برخی چالش های جدی جهان کدامند؟

در اواسط قرن بیستم برنامه ریزان دور اندیش سه چالش اساسی بشر را غذاانرژیو جمعیت می دانستند. اما نه تنها مورد توجه جدی مردم و بیشتر مدیران و مسئولان و حتی غالب دانشگاهیان قرار نگرفت، بلکه چنین چالش هایی آنچنان مورد بی اعتنایی و غفلت قرار گرفت که در سال های اخیر غالب مردم کشورمان و نیز بیشتر کشور ها با این سه چالش و چالش های دیگر مواجه شده اند.اگر در صدد باشیم به سهم نهاد آموزشی در این غفلت، اشاره ای کنیم– هرچند جان دیویی تمامی نهادهای اجتماعی را نهاد آموزشی تلقی می کرد.— می توان از آموزه های آلفرد نورث وایتهد(۱۹۴۷-۱۸۶۱) پدیدآورنده آثاری در منطق ریاضی و فلسفه علم و… یاری گرفت:در تعلیم و تربیت، تنها یک موضوع اهمیت دارد و آن زندگی است با تمام ابعاد و جلوه هایش. وایتهد بر آنست در فرایند فلسفیدن، نگرشی نصیب انسان می شود که بدون چنین نگرشی، انسانیت در سطوح پایین باقی می ماند و فقدان یک فلسفه هماهنگ و منسجم،  تمدن انسانی را دچار زوال و انحطاط می نماید و در پی آن تلاش افراد جامعه هدر می رود.آموزه های وایتهد اگر اجرایی شود، می تواند ما را تا حدودی از افتادن در ورطه حاشیه قرار دادن زندگی پیشگیری نماید و در نظام های یادگیری زندگی را در متن اصلی قرار دهیم و وقت خود و مخاطبان را صرف امور حاشیه ای نکنیم. چرا که تامین غذا و انرژی و مصرف بهینه آنها و توزیع عادلانه آنها در حال حاضر یکی از چالش های اساسی مردم کشور ماست و امروز با پدیده‌ی گرسنگی کودکانی که در حال رشد هستند و نمی توان برطرف کردن نیازهای غذایی آنها را به زمان دیگری موکول کرد، مواجه هستیم. چرا که همین الان اعضای بدن کودکان بخصوص استخوان ها و مغز و سیستم عصبی آنها در حال توسعه است. حقا و انصافا اگر بر طرف کردن نیازهای کودکان زیر پنج سال بخصوص زیر سه سال  که از آنچنان اهمیتی برخوردار است که علم امروز بشر برطرف کردن چنین نیازهایی در چنین سنین اولیه را بسیار حیاتی می داند، بیش از این مورد غفلت قرار گیرد، در آینده دردمندانه کشورمان با چالش بیشتری مواجه خواهد شد.
م. ص. ذاکری