تقدیر از12 نفر معلمان و مربیان کودکستان های محله کریم آباد حاشیه شهر زاهدان

معلم ارجمند کودکستان   ( توحید/  دکتر جواد اژه ای ) زاهدان

          عشق ورزیدن به خلق زیباترین ترنم گفتگو با خالق است بخصوص اگر توفیق خدمت به عزیزانی نصیبت کرده که تمام دنیایشان را می توان در پر رنگین پروانه ای خلاصه کرد.

         ضمن گرامیداشت روز و هفته  معلم بدینوسیله از زحمات سرکار عالی / جناب عالی در پیشبرد اهداف و پیگیری امور آموزشی و پرورشی این  کودکستان تقدیر وتشکر می نماییم.

             امید است درسایه   الهی همواره در سنگر خدمت به نوگلان این مرز و بوم وآینده سازان میهن عزیزمان استوار و سرافراز بمانید.

                                           “معلم روزت مبارک “

                                                    مدیرعامل سازمان خیریه کافل

                                                          سید حمید طهائی

 

 

قناعت در زمانه‌ی بحران، فقر نیست؛ حرفه‌ای‌گری است.

بسیاری فکر می‌کنند نباید بگذارند حرف از آماده‌سازی مردم برای روزهای سخت بزنیم.

