دوان دوان تا ساحل سلامت ( بخش 1 ) قدرت پیشگیری

 

دوان دوان تا ساحل سلامت ( بخش 1 ) قدرت پیشگیری

 

قدرت پیشگیری

علم پیشگیری علمی به کهنگی دیروز و به تازگی فردا است. 

هر نسلی همواره می شنود:

” یک جو پیشگیری  بهتر از خروارها درمان است .”

سالم ماندن حق و وظیفه ماست.

من و شما مسئول  سلامت خود و دیگران هستیم.

سلامت از نظرگاه سازمان جهانی بهداشت در سال 1948 چنین تعریف شده است:*

” سلامت عبارت است از  حالت آسایش و رفاه کامل جسمی ، روانی  و اجتماعی و نه تنها نبودن  و نداشتن بیماری و نقص عضو”

تنظیم چنین تعریفی  از سلامت  آنچنان افقی در برابر ما می گشاید که هر مقدار برای تامین ، حفظ و ارتقاء سلامت خود  و دیگران  و محیط زیست تلاش کنیم ، کافی نیست.  

       در سال های  اخیر به ابعاد دیگری از سلامت از جمله بعد زیست محیطی سلامت تاکید می شود تا جایی که در رویکرد  جدید در خصوص با سوادی ، با سواد به کسی گفته  می شود  که کمترین آسیب را به محیط زیست وارد می کند. 

هدف علم بهداشت رسیدن به : سلامت همه جانبه ”  است.

به بیان  بسیار ساده  علم بهداشت کلیه کارهایی است که برای رسیدن  به سلامت  همه جانبه انجام می گیرد این همه توسط قدرت عقل بشری عملی است.  امیدواریم  هیچگاه عقل بشر در سایه قرار نگیرد و دچار جزم گرایی نشویم.

یادمان باشد  تنها قایق زندگی ما  در دریایی از آلودگی ها فرو رفته است و اگر دوان دوان  به ساحل سلامت نزدیک نشویم خدای ناکرده زندگی نابود خواهد شد.

برخی از عمده ترین اقدامات پیشگیرانه ای که باید به آنها عمل کنیم در بخش های  بعد  تقدیم می گردد.

مولف: م. ص . ذاکری

موشکی با شعار و نام «کمک» رشته‌ی صد امید می‌برّد

 

موشکی با شعار و نام «کمک» رشته‌ی صد امید می‌برّد

زنگ اول: علوم یا انشاست؟

پسر از دخترک نشانی جست

زیر لب خنده‌ای که یعنی او

رگه‌هایی ز نوجوانی جست

.مدرسه پر شد از شعف، هیجان

شیطنت‌های بچه‌ها گل کرد

فکر آن زنگ آخر شیرین

در سر کودکانه غلغل کرد

..مادر امروز قول کتلت داد

پدرش وعده‌ی خرید لباس

باید امروز پیرهن بخرد

ورزشی با هزار و یک وسواس

آخر آن دخترک حواسش هست

به لباس و به رفت و آمدنش

باید این بار خبره‌تر باشد

وقت دیدار، وقت زل زدنش

.چه خیال و چه فکر شیرینی

شوق دیدار او میان مسیر

و چه حسی که گنگ و نامعلوم

دل او را چنین گرفته اسیر

.آن طرف دخترک درین سودا

که هوای جنوب، دلبند است

باید این بار عشوه‌ای بکند

که دم عید و گاه اسفند است

..دختری سبزه‌رو و پر هیجان

کوله‌اش صورتی و کفش او آبی

دختری با امید و شور و شعف

دختر شاد و شوخ مینابی

.دو طرف در خیال دنیایی

که هواش از خدا بهاری‌تر

بی‌خیال از خیال خونخواران

که به دنیا رسیده کاری‌تر

.ساعت از یازده بگذشته

که صدایی مهیب می‌غرّد

موشکی با شعار و نام «کمک»

