء درونی و انسجام درونی. فهم این دو مسیرِ متفاوت، برای دانش‌آموزان لازم است تا بتوانند در جهان پیچیدهء امروز جهت‌یابی کنند.

▪️ در حوزهء اخلاق نیز، او به اخلاق تحقیق و کاربرد مسئولانهءفناوری در علم، و اصول اخلاقی برگرفته از متون مقدس در دین پرداخت. هدف نهایی، پرورش ظرفیت داوری اخلاقی در میان دانش‌آموزان برای مواجهه با مسائل زیست‌اخلاقی، محیط زیستی و فناورانه بود.

 

🔹 ایدهء نهایی چه بود؟

ریس با تمرکز بر آموزش رسمیِ سنین ۵ تا ۱۶ سال، این ایده را به بحث گذاشت که در عصر پساحقیقت، آموزش علمِ بدون دین به پوچی اخلاقی می‌انجامد و آموزش دینِ بدون علم به بنیادگرایی معرفت‌شناختی. بنابراین، تدریس تلفیقی این دو، یک ضرورت مدنی برای ساختن شهروندانی حقیقت‌جو و اخلاق‌مدار است. این سخنرانی، در ادامهءپروژهء فکری بلندمدت او قرار دارد که پیش‌تر در مقالاتش استدلال کرده بود تدریس علم/دین توسط معلمان علوم، به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا خودِ علم را بهتر بفهمند. اما اکنون، این استدلال از یک ضرورت آموزشی-علمی، به یک ضرورت عمیق فلسفی-اجتماعی ارتقا یافته است.

 

📚 منبع:

«Prof. Michael Reiss – The Importance of Teaching about Science and Religion in a Time of Global Uncertainty» — The Faraday Institute for Science and Religion, University of Cambridge.

🔗 https://www.faraday.cam.ac.uk/event/prof-michael-reiss-the-importance-of-teaching-about-science-and-religion-in-a-time-of-global-uncertainty/

 

 

مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهءمطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی

🆔 https://eitaa.com/The_Science_and_Theology_Center

 

آیا همه‌ی کودکان فرصت کودکی دارند؟

آیا همه‌ی کودکان فرصت کودکی دارند؟

کودکان، روشن‌ترین بخش هر جامعه‌اند؛ اما وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که همه‌ی آن‌ها فرصت یک کودکی آرام و بی‌دغدغه را ندارند. در ایران، بسیاری از کودکان با واقعیت‌هایی بزرگ‌تر از سن خود روبه‌رو هستند؛ فقر، کار، محرومیت از آموزش، اضطراب و گاهی حتی بی‌توجهی. کودکانی که باید در دنیای بازی و خیال نفس بکشند، گاهی مجبورند خیلی زود بزرگ شوند.

کودکی، فقط یک دوره‌ی کوتاه از زندگی نیست؛ پایه‌ی تمام آینده‌ی انسان است. اما برای بعضی از کودکان، این دوره با نگرانی و سختی همراه است. کودکانی هستند که به‌جای کتاب و دفتر، بار زندگی را بر دوش می‌کشند. کودکانی که به‌جای خنده‌های بلند، سکوت را یاد گرفته‌اند. کودکانی که اگر دیده نشوند، اگر شنیده نشوند، ممکن است در هیاهوی جامعه گم شوند.

واقعیت این است که وضعیت اجتماعی کودکان در ایران، تصویری یکدست و برابر نیست. برخی از کودکان از آموزش، تغذیه، امنیت و محبت کافی برخوردارند؛ اما بسیاری دیگر هنوز برای ابتدایی‌ترین حقوق خود می‌جنگند. این فاصله، فقط یک اختلاف اقتصادی نیست؛ زخمی است بر آینده‌ی جامعه.

ما نمی‌توانیم از آینده‌ای روشن سخن بگوییم، اگر کودکان امروز در تاریکیِ فقر، بی‌عدالتی و بی‌توجهی رشد کنند. حمایت از کودک، فقط یک وظیفه‌ی اخلاقی نیست؛ یک مسئولیت انسانی است. جامعه‌ای که برای کودکانش امنیت، آموزش، عشق و امید فراهم نکند، در حقیقت آینده‌ی خود را از دست می‌دهد.