فکر می‌کنند این کارفقط باعث ایجاد ترس و ناامیدی است. انگار مردمی که درخیابان شعار مرگ براسرائیل می‌دهند وصدای انفجار را می‌شنوند، ظرفیت یا توان آگاه شدن از ابعاد اقتصادی و معیشتی جنگ راندارند و دیگر نیازی نیست درمورد مدیریت مصرف، ذخیره‌ی هوشمند یا بهینه‌سازی زندگی روزمره بدانند. این اشتباه بزرگ و مهلکی است.ما تصور می‌کنیم اگربه مردم بگوییم باید جوردیگری مصرف کنید، آن‌ها را ناامید کرده‌ایم. اما ناامیدیِ واقعی آنجا است که بحران ازراه برسد وما هنوز بلد نباشیم چطور با داشته‌هایمان، زمان بخریم.آمادگی برای جنگ، فقط آمادگی برای آوار نیست؛ آمادگی برای مدیریتِ قطره قطره‌ی حیاتی است که در رگ‌های شهر جاری است.ما دچار شرم بی‌جا شده‌ایم ونمی‌دانیم شرم واقعی کجا است. شرم واقعی آنجا است که وقتی تاریخ را ورق می‌زنند، بگویند ملتی بودند که زیر بارانِ موشک ایستادند، اماچون نحوه‌ی دوام آوردن با داشته‌هارا تمرین نکرده بودند، ازدرون فرسوده شدند.به بیان دیگر ما یادگرفته‌ایم که دربرابر صدای انفجار، شجاع باشیم؛ اما یادنگرفته‌ایم که در برابرکمبود، هوشمندانه رفتار کنیم. این یک لکنتِ خطرناک درفرهنگ امروز ماست: اینکه خجالت می‌کشیم از اندازه نگه داشتن حرف بزنیم، چون می‌ترسیم به فقر یا ناداری تعبیر شود.واقعیت این است که حمایت ازکشور و مقاومت دربرابر فشارخارجی، علاوه بر شور، وطن‌پرستی و حضور درتجمعات، بخش مهم دیگری نیز دارد، آن هم تاب‌آوری درونی جامعه است. یعنی مردمی که هم دلشان برای وطن می‌تپد، این را هم بلدباشند که درشرایط محدودیت و فشاراقتصادی، زندگیشان را مدیریت کنند بدون اینکه زیر فشار له شوند یا بشکنند.ما امروز درشبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها تقریباً هیچ گفت‌وگوی جدی و مسئولانه‌ای درباره‌ی این موضوع‌ها نمی‌بینیم:
– چه‌طور مصرف آب، برق، گاز ومواد غذایی را هوشمندانه‌تر کنیم؟– چه‌طور از دور ریختن نان، برنج ومواد قابل نگهداری جلوگیری کنیم؟– چه‌طور ذخیره‌ی حداقلی و هوشمند فراهم کنیم بی اینکه احتکار کنیم؟– چطور ذهنیت صرفه‌جویی=افتخار را در خانواده‌ها زنده کنیم، نه اینکه آن را مسخره کنیم یا با برچسب‌هایی مثل خِسَّت (خسیسی) لکه‌دارش کنیم؟در کشورهای دیگر(حتی اسپانیا که درحال فاصله گرفتن از سیاست‌های زورگویانه‌ی آمریکا است) صراحتاً از استقلال انرژی، کربن‌زدایی و حاکمیت ازطریق کاهش وابستگی حرف می‌زنند، اما گروهی از مسئولان ما انگارهنوز خجالت می‌کشند که به مردم بگویند دور ریختن غذا و هدردادن انرژی درشرایط جنگی و تحریمی، چیزی کمتراز خیانتِ نادانسته به مقاومت و کمک به دشمن نیست.ما نیاز داریم که غرورمان را به مصرفِ بی‌محابا گره نزنیم. نیاز داریم که صریح و بی‌پرده، درمدارس، درخانه‌ها و دررسانه‌ها، فنِ ماندن درشرایط سخت را تمرین کنیم. اگر یاد نگیریم که چطور با منابعِ محدود، عمرِ ایستادگیمان را طولانی کنیم، تمام آن شجاعت‌های زیرِصدایِ انفجار، در برابرِ واقعیتِ سردِ سفره‌ها، بی‌دفاع خواهد ماند.
پیشنهاد عملی و ساده:زمان آن رسیده که مسئولان فرهنگی، رسانه‌ی ملی، سخنرانانِ تجمعات، سرایندگانِ اشعارِ نوحه‌ها و مادرانِ خانواده‌ها، بدون ایجاد وحشت، یک کارزارِصادقانه و مستمر راه بیندازند بااین پیام مرکزی که «دفاع از وطن فقط در پای لانچر نیست؛ در آشپزخانه، در قبض برق و در یخچال خانه هم ادامه دارد»متن‌های کوتاه، داستان‌های واقعی از جنگ‌های گذشته ( ازمشروطیت گرفته تا جنگ‌های جهانی و خاطرات جنگ تحمیلی هشت ساله‌ی خودمان) آموزش‌هایِ عملی مدیریت مصرف، و تشویق به صرفه‌جوییِ شرافتمندانه باید به بخشی طبیعی، از گفتمانِ روزمره تبدیل شود. جامعه‌ای که بلد نباشد درروزهای سخت، دانه‌ی گندم و قطره‌ی سوخت را به چشمِ سلاح ببیند، پیش از آنکه درمیدانِ جنگ پیروز شود، در آشپزخانه‌ها، پمپ‌بنزین‌ها و نیروگاه‌های برقش، شکست خواهد خورد.اگر مردم را فقط برای احساسات قوی آماده کنیم ولی برای سختی‌های مادی و روزمره آماده نکنیم، در بلندمدت ممکن است همان شور شریف خیابان‌ها و تجمعات و حمایت مردمی دچار فرسودگی شود.تاب‌آوری واقعی، ترکیبی از غیرتِ ملی، عقلانیتِ مصرفی، و حس مسئولیتِ جمعی است.هرچند باید قبل از تهاجم اسفندماه این کار را می‌کردیم، اما هنوز هم فرصت هست که این بخش دوم را هم جدی بگیریم، بدون خجالت و بدون تعارف.قناعت در زمانه‌ی بحران، فقر نیست؛ حرفه‌ای‌گری است.دور نریختنِ چیزی که می‌تواند جانِ فردا را نجات دهد، خِسَّت نیست؛ شرف است.باید یاد بگیریم که نان، سوخت و آب، ذخایرِ استراتژیکِ قلعه‌ای هستند که ما نگهبانش هستیم.

دیدار با استاد در روزمعلم در محیط دانشگاه

سلام باتبریک روز معلم بشما

دیروز در مراسمی بهمین مناسبت در دانشگاه صداوسیما یکی از اساتید قدیمی که سالها ساکن فرانسه هست رادیدم

پرسیدم کی آمدی؟

گفت :دوروز قبل از جنگ چهل روزه باسختی آمدم.

پرسیدم نمی دانستی جنگ میشود؟

گفت چرا اتفاقا بهمین دلیل آمدم که در لحظات سخت کنار مردم باشم. بچه هایم وخانم نیامدند ولی من علیرغم فوت پدر و مادرم در سالها قبل احساس کردم مادر وطنم مرامیخواند.

در خلوت صحبت ها بسیار گریه کرد واز درد مردم وگرانیها وسط حضور شبانه آنها در این ۵۵شب گفت .