رشته‌ی صد امید می‌برّد

.اینک اینجا هزارساله عزا

به دل و جان مردمان آوار

اینک اینجا هزار اهریمن

می‌کند با فرشتگان پیکار

.اینک این پیکری که خون‌آلود

زیر ضرب سیاه ابلیس است

اینک این چشم ما که هر لحظه

ز تلاقی اشک و خون خیس است

زنگ اول: علوم یا انشاست

زنگ اول توحش ناب است

آه جانم ز درد می‌سوزد

درس هر زنگ، سوگ میناب است

سروده :#تهمورث_بشیریه

درست و به اندازه خوردن

درست و به اندازه خوردن

چرا حیوانات کمتر از ما بیمار می شوند؟می توان گفت حیوانات طبق غریزه خود، بهتر از ما انسان ها غذا می خورند و کمتر بیمار می شوند.کم عقلی است که تابع تبلیغات شویم و غذاهایی را بخوریم که سلامت ما را تهدید کند!سزاوار است از دوران کودکی، کودکان را به غذاهای شور، عادت ندهیم.یادمان باشد تغذیه خوب، از یک سو به مقاومت بدن ما کمک می کند و از سوی دیگر، در صورتی که پیشگیری پیشه نسازیم و خدای ناکرده بیمار شویم، به بهبودی ما کمک می کند. آیا غذای بهتر را می توان با هزینه کمتر نیز آماده کرد؟ بیندیشیم پاسخ چیست؟غذاهایی که در هنگام سلامت برای ما مفیدند، در هنگام بیماری نیز برای ما مفیدند و برعکس غذاهایی که در هنگام سلامت به ما زیان می رسانند، در هنگام بیماری نیز ضرر بیشتری دارند؛ مانند غذاهای چرب، نوشابه های الکلی، قند و شیرینی زیاد، قهوه زیاد، ادویه بسیار زیاد و…