شاید وقت آن رسیده باشد که بیشتر از همیشه به صدای کودکان گوش دهیم؛ به چشم‌هایی که حرف می‌زنند، به دست‌های کوچکی که زودتر از موعد خسته شده‌اند، و به دل‌هایی که فقط کمی محبت و فرصت می‌خواهند.

بمناسبت روز ملی جمعیت :   30اردیبهشت

هفته جمعیت و حقوق کودک
حمایت از حقوق کودکان  از رئوس برنامه های اجرایی  سازمان اسلامی بین المللی دفاع از حقوق کودکان – کافل میباشد.

خردمند ترین مردم چه اشخاصی هستند؟

خردمند ترین مردم چه اشخاصی هستند؟

اگر بپذیریم جهان و زندگی گاه و یا حتی غالبا به گونه ای پیش نمی رود که ما می خواهیم، آرام آرام به این رهنمون ـــ که سزاوار است برای اجرایی کردن آن ساز و کار لازم را فراهم کنیم. ــــ هدایت می شویم که با توجه به فردیت منحصر به فرد آدم ها، نخست آنها را همان طور که هستند بپذیریم و سپس در بررسی و نقد انها، با توجه به اینکه ما در دنیای ممکنات زندگی می کنیم، شناخت دقیق و درست آنها را بر بررسی و نقد مقدم بدانیم و بین نفع، صلاح و حق، تا آنجایی که امکان دارد، حق را در نظر داشته باشیم و منطق انجام کار ها را لحاظ و حق هر انسانی را به درستی ادا کنیم.گفتنی است گاه ما انسان ها، عناد با خود داریم و منشآ رنج های ما در برخی مواقع در درون خود ماست و نوع تربیت رایج ما را وادار به فرافکنی و سایر مکانیسم های دفاعی کرده و دنبال مقصر می گردیم و آرامش خود را که موهبت بزرگی است، از دست داده و سلامت روان خود و دیگران را در معرض خطر جدی قرار می دهیم. حتی گاه دیرتر و دورتر را لحاظ نمی کنیم و برای موضوعات زود گذر و قدرت طلبی، تا مرز جنون، پیش می رویم. این جاست که با عمق سخن پیشینیان، ارتباط برقرار می کنیم:خردمند ترین مردم کسانی هستند که تقوی پیشه می کنند و احمق ترین مردم کسانی هستند که دنبال فسق و فجور و تباهی و جنایت هستند. چرا که با اندک تآمل پی خواهیم برد در درون هر فسق و فجوری، حماقتی نهفته است. حتی می توان گفت فسق و فجور ها در درازنای تاریخ و جنایت های رایج، علاوه بر معیوب بودن ساختار ها، تا حدودی به خاطر کم عقلی ها و نادانی ها و جهالت ها و دریک کلام مشکلات شناختی و نداشتن فهم درست از مسائل اجتماعی است. از این رو شاید و شاید بتوان گفت گام اول و وسط و آخر برای انجام درست هر کاری شناخت خردمندانه آن کار است.باقی بقایتان، شنیدن نقدهایتان نصیبمان
م.ص. ذاکری

مسئولیت رسانه : رعایت «اصل عدم آسیب‌رسانی» در تربیت نسل آینده است

🔴مسئولیت رسانه :

رعایت «اصل عدم آسیب‌رسانی» در تربیت نسل آینده است

✍️فاطمه کریمی (وکیل دادگستری)
رسانه‌های عمومی، به‌عنوان امانت‌دار فضای عمومی، وظیفه حقوقی و اخلاقی دارند که از ترویج هرگونه محتوایی که منجر به خشونت‌گرایی یا عادی‌سازی رفتارهای تهاجمی می‌شود، خودداری کنند. نمایش آموزش‌های تیراندازی در قالب برنامه‌های عمومی، نه تنها یک خطای استراتژیک، بلکه از منظر حقوقی، با اصول بنیادین «حق بر آموزش و تربیت سالم» در تضاد است.
طبق استانداردهای بین‌المللی و کنوانسیون‌های حقوق کودک، رسانه‌ها موظف‌اند از نمایش محتواهایی که سلامت روان کودکان و نوجوانان را به خطر می‌اندازد یا آن‌ها را به سمت رفتارهای پرخطر سوق می‌دهد، پرهیز کنند.