نقل کرد:

پریشب در تلویزیون فرانسه ژنرالی که رییس ستاد ارتش فرانسه و قبلا معاون ناتو بود گفت:

“سال ۲۰۲۶ سال پایان اقتدار سوپرپاوری آمریکا از ۱۹۱۹هست.واروپا بدنبال تشکیلات امنیتی مستقل خودش هست.

خبرنگار پرسید:

چرا به کمک آمریکا در جنگ با ایران نرفتید؟

گفت:

آمریکا بدون اطلاع اعضا ناتو حمله کرد و فکر میکرد مثل ونزوئلا ۴روزه ایران را تسلیم میکند، حالا که گیر کرده ازما گله میکند. برای اروپا دیگر آمریکا بعنوان چتر حمایت نظامی تمام شده است .

خبرنگار پرسید:

ترامپ میگه ایران تنگه هرمز را مین گذاری کرده ؟

ژنرال گفت:

خود آقای ترامپ میداند که آنچه آمریکا را زمین گیر کرده جنگ نامتقارن شبه چریکی است، یعنی ایرانیها مثل لشکر زنبورها فیل را زمین گیر کرده اند واین تجربه جهانی است که بزرگترین ارتش جهان در دام جنگ نامتقارن حرفی برای گفتن ندارد.

واقعا به این ملت واین آب و خاک ارادت دیگری پیداکرده بود.

جلسه مشارکت اجتماعی موسسات خیریه و سمن ها با حضور دکتر بطحایی معاون وزیر کشور و رییس سازمان امور اجتماعی کشور :

جلسه مشارکت اجتماعی موسسات خیریه و سمن ها با حضور دکتر بطحایی معاون وزیر کشور و رییس سازمان امور اجتماعی کشور :

 

بررسی فعالیت ها و اقدامات سمن ها و موسسات خیریه در جریان جنگ تحمیلی سوم و پیشنهادهای سمن ها برای نقش آفرینی بیشتر سازمان اجتماعی در این زمینهدر آغاز جلسه کلیپ کوتاهی از مراسم کوله های برجا مانده ، به یاد کودکان و دانش آموزان شهید میناب در جلسه پخش شد و سپس گزارشی از فعالیت ستاد پشتیبانی مردمی دفاع رمضان که با مشارکت فعال نزدیک به ۵۰ موسسه خیریه و نهاد اجتماعی غیر دولتی برای پشتیبانی و مساعدت به امدادگران و رزمندگان و آسیب دیدگان از حملات دشمن آمریکایی -صهیونیستی فعالیت می کند ، ارائه شد.از ادامه جلسه به مسائل اجتماعی که در اثر شرایط جنگی ایجاد شده است، بخصوص بیکاری ناشی از تخریب صنایع و کارخانجات، اشاره شد.در انتهای جلسه دکتر بطحایی توضیحاتی در خصوص اهمیت هماهنگی بین سمن ها و موسسات خیریه در شرایط جنگ تحمیلی ، و نیز موضوع مشکلات بهداشتی و درمانی و مسایل مربوط به قطعی اینترنت ارائه کردند.

کوله هایی که به خانه برنگشتند…

گردهمایی گروهی از سازمان ها ی مردم نهاد،شبکه های تخصصی، فعالان اجتماعی و مدنی تا فریاد بی صدای کودکان میناب باشیم. تهران، باغ فردوس، موزه سینما

مصاحبه با یک « بانوی ایرانی »

 

مصاحبه با یک « بانوی ایرانی »

 شخصیت های بزرگ علمی و فرهنگی از اطراف و اکناف با او مکاتبه داشته، گاهی نیز به محضرش می آمدند و به مذاکره و گفتگوی علمی می پرداختند و گاهی نیز به وسیله نامه  با ایشان مکاتبه داشتند. 

                   مصاحبه با فخر زنان جهان

  •  میل داشتیم قبل از هر چیز  در مورد زندگی تان ، تحصیلاتتان و به طور کلی گذشته ای که عقیده داریم سراپا افتخار است شرح کوتاهی بشنویم.   