نویسنده : م.ص. ذاکری

چگونه آموزه ها را تا حدودی اجرایی کنیم؟

چگونه آموزه ها را تا حدودی اجرایی کنیم؟

تاکید علمای روان شناس این است که دنیا را نه سفید و نه سیاه، بلکه خاکستری ببینیم. می توان گفت نگرش مربیان ممتاز حتی فراتر از نگاه عالم روان شناس است. چرا که شاید و شاید بتوان گفت یک قابلیت منحصر به فرد در هر انسانی هست که می توان از آن به استعداد حسن جویی یاد کرد، که مربیان فرهیخته توسط چنین استعدادی تلاش می کنند، کمتر عیب ها را ببینند و بیشتر حسن ها را در نظر داشته باشند تا سلامت روان خود و دیگران را تامین کنند.اگر در صدد باشیم اصول اساسی سلامت روان را مرور کنیم، اشاره وار می توان گفت:نخست سزاوار است به خود و دیگران احترام بگذاریم.دو دیگر اینکه بپذیریم خود و دیگران، محدودیت هایی داریم.سه دیگر اینکه انسان بودن ما، مساوی است با مسئول بودن ما. به عبارت دیگر هر انسانی هرچقدر در مقابل خود و دیگران و جامعه و به خصوص محیط زیست– این ماده‌ی مقوم زندگی— و نیز در این دوران بس خطیر جامعه‌ی ایران که درگیر جنگ است، بیشتر احساس مسئولیت نماید، به همان میزان به قلمرو انسان بودن بیشتر نزدیک شده است. یادمان باشد که ما قبل از اینکه فرزند پدر و مادر خود باشیم، فرزند جامعه و همچنین مدیون جامعه هستیم حال پرسش اساسی این است که چگونه این اصول و سایر آموزه ها را اجرایی کنیم؟در پاسخ به این پرسش بسیار راهگشا می توان گفت شاید و شاید برگزاری کارگاه های یادگیری گفت و گو به شیوه ای فعال تا حدودی بتواند ما را به عرصه عمل نزدیک کند. چرا که پژوهش های مبحث پویایی گروه در روان شناسی اجتماعی نشان داده است اگر مخاطبان پس از بحث و گفت و شنود– و نه گفت و گفت و گفت– با یکدیگر این اصول و آموزه ها را با اختیار و خرد خود بسازند، بیشتر به انجام آنها متعهد می گردند.دوست دارم در ادامه این یادداشت به برخی از قواعد گفت و گو اشاره کنم.گفتنی است رعایت این قواعد و قواعد دیگری که ذهن شریف شما پردازش خواهد کرد، به شدت نیاز به تمرین مستمر دارد. در غیر این صورت مشق های مشتاق بنده اثربخشی چندانی حتی برای خودم– که جاذبه و نیاز به یادگیری آنها را به شدت احساس و تا حدودی درک کرده ام.–نیز نخواهد داشت.نخست اینکه سزاوار است در هنگام گفت و گو، مخاطب خود را تا آنجایی که امکان دارد، درک کرده و تلاش کنیم فضیلت شنیدن سخن دقیق وی را نصیب خود کنیم. و نیز با توجه به پویایی واقعیت ها تلاش کنیم از افتادن در مهلکه‌ی جزم گرایی، پیشگیری کنیم. شایسته است فراموش نکنیم جزم گرایی ورطه ای است که دردمندانه غالبا گرفتار آن می شویم؛ چرا که ما در دنیای ممکنات زندگی می کنیم و امکان دارد نه تنها از شنیدن دقیق پیام مخاطب خود بی نصیب بمانیم، بلکه برداشت دیگری از سخن مخاطب خود نماییم که با آنچه ذهن او پردازش کرده است، به مثابه دو منحنی متباعد باشند.دو دیگر اینکه در امر خطیر گفت و گو به شدت نیازمندیم خوش بینی انسان شناسانه را با واقع بینی معرفت شناسانه توام کنیم. چرا که اگر به نوع انسان خوش بین نباشیم از یک سو گاه ناخواسته خود را از تجربه های زیسته‌ی دیگران محروم می کنیم، و از سوی دیگر از آنجایی که واقعیت به مثابه منشور دواری است که حتی یک وجه آن را به دشواری می توان مورد بررسی قرار داد، گاه فاصله‌ی خود را از انکشاف معرفت–که سزاوار است از شیئ پنداری معرفت بپرهیزیم.– بیشتر می کنیم.سه دیگر اینکه از آنجایی که تفسیر سخن ما معمولا مواج است، شایسته است تا آنجایی که امکان دارد بدون ابهام و ایهام سخن بگوییم. به قول بالزاک: «بی بزک و بی پیرایه سخن بگوئیم، چنان سخن بگوئیم که حرف ما مفهوم هزاران تن شود، نه تعدادی اندک».گفتنی است در هنگام گفت و گو بهتر است از استناد به سخن دیگران تا آنجایی که امکان دارد، خودداری کنیم تا اذهان بیشتر درگیر شوند و کار اصلی قلمرو فرهنگ بیشتر محقق شود. چرا که کار اصلی عرصه‌ی فرهنگ در کنار الگو سازی، توسعه اندیشه، خردورزی و نماد سازی برای رسیدن به وفاق و فهم مشترک امور است و سزاوار است ما شاگردان علم یادگیری که به حرفه‌ی پر افتخار هم اندیشی با مخاطبان اشتغال داریم، از مسئولیت خطیر خود غفلت نورزیم.
نویسنده : م.ص. ذاکری

نگاهی به بیانیه‌‌ی انجمن جهانی تعلیم و تربیت دوران کودکی*

نگاهی به بیانیه‌‌ی انجمن جهانی تعلیم و تربیت دوران کودکی*

انجمن فوق، نیاز کودکان همه‌ی گروه های سنی را برای بازی به رسمیت می شناسند و قاطعانه از آن حمایت می کند؛ چرا که:بازی برای یادگیری شیوه های زندگی، ضروری است.کودکان نه تنها با بازی، جهان اطراف را می شناسند؛ بلکه توسط بازی، آگاهی های خود را از جهان بیان می کنند.برنامه های آموزشی، نمی تواند جایگزین یادگیری های مستقیم و غیر مستقیم کودک از طریق بازی شود.والدین و مربیان، سزاوار است نیاز به بازی را در زندگی کودکان، مرحله به مرحله، به طور منظم هدایت کنند.بازی های گروهی، فرصت مناسبی برای اجتماعی شدن احساسات کودکان و تقویت مهارت های اجتماعی است.

23 اردیبهشت سالروز تصویب حقوق کودکان

حقوق کودک یا فرزند مجموعه‌ای از حقوق بشر ویژه کودکان است که بر پشتیبانی و نگهداری از افراد جوان تمرکز دارد.

