رقابت یا همکاری
ابتدا و انتهای مقدمهی چهارده صفحه ای استاد دانشور و صمیمی ام دکتر اسدالله مرادی بر کتاب رقابت یا همکاری
هر کسی مسئله خود را دارد، من نیز از این قاعده به دور نیستم. وقتی از فلسفهی محض به فلسفهی آموزش و پرورش، که نسبت مادر و فرزندی با هم دارند، روی آوردم، اولین کتابی که ذهنم را زیر و رو کرد امیل ژان ژاک روسو بود. نویسنده در این کتاب تآکید می کند که دورهی کودکی به خودی خود اهمیت دارد و نشاید که در امر تربیت کودک شتاب کنیم تا او ادای بزرگسالان را درآورد. کار بزرگ او را انقلاب کوپرنیکی در تربیت نام نهاده اند، زیرا بر اساس گفتمانی انتقادی که در بارهی تربیت برساخت، مسیر اندیشه ای را گشود که بر مبنای آن، بزرگسال یگانه حکمران آموزش تلقی نمی شد بلکه کودک به آرامی در مرکز آموزش قرار می گرفت. همان طور که کوپرنیک جهان سیارات را از مرکزیت زمین رها کرد، روسو نیز جهان آموزش را از مرکزیت بزرگسال آزاد ساخت. در عین حال، این مرکزیت بزرگسال صاعقه وار در آسمان آبی آموزش مدرسه ای رخ نمی نماید، جهدی مدام لازم است و اندیشهی روسو در این راه، علی رغم تعارض های قابل فهم آن، توانسته است از عصر روشنگری تا کنون زنده بماند و راهنمای اندیشه و عمل مربیان بسیاری باشد.
…انسان امروز، به رغم پیشرفت های علمی حیرت انگیز، هنوز برای رسیدن به یک الگوی تربیتی فراگیر بر مبنای طبیعت، حقوق و کرامت ذاتی کودکان، در آغاز راه است. هنوز کودکان در خانه و مدرسه «ابژه» و وسیله تلقی می شوند. هنوز برای تربیت انسان فی نفسه راه درازی در پیش است؛ تربیتی که در آن کودک هدف باشد نه وسیله! تربیتی که محورش رشد و شکوفایی کودک از درون باشد. هنوز ممکن است والدین به نام «آیندهی فرزند» حال خوش امروز کودک را از او بستانند. هنوز دولت ها به سبب رقابت های منطقه ای یا بین المللی، مدرسه را ابزار رقابت می خواهند تا زودتر به نتیجهی دلخواه خود برسند. هنوز موسسات ذینفع در ترویج رقابت و آماده سازی برای آزمون های هماهنگ یا ورودی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی به رویکرد انسان گرایانه روی خوش نشان نمی دهند. در همهمهی پیدا کردن الگوی برتر یا مرتبه و رتبهی درخشان، مسلم است که روشنگری برای ترویج تربیت با رویکرد انسانی دشوار می نماید. … ره هموار نیست! اما ناهمواری به معنی بن بست، بی عملی و این نیز بگذرد هم نیست. من به آینده امیدوارم. امروزه از پاره ای جوامع رایحهی تربیت انسانی به مشام می رسد. برای جامعهی ما نیز وجدان و شهود مادران این جا و آن جا رخ می نماید و به نظرم کارساز تر از نقش و میزان اثربخشی فعالان حوزه های آکادمیک باشد، به شرط این که خانواده ها یاد بگیرند کمی عقب بایستند و خوشبختی فرزند خویش را در افق های بلند مدت ببینند نه در کوتاه مدت!
کتاب رقابت یا همکاری توسط نشر نی، منتشر شده است.