    ο شرح زندگی ام خیلی عادیست و حادثه مهم و چشمگیری  نداشته است.  در 15 سالگی ازدواج کردم و مشغول خانه داری و بچه داری شدم.  در ضمن به خواندن  کتاب  از همان کودکی عشق  می ورزیدم ولی نه هر کتابی، بلکه کتابهایی که جنبه معنویت آنها  زیاد بود.  درست به یاد دارم در اوقاتی هم که با بچه های همسن ام بودم، مثل آنها تفریح و گردش نمی کردم بلکه مشتاق بودم بیشتر تنها باشم تا بهتر بتوانم فکر کنم زیرا گمشده ای در وجود خود داشتم. و اگر در مجالس عمومی هم می رفتم باز در حال تفکر بودم و در مقام اینکه پا از جاده شریعت بیرون نگذارم. در میان علوم به « خداشناسی »  و علومی که مربوط به خداوند بود  بیشتر علاقه داشتم و دائم در طلب حقیقتی پویا بودم  تا سرانجام  در صدد برآمدم  زبان « عربی » را بیاموزم. شاید از این راه گمشده  خود را پیدا کنم و به خدا نزدیک شوم. در حدود یازده ، دوازده سالی به تحصیل زبان عربی پرداختم ولی همواره لطف پروردگار بدرقه راهم بود  و حین تحصیل هم گاهی حالات خوش و نورانی نصیبم  می شد. تا اینکه  به نوشتن کتاب « اربعین » موفق شدم. علمای نجف  که از نوشتن « اربعین » اطلاع حاصل نمودند سئوالاتی راجع به « فقه » کتبا از من نمودند و پس از آنکه جواب ایشان را دادم « درجه اجتهاد » به من عطا فرمودند. از آن به بعد مشغول تالیف کتاب بوده ام  و به ترتیب کتاب های : 

    « مخزن  اللئالی »، « سیر و سلوک  »، « معاد » ، « روش خوشبختی »، « اخلاق » و سرانجام  به تالیف  تفسیر  « مخزن العرفان » پرداختم  و هنوز هم مشغول هستم . در تمام این مراحل  از تفضلات و الطاف  الهی برخوردار بوده ام  و گاه به گاه جرقه های نورانی  نصیبم  می گردد و محظوظم  می کند  « و هذا من فضل ربی »

  • آیا علم شما بیشتر از راه آموختن بوده است یا از طرق معنوی هم به شما عنایت می شود؟    در مورد علم و نور علمی، توضیحی برایمان بدهید.                                 ο آنچه در علوم و معنویات غیر از بحث الفاظ فهمیده ام بیشتر از همین راهها بوده و در نوشته هایم کمتر از امور خارجی کمک  گرفته ام. نمی گویم از غیب خبر دارم و از حال و باطن کسی اما اغلب معنویات و معارف خود را از استاد فرا نگرفته ام، بلکه از این حالات آورده ام و غالب نوشته هایم با ارشاد خدا و کمک او بوده است. 

  •     اما « علم » آنطور که  حضرت رسول ( ص ) می فرمایند سه قسم است:

  • 1 –  « آیه محکمه »  که علما تعبیر نموده اند  مقصود علم  « خداشناسی » است.

  • 2 – « فریضه عادله »  که مقصود علم « اخلاق » است.

  • 3 – « سنت قائمه » که مقصود علم « احکام » است و غرض از « نور علمی » همین نور معرفت  به خدا و معرفت به اخلاق خوب و بد  و معرفت به احکام است.

  •  این نور علمی چگونه به دست می آید؟

  • ο ابتدا باید تحصیل علم نمود ، « تحصیل » مقدمه ایست برای به دست آوردن این نور « معرفت » و سپس در مقام به دست آوردن علم اخلاق و در مقام عمل برآمدن و تزکیه نفس و مبارزه با هوا های  نفسانی و خواهش های دل و تمام صفات ناپسندی که در انسان وجود دارد از قبیل : حسد، کبر، طمع، محبت دنیا و دور ساختن  اینها از خود  ودر صدد برآمدن در کسب ایمانی  با دلیل  و برهان  و استدلال  و سپس در مقام عمل برآمدن واجبات را و ترک محرمات نمودن.

  •  بهترین کتابی که خوانده اید چه کتابی بوده است؟ 

  •   ο   بهترین کتاب درسی  که برای من خیلی مفید  و قابل استفاده بوده « اسفار ملا صدرا  »  است که در چهار جلد است و من تنها دو جلدش را مطالعه نموده ام و روحیه ام کاملا با آن کتاب مناسب بوده است.  کتاب حاوی  یک سلسله معارف است . برای فهمیدن آن باید حتما یک دوره حکمت خوانده باشید بعد از این کتاب بیشتر به کتب اخبار و احادیث و تفسیر علاقمندم مخصوصا تفاسیری همچون « مجمع البیان ».