کنوانسیون حقوق کودک (CRC) 1989 یک کودک را به عنوان فردی که به سن هجده سال نرسیده‌است تعریف می‌کند.حقوق کودکان شامل حق بر عدم تبعیض، حق حیات، حق بقا، حق رشد، حق بر ثبت نام، برقراری ارتباط با هر دو والدین، هویت انسانی و همچنین نیازهای اساسی برای حفاظت فیزیکی، غذا، آموزش عمومی دولتی،داشتن وسیله ی شخصی (بعد از ۱٠ سالگی مخصوصا کامپیوتر و موبایل) مراقبت‌های بهداشتی و قوانین کیفری مناسب براساس سن و رشد کودک، اعتماد ، حفاظت برابر از حقوق مدنی کودک و آزادی از تبعیض بر اساس نژاد، جنسیت، گرایش جنسی، هویت جنسیتی، منشأ ملی، مذهب، معلولیت، رنگ، قومیت یا سایر ویژگی‌ها. تفسیر حقوق کودکان طیفی از اجازه دادن به ظرفیت کودکان برای داشتن اختیار عمل تا اعمال نظر فیزیکی، روانی و احساسی بدون هیچگونه بدرفتاری با کودکان را دربرمی‌گیرد. هر چند که آنچه که شامل بدرفتاری می‌شود باید در رابطه با آن بحث شود.
از نظر ماده ۱ کنوانسیون حقوق کودک، کودک به کلیه افراد انسانی زیر ۱۸ سال گفته می‌شود مگر آنکه سن کودک طبق قانون داخلی کمتراز آن تعریف شده باشد.
قانون حمایت از اطفال و نوجوانان یکی از لوایح قضایی است که در زمان ریاست سید محمود هاشمی شاهرودی بر قوه قضائیه در جهت حمایت از حقوق کودکان تدوین شد. این لایحه در ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۸۸ برای ارسال به مجلس شورای اسلامی تقدیم دولت شد. لایحهٔ حمایت از کودکان و نوجوانان در ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ با حذف ۵ ماده در کمیسیون لوایح دولت دهم به تصویب رسید و ۲۸ آبان همان سال به مجلس ارائه شد تا این‌که در سال ۱۳۹۲ لایحه به کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ارجاع شد.
سرانجام این قانون در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ به تصویب مجلس رسید

تقدیر از12 نفر معلمان و مربیان کودکستان های محله کریم آباد حاشیه شهر زاهدان

معلم ارجمند کودکستان   ( توحید/  دکتر جواد اژه ای ) زاهدان

          عشق ورزیدن به خلق زیباترین ترنم گفتگو با خالق است بخصوص اگر توفیق خدمت به عزیزانی نصیبت کرده که تمام دنیایشان را می توان در پر رنگین پروانه ای خلاصه کرد.

         ضمن گرامیداشت روز و هفته  معلم بدینوسیله از زحمات سرکار عالی / جناب عالی در پیشبرد اهداف و پیگیری امور آموزشی و پرورشی این  کودکستان تقدیر وتشکر می نماییم.

             امید است درسایه   الهی همواره در سنگر خدمت به نوگلان این مرز و بوم وآینده سازان میهن عزیزمان استوار و سرافراز بمانید.

                                           “معلم روزت مبارک “

                                                    مدیرعامل سازمان خیریه کافل

                                                          سید حمید طهائی

 

 

قناعت در زمانه‌ی بحران، فقر نیست؛ حرفه‌ای‌گری است.

بسیاری فکر می‌کنند نباید بگذارند حرف از آماده‌سازی مردم برای روزهای سخت بزنیم.