آموزش مهارت‌های نظامی در رسانه‌ای که باید پناهگاه امنیت و آموزش زندگی باشد، نوعی «ترویج غیرمستقیم خشونت» تلقی می‌شود که می‌تواند منجر به تغییر الگوی رفتاری نسل جدید و کاهش سطح همدلی اجتماعی گردد.

مسئولیت رسانه تنها انتقال اطلاعات نیست، بلکه رعایت «اصل عدم آسیب‌رسانی» در تربیت نسل آینده است. نمایش آموزش شلیک، در زمانی که جامعه درگیر بحران‌های انسانی و امنیتی است، نقض وظیفه رسانه در جهت صیانت از سلامت روانی و اخلاقی جامعه است. ما موکداً خواستار بازنگری در محتوای رسانه‌ای و پایبندی به استانداردهای حقوقی در قبال ملت و صیانت از تربیت نسل آینده هستیم.
ما به رسانه‌ای نیاز داریم که به جای آموزشِ «چگونه شلیک کنیم»، به ما بیاموزد که «چگونه با هم زندگی کنیم»؛ و به جای اینکه یاد بدهد «چگونه هدف بگیریم»، بیاموزد که «چگونه انسانیت را حفظ کنیم».
27اردیبهشت ۱۴۰۵

ضرورت توجه به آموزش در مقطع ابتدایی از طریق بازی

ضرورت توجه به آموزش در مقطع ابتدایی از طریق بازی:

امروزه اهمیت راهبردی «آموزش از طریق بازی» در دوره ابتدایی در کشورهای پیشرو در زمینه آموزش عمومی مورد تاکید است؛ رویکردی که نه‌تنها با ویژگی‌های رشدی کودکان این دوره کاملاً سازگار است، بلکه بر پایه یافته‌های علمیِ روان‌شناسی تربیتی و علوم یادگیری، از مؤثرترین شیوه‌های آموزش عمیق، پایدار و انگیزه‌بخش به شمار می‌آید.کودک در فرایند بازی، صرفاً سرگرم نمی‌شود؛ بلکه در بستر فعالیتی پویا و معنادار، مهارت‌های زبانی، شناختی، اجتماعی، هیجانی و حرکتی خود را توأمان پرورش می‌دهد. بازیِ هدفمند، زمینه‌ای فراهم می‌کند تا دانش‌آموز با اشتیاق و بدون ترس از خطا، مفاهیم درسی را تجربه کند، بیازماید، تحلیل کند و به فهمی عمیق‌تر برسد. چنین رویکردی، یادگیری را از حفظ‌محوری و انفعال، به مشارکت، اکتشاف و خلاقیت سوق می‌دهد.از این‌رو، انتظار می‌رود در سیاست‌گذاری‌های آموزشی، برنامه‌ریزی درسی، توانمندسازی معلمان و طراحی محیط‌های یادگیری، جایگاه آموزش بازی‌محور به‌صورت جدی و نظام‌مند مورد توجه قرار گیرد. ایجاد فرصت برای بازی‌های هدایت‌شده، نقش‌آفرینی، فعالیت‌های حرکتی و بازی‌های فکری می‌تواند به تقویت سواد پایه، حل مسئله، همکاری، خودتنظیمی و علاقه به مدرسه بینجامد؛ اموری که برای تربیت نسل آینده ضرورتی انکارناپذیر است.امید است با حمایت و راهبری سازمان، آموزش و پرورش کشور از ظرفیت ارزشمند بازی به‌عنوان ابزاری علمی، تربیتی و اثرگذار بهره‌مند شود و زمینه‌ای فراهم آید تا مدرسه برای کودکان، هم‌زمان محل یادگیری، رشد و نشاط باشد.

ارائه : مهرداد راهداری 

عناوین کارگاه‌ها و روزهای برگزاری: «کودک در بحران، چگونه با گفت و گو امنیت بسازیم؟»

«کودک در بحران، چگونه با گفت و گو امنیت بسازیم؟»

معاونت آموزشی سازمان جهاد دانشگاهی تهران برگزار می‌کند:

کارگاه‌های آموزشی رایگان«جنگ و زندگی»

عناوین کارگاه‌ها و روزهای برگزاری:

«کودک در بحران، چگونه با گفت و گو امنیت بسازیم؟»استاد: دکتر نورالدین محمودی

زمان:     دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ساعت ۱۳ تا ۱۵لینک ثبت‌نام:https://jtt.ir/classroom/12950