  •  آیا می توان گفت مردان بهتر از زنانند و بر ایشان یکنوع برتری و تفوق دارند؟ 

  • ο     به هیچ وجه نمی توان چنین حرفی  را زد  که همه مردان  به طورکلی از زنان برتر هستند ما زنانی چون فاطمه (س )، خدیجه ، مریم  و بسیاری زنان  دیگر را داریم که خیلی از مردها بهتر بوده اند. تفوقی که در بعضی مسائل  خداوند برای مردان قائل شده یک مسئله کلی به کلی است نه فرد به فرد  منقصه ای  که در قرآن برای زنان ذکر شده  یکی آیه ای است که در آن بیان شده زنان نمی توانند  « فصل خصومات » کنند  و اگر در طرف « حکم » واقع شوند از عهده مجاب کردن دیگری برنمی آیند.منقصه دیگر او این است که زن دارای یک حالت  جلوه گری و خودنمائی است و کمتر به کمالات نفسانی  می پردازد. و البته این غریزه ای است که خداوند در او قرار داده و حکمت « حجاب » هم مسلما  روی همین  اصل است. ولی اینها مطالبی است کلی و البته بعضی زنها هستند که از این  حالات مستثنی هستند و در باره همه افراد زن  به طور کلی صدق نمی کند. مثلا ممکن است زنی پیدا شود که بتواند  « فصل خصومات » کند یا « قضاوت  » نماید.

  •  آیا این حالت خودنمائی در زنان باید کشته شود؟

  • ο   در مورد حلال و محرمشان خوب است ولی در مورد دیگران  باید تا حد امکان با آن صفت مبارزه کند . چون باقی بودن به این صفت  باعث  انحراف می شود زیرا نوعی از شهوت است. در اینکه خداوند این صفت  را در زن قرار داده است ، حکمتی است که مردان به آنها راغب شوند و ازدواج ودر نتیجه تولید نسل زیاد شود و در ثانی زنان ، تحت سرپرستی و مدیریت مردان قرار گیرند.

  •  به نظر شما در عصر حاضر بهترین جهاد برای زنان چیست؟

  • ο   در موقعیت امروز آنچه برای زنان در درجه اول اهمیت قرار دارد این است که با نفس و دلخواهی های خود در مورد زر و زیور و طرز لباس پوشیدن خود و به مدلهای گوناگون درآمدن  مبارزه کنند. با اینکه این کار مشکل به نظر می رسد ولی در نتیجه به کمالات معنوی زودتر نائل  می شوند . پس بهترین جهاد حفظ پوشش زنان است.          

  • در پایان تقاضامندیم اگر پیامی برای دختران جوان و اینکه شرط رستگاری آنان در چیست دارید بفرمایید.

  ο همانطور که در کتاب « روش خوشبختی » نوشته ام  سعادت شما  به دو جنبه « جسمانی » و « روحانی »  بستگی دارد . که باید مراقب هردو باشید. راجع به جنبه روحانی  قبلا گفته شد که باید در صدد تکمیل صفات نیک  و انسانی برآئید و از صفات بارز زن همان پاکدامنی  و عفت است به طوری که علمای اخلاق گفته اند :  عمده شرافت زن در « عفت »  و مهم شرافت مرد  در « شجاعت » است.  زنان تا حد امکان باید خود را در مقابل چشم مردان ناپاک  و پلید قرار ندهند، زیرا شرافت زن نزد تمام عقلا در جامعه در  « عفت »  او است.  من مخالف تحصیل کردن خانم ها نیستم ، تحصیل کنند  و علم بیاموزند  لکن با حفظ نفس  و آبروی اسلام. پاره کردن حجاب در حقیقت پاره کردن اوراق قرآن است. چون قرآن  به حجاب حکم می کند و خلاف  آن را عمل کردن ، حکم خدا  و پیامبر را زیر پا گذاشتن است.

        لازمه مسلمانی ، معتقد بودن  و عمل کردن  به دستورات قرآن است و سعادت شما نیز در این کار است .