فکر می‌کنند این کارفقط باعث ایجاد ترس و ناامیدی است. انگار مردمی که درخیابان شعار مرگ براسرائیل می‌دهند وصدای انفجار را می‌شنوند، ظرفیت یا توان آگاه شدن از ابعاد اقتصادی و معیشتی جنگ راندارند و دیگر نیازی نیست درمورد مدیریت مصرف، ذخیره‌ی هوشمند یا بهینه‌سازی زندگی روزمره بدانند. این اشتباه بزرگ و مهلکی است.ما تصور می‌کنیم اگربه مردم بگوییم باید جوردیگری مصرف کنید، آن‌ها را ناامید کرده‌ایم. اما ناامیدیِ واقعی آنجا است که بحران ازراه برسد وما هنوز بلد نباشیم چطور با داشته‌هایمان، زمان بخریم.آمادگی برای جنگ، فقط آمادگی برای آوار نیست؛ آمادگی برای مدیریتِ قطره قطره‌ی حیاتی است که در رگ‌های شهر جاری است.ما دچار شرم بی‌جا شده‌ایم ونمی‌دانیم شرم واقعی کجا است. شرم واقعی آنجا است که وقتی تاریخ را ورق می‌زنند، بگویند ملتی بودند که زیر بارانِ موشک ایستادند، اماچون نحوه‌ی دوام آوردن با داشته‌هارا تمرین نکرده بودند، ازدرون فرسوده شدند.به بیان دیگر ما یادگرفته‌ایم که دربرابر صدای انفجار، شجاع باشیم؛ اما یادنگرفته‌ایم که در برابرکمبود، هوشمندانه رفتار کنیم. این یک لکنتِ خطرناک درفرهنگ امروز ماست: اینکه خجالت می‌کشیم از اندازه نگه داشتن حرف بزنیم، چون می‌ترسیم به فقر یا ناداری تعبیر شود.واقعیت این است که حمایت ازکشور و مقاومت دربرابر فشارخارجی، علاوه بر شور، وطن‌پرستی و حضور درتجمعات، بخش مهم دیگری نیز دارد، آن هم تاب‌آوری درونی جامعه است. یعنی مردمی که هم دلشان برای وطن می‌تپد، این را هم بلدباشند که درشرایط محدودیت و فشاراقتصادی، زندگیشان را مدیریت کنند بدون اینکه زیر فشار له شوند یا بشکنند.ما امروز درشبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها تقریباً هیچ گفت‌وگوی جدی و مسئولانه‌ای درباره‌ی این موضوع‌ها نمی‌بینیم:
– چه‌طور مصرف آب، برق، گاز ومواد غذایی را هوشمندانه‌تر کنیم؟– چه‌طور از دور ریختن نان، برنج ومواد قابل نگهداری جلوگیری کنیم؟– چه‌طور ذخیره‌ی حداقلی و هوشمند فراهم کنیم بی اینکه احتکار کنیم؟– چطور ذهنیت صرفه‌جویی=افتخار را در خانواده‌ها زنده کنیم، نه اینکه آن را مسخره کنیم یا با برچسب‌هایی مثل خِسَّت (خسیسی) لکه‌دارش کنیم؟در کشورهای دیگر(حتی اسپانیا که درحال فاصله گرفتن از سیاست‌های زورگویانه‌ی آمریکا است) صراحتاً از استقلال انرژی، کربن‌زدایی و حاکمیت ازطریق کاهش وابستگی حرف می‌زنند، اما گروهی از مسئولان ما انگارهنوز خجالت می‌کشند که به مردم بگویند دور ریختن غذا و هدردادن انرژی درشرایط جنگی و تحریمی، چیزی کمتراز خیانتِ نادانسته به مقاومت و کمک به دشمن نیست.ما نیاز داریم که غرورمان را به مصرفِ بی‌محابا گره نزنیم. نیاز داریم که صریح و بی‌پرده، درمدارس، درخانه‌ها و دررسانه‌ها، فنِ ماندن درشرایط سخت را تمرین کنیم. اگر یاد نگیریم که چطور با منابعِ محدود، عمرِ ایستادگیمان را طولانی کنیم، تمام آن شجاعت‌های زیرِصدایِ انفجار، در برابرِ واقعیتِ سردِ سفره‌ها، بی‌دفاع خواهد ماند.
پیشنهاد عملی و ساده:زمان آن رسیده که مسئولان فرهنگی، رسانه‌ی ملی، سخنرانانِ تجمعات، سرایندگانِ اشعارِ نوحه‌ها و مادرانِ خانواده‌ها، بدون ایجاد وحشت، یک کارزارِصادقانه و مستمر راه بیندازند بااین پیام مرکزی که «دفاع از وطن فقط در پای لانچر نیست؛ در آشپزخانه، در قبض برق و در یخچال خانه هم ادامه دارد»متن‌های کوتاه، داستان‌های واقعی از جنگ‌های گذشته ( ازمشروطیت گرفته تا جنگ‌های جهانی و خاطرات جنگ تحمیلی هشت ساله‌ی خودمان) آموزش‌هایِ عملی مدیریت مصرف، و تشویق به صرفه‌جوییِ شرافتمندانه باید به بخشی طبیعی، از گفتمانِ روزمره تبدیل شود. جامعه‌ای که بلد نباشد درروزهای سخت، دانه‌ی گندم و قطره‌ی سوخت را به چشمِ سلاح ببیند، پیش از آنکه درمیدانِ جنگ پیروز شود، در آشپزخانه‌ها، پمپ‌بنزین‌ها و نیروگاه‌های برقش، شکست خواهد خورد.اگر مردم را فقط برای احساسات قوی آماده کنیم ولی برای سختی‌های مادی و روزمره آماده نکنیم، در بلندمدت ممکن است همان شور شریف خیابان‌ها و تجمعات و حمایت مردمی دچار فرسودگی شود.تاب‌آوری واقعی، ترکیبی از غیرتِ ملی، عقلانیتِ مصرفی، و حس مسئولیتِ جمعی است.هرچند باید قبل از تهاجم اسفندماه این کار را می‌کردیم، اما هنوز هم فرصت هست که این بخش دوم را هم جدی بگیریم، بدون خجالت و بدون تعارف.قناعت در زمانه‌ی بحران، فقر نیست؛ حرفه‌ای‌گری است.دور نریختنِ چیزی که می‌تواند جانِ فردا را نجات دهد، خِسَّت نیست؛ شرف است.باید یاد بگیریم که نان، سوخت و آب، ذخایرِ استراتژیکِ قلعه‌ای هستند که ما نگهبانش هستیم.