«برخورد نقادانه با رسانه‌ها در زمان جنگ»استاد: دکتر حسین شیخ رضایی

زمان: سه‌شنبه ۲۹اردیبهشت ساعت ۱۳ تا ۱۵لینک ثبت‌نام:https://jtt.ir/classroom/12951

«کودکان، جنگ و مهارت‌های روانی کنترل ترس و استرس»استاد: دکتر رزا راشدی

زمان:چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ساعت ۱۳ تا ۱۵لینک ثبت‌نام:https://jtt.ir/classroom/12952

«تفکر خلاق در روزهای سخت؛ مهارت‌هایی برای بازسازی امید»استاد: خانم دکتر مریم پورآقا

زمان: پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ساعت ۱۳ تا ۱۵لینک ثبت‌نام:https://jtt.ir/classroom/12953

کارگاه‌ها به صورت برخط برگزار می‌شود.Jtt.irشماره تماس: ۸۴۶۵۰

انتشار دهنده : خانم دکتر مریم احمدی گیوی –  پژوهشگر اجتماعی

دوان دوان تا ساحل سلامت ( 2 ) – کنترل وزن

دوان دوان تا ساحل سلامت ( 2 )  – کنترل وزن

برای پیشگیری از وزن نامطلوب شایسته است هر هفته وزن مطلوب خود را اندازه گیری کنیم.

ساده ترین فرمولی که تناسب بین قد و وزن خانم ها و آقایان را به دست می دهد در زیر آمده است. از شاخص های دیگری از جمله شاخص توده بدنی (B.M.L )  نیز می توان بهره گرفت.

وزن مطلوب  خانم ها= ( اندازه قد – 100) – ( اندازه قد – 150 ) تقسیم بر 2 

مثال برای قد  166 سانتی متر:

وزن مطلوب = (100-166 ) – ( 150-166 ) /2

وزن مطلوب = (66) – (8 ) = 58 کیلوگرم

وزن مطلوب آقایان = ( اندازه  قد – 100 ) – ( اندازه قد -150 )/3

مثال برای قد177 سانتی متر 

وزن مطلوب = ( 100-177 ) –  ( 150 – 177 )/3

وزن مطلوب = ( 77 ) – ( 27 ) /3 =( 9 – 77 ) = 68 کیلوگرم

یادمان باشد که هر ماه بیش از چهارکیلو  وزن کم نکنیم.

اقتباس کننده : م.ص. ذاکری

در شرایط فعلی حس «عادی بودن زندگی» را در کودکان زنده نگه داریم..

در شرایط فعلی حس «عادی بودن زندگی» را در کودکان زنده نگه داریم.

در شرایط جنگی که هر لحظه احتمال حمله و به خطر افتادن امنیت وجود دارد، توجه به اوقات فراغت دانش‌آموزان از حیث «مدیریت تروما و کاهش آسیب‌های روانی» حیاتی می‌شود. پر کردن این اوقات با فعالیت‌های هدفمند هیبریدی( در فضای مجازی و واقعی) و مفرح مانند بازی‌های گروهی، هنر و ورزش، انرژِی سرکوب‌شده ناشی از استرس را تخلیه کرده و حس «عادی بودن زندگی» را در کودک زنده نگه می‌دارد. در دوران پساجنگ نیز، این اوقات فراغت اگر به درستی برنامه‌ریزی شود، به فرصتی برای بازسازی سرمایه‌های انسانی تبدیل می‌گردد. پس از مدتها تعطیلی و محرومیت از فضای بازی و خلاقیت، برنامه‌های غنی اوقات فراغت به بازتوانی شناختی، جبران عقب‌ماندگی تحصیلی و بازآموزی مهارت‌های اجتماعی به نوجوانانی که معاشرت جمعی را فراموش کرده‌اند، کمک می‌کند. اگر غفلت کنیم، این خلأ روانی و تربیتی به بستری برای جذب نوجوانان به سمت آسیب‌های اجتماعی (مواد مخدر، خشم و بزهکاری و در نهایت خودکشی) بدل خواهد شد. بنابراین، سرمایه‌گذاری روی این اوقات در جنگ، اقدامی برای «نجات حال» و در پساجنگ، اقدامی برای «ساختن آینده» نسل نوجوان بازمانده از بحران است.