در مورد سعادتمند شدن « فیثاغورث » گفته :  کمترین از مردم راه « خوشبخت شدن » را می شناسند اکثریت بازیچه  هوی و هوس شده  و نوبت به نوبت  دستخوش امواج مخالف گشته و در روی دریائی که ساحل ندارد چرخ می زنند و مانند کوران در مقابل طوفان  نه حس مطاوعت دارند  و نه تاب مقاومت.

امر مهم دیگر در انسان  مخصوصا  در زنها مبارزه با صفات « مکر » و « حسد »  است.  که بیشتر در آنان وجود دارد  و باید حتی الامکان سعی شود که این صفت مذموم را از خود دور کنند.

در پایان باید بگویم :  ای بانوان  و دوشیزگان عزیز بدانید که هیچ  خوشبختی به قدر « آرامش دل  »  نیست  و سعادت حقیقی  بر روی « فضیلت »  بنا شده است . « فضیلت » و « آرامش روح »  را چه وقت  می توان به دست آورد؟  زمانی چنین سعادتی نصیب انسان خواهد گردید که در این دریای بی پایان  زندگانی دنیا ، دست آویزد  به ریسمان محکم توحید.

           سعادت واقعی  در اثر  « ایمان »  و یکتاپرستی  و تقوی پدید خواهد آمد و اگر شما خواهان سعادت دنیا  و دنیای ابدی دیگر که به نام « آخرت » خوانده شده ، هستید پیرو قرآن  گردید  و قدم به قدم  به سوی حق پاگذارید  آنوقت « خوشبختی »  را احساس خواهید کرد.

 

  •  با سپاس از اینکه اجازه دادید این گفتگو  را با شما داشته باشیم.                               
  • این مصاحبه زیر نظر : استاد فقید دکتر جواد اژه ای صورت گرفته است.

باز تولید این مصاحبه جهت بهره برداری مخاطبین  وبلاگ در سازمان اسلامی بین المللی دفاع از حقوق کودکان – کافل صورت گرفته است.

 

ο          ο            ο

 

29 آبان ماه روز جهانی کودک

روزجهانی کودک :
«کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود».