دیدار با استاد در روزمعلم در محیط دانشگاه

سلام باتبریک روز معلم بشما

دیروز در مراسمی بهمین مناسبت در دانشگاه صداوسیما یکی از اساتید قدیمی که سالها ساکن فرانسه هست رادیدم

پرسیدم کی آمدی؟

گفت :دوروز قبل از جنگ چهل روزه باسختی آمدم.

پرسیدم نمی دانستی جنگ میشود؟

گفت چرا اتفاقا بهمین دلیل آمدم که در لحظات سخت کنار مردم باشم. بچه هایم وخانم نیامدند ولی من علیرغم فوت پدر و مادرم در سالها قبل احساس کردم مادر وطنم مرامیخواند.

در خلوت صحبت ها بسیار گریه کرد واز درد مردم وگرانیها وسط حضور شبانه آنها در این ۵۵شب گفت .

نقل کرد:

پریشب در تلویزیون فرانسه ژنرالی که رییس ستاد ارتش فرانسه و قبلا معاون ناتو بود گفت:

“سال ۲۰۲۶ سال پایان اقتدار سوپرپاوری آمریکا از ۱۹۱۹هست.واروپا بدنبال تشکیلات امنیتی مستقل خودش هست.

خبرنگار پرسید:

چرا به کمک آمریکا در جنگ با ایران نرفتید؟

گفت:

آمریکا بدون اطلاع اعضا ناتو حمله کرد و فکر میکرد مثل ونزوئلا ۴روزه ایران را تسلیم میکند، حالا که گیر کرده ازما گله میکند. برای اروپا دیگر آمریکا بعنوان چتر حمایت نظامی تمام شده است .

خبرنگار پرسید:

ترامپ میگه ایران تنگه هرمز را مین گذاری کرده ؟

ژنرال گفت:

خود آقای ترامپ میداند که آنچه آمریکا را زمین گیر کرده جنگ نامتقارن شبه چریکی است، یعنی ایرانیها مثل لشکر زنبورها فیل را زمین گیر کرده اند واین تجربه جهانی است که بزرگترین ارتش جهان در دام جنگ نامتقارن حرفی برای گفتن ندارد.

واقعا به این ملت واین آب و خاک ارادت دیگری پیداکرده بود.