روز جهانی کودک روزی است که برای تجلیل از کودکان به رسمیت شناخته شده‌است. این روز در کشورهای مختلف در تاریخ‌های مختلف جشن گرفته می‌شود.
۲۰ نوامبر از سوی سازمان ملل متحد روز جهانی کودک نامگذاری شده‌است گرچه روز کودکان در بسیاری از کشورهای جهان در اول ژوئن جشن گرفته می‌شود.
روز کودک در دومین یکشنبه ژوئن سال ۱۸۵۷ توسط دکتر شریف چارلز لئونارد، کشیش کلیسا در چلسی، ماساچوست آغاز شد: لئونارد یک سرویس ویژه برای فرزندان برگزار کرد. لئونارد این روز را روز گل رز را نام گذاشت، هرچند بعداً آن را یکشنبه گل نامید و سپس به نام روز کودکان نامگذاری شد.
روز کودکان برای اولین بار در سال ۱۹۲۰ با تعیین تاریخ ۲۳ آوریل توسط جمهوری ترکیه به‌طور رسمی تعطیل ملی اعلام شد. روز کودکان از سال ۱۹۲۰ به وسیله دولت و روزنامه‌های آن زمان که این روز را برای کودکان اعلام کرده‌است، در سراسر کشور جشن گرفته می‌شود. با این وجود تصمیم گرفته شد که برای تأیید و توجیه این جشن نیاز به تأیید رسمی است و اعلامیه رسمی در سال ۱۹۲۹ توسط بنیانگذار و رئیس‌جمهور جمهوری ترکیه، مصطفی کمال آتاترک تأسیس شد. روز جهانی حمایت از کودکان به عنوان روز کودک در ۱ ژوئن از سال ۱۹۵۰ در بسیاری از کشورها برگزار می‌شود. ۲۰ نوامبر از سوی سازمان ملل متحد روز جهانی کودک نامگذاری شده‌است. گرچه روز کودکان در بسیاری از کشورهای جهان (تقریباً ۵۰) در اول ژوئن جشن گرفته می‌شود ، روز جهانی کودک سالانه ۲۰ نوامبر برگزار می‌شود.اولین بار توسط پادشاهی انگلستان در سال ۱۹۵۴، برای تشویق همه کشورها برای ایجاد یک روز، برای ارتقا تبادل و تفاهم متقابل در بین کودکان و اقدام عملی به نفع و رفاه کودکان جهان اعلام شد.
در ۲۰ نوامبر ۱۹۵۹، سازمان ملل متحد بیانیه حقوق کودک را تصویب کرد.سازمان ملل متحد پیمان‌نامه حقوق کودک را در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ به تصویب رساند. در سپتامبر ۲۰۱۲، بان کی‌مون دبیرکل سازمان ملل متحد ابتکار عمل برای آموزش کودکان را رهبری کرد. با این هدفا که هر کودک بتواند در سال ۲۰۱۵ به مدرسه برود؛ و مهارتهای کسب شده در این مدارس بهبود یابد. روز جهانی کودکان فقط روزی برای جشن گرفتن کودکان به عنوان یک کودک نیست، بلکه فرصتی برای آگاهی‌بخشی به کسانی است که در سراسر جهان خشونت را در قالب سوءاستفاده، استثمار و تبعیض تجربه کرده‌اند. کودکان در بعضی از کشورها به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می‌گیرند، غوطه‌ور در درگیری‌های مسلحانه هستند، زندگی در خیابان‌ها، اختلافات و تبعیض از جمله در مذهب، مسائل اقلیت یا معلولیت را تجربه می‌کنند.کودکان احساس می‌کنند اثرات جنگ به دلیل درگیری مسلحانه آواره شده و ممکن است دچار آسیب‌های جسمی و روانی شود.[روز ملی کودک فرصتی برای ایجاد تغییرات مثبت در نگرش جامعه نسبت به کودکان و تقویت تاب‌آوری آن‌ها از طریق افزایش حساسیت اجتماعی است.تخلفات زیر در اصطلاح «کودکان و درگیری‌های مسلحانه» شرح داده شده‌است: استخدام و استفاده نظامی از کودکان، کشتار / ضرب و شتم کودکان، آدم‌ربایی کودکان، حمله به مدارس / بیمارستان‌ها و اجازه ندادن دسترسی انسان دوستانه به کودکان. در حال حاضر، حدود ۱۵۳ میلیون کودک بین ۵ تا ۱۴ سال وجود دارند که مجبور به کار کودکان هستند.[سازمان بین‌المللی کار در سال ۱۹۹۹ ممنوعیت و از بین بردن بدترین اشکال کار کودکان از جمله برده داری، فحشا کودکان و پورنوگرافی کودکان را تصویب کرد. یونیسف اعلام داشته که فقط با اختصاص پنج دلار برای هر کودک می‌توان جان ۹۰ درصد از کودکانی را که سالانه می‌میرند، نجات داد و برای بهبود چشمگیر زندگی کودکان جهان سوم، کافی است که فقط مبلغ ۶ هفته بودجهٔ تسلیحاتی جهان هزینه شود. وظیفهٔ انجمن کمک به کودکان، یعنی یونیسف، مراقبت از کودکان و برآوردن نیازهای اولیهٔ آنان در سال‌های آغازین زندگی، و ترغیب و تشویق والدین به تعلیم فرزندان است. همچنین تلاش این انجمن برای کاهش بیماری، مرگ و میر در کودکان، و حمایت از آنان در هنگام جنگ و حوادث طبیعی و… است.

من برای تمام آدمها آرزو می کنم که عاشق شوند

سلام و درود
من برای همه آدمها حال خوب آرزو می کنم ..
برای تمام قفل ها کلید ..
و برای تمام دلها آرامشی که تمام نشدنی باشد . من برای تمام آدمها آرزو می کنم که عاشق شوند ..
عاشق آدمها ..
عاشق چیزای خوب ..
عاشق رفتارهای خوب ..
آرزو می کنم هر صبح که چشم باز کردن به اشتیاق هدفی لبخند بزنند تلاش کنند و امیدوار باشند به رسیدن آرزو می کنم نا امیدی از قاموس فرهنگ آدمها محو شود آرزو می کنم همه یک نفر در زندگی شان داشته باشند که دوستشان داشته باشد و بگوید : نگران چیزی نباش درستش می کنیم ..
آرزو می کنم عمرها طولانی باشد و زیستن ها عمیق ..
آدمها عمیقا زندگی کنند .. آرزو می کنم که روزی برسد که همه به آرزوی خود رسیده باشند و شهر پر باشد از آدمهای آرام و خوشبختی که هیچ آرزویی ندارند
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم
( زنجیره امید و مهربانی را ادامه دهیم )
دفتر امور اجرایی ( سازمان خیریه دفاع از حقوق کودکان کافل )