باید برخاست.
خطاب به تمامی ایرانیان؛ در وطن و در غربت

هموطنان عزیز، فرزندان این سرزمین کهن و پرافتخار،

تاریخ، لحظاتی را دارد که در آن سرنوشت یک ملت، در گرو یک تصمیم است: تصمیم برای «برخاستن». سال ۲۰۲۶ برای ما تنها یک عدد در تقویم نبود؛ سالی بود که در آن، تقدیر ایران با آزمونی سخت پیوند خورد. وقتی سایه تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیست بر خاک ما سنگینی می‌کرد و دردی جانکاه با شهادت حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای بر قلب‌ها نشست، گمان می‌کردند ایران در سکوت فرو خواهد رفت. اما آن‌ها نمی‌دانستند که بذر بیداری در رگ‌های این ملت، در انتظار یک طوفان بود.

«مبعوث شدن» ملت ایران در آن روزهای سخت، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه‌ی سال‌ها اندوه، امید و ایمان بود. بیداری ما، از کوچه-پس‌کوچه‌های تهران تا دورترین نقاط دنیا، یک صدای واحد شد. ایرانیانی که در هر گوشه از جهان پراکنده بودند، فراتر از تفاوت‌ها و مرزها، در یک نقطه تلاقی کردند: «حفاظت از نام و بقای ایران».

جنگ رمضان سال ۲۰۲۶، تنها نبردی با ابزار نظامی نبود؛ بلکه نبردی بود میان اراده‌ی یک ملت در برابر تکبر یک امپراتوری. پیروزی در این نبرد، مدیون همان «برخاستن» جمعی بود. ایرانیان داخل کشور با سینه سخت و ایستادگی حماسی در میدان، و ایرانیان مقیم کشورهای جهان با سازماندهی، حمایت‌های استراتژیک و فریاد رسانی در مجامع جهانی، دست در دست هم دادند تا سدی نفوذناپذیر در برابر متجاوران بسازند.

ما ثابت کردیم که وقتی ایرانیان، از هر جایگاه و با هر دیدگاهی، برای نجات وطن خود برخیزند، کمتر نیرویی یافت می شود که بتواند صدای آنها را خاموش کند.  پیروزی در جنگ رمضان، پیام روشنی برای جهان داشت: ایران دیگر تنها یک نقطه روی نقشه نیست، بلکه اراده ای است که مصمم است تسلیم نشود.

امروز، در حالی که غبار جنگ فرو نشسته و پیروزی را جشن می‌گیریم، باید بدانیم که «برخاستن» یک اتفاق گذرا نبود، بلکه یک «رسالت» است. ما مبعوث شدیم تا نشان دهیم اتحاد ایرانیان، بزرگترین سرمایه‌ی این سرزمین است.

ای ایرانیان عزیز، بیدار بمانید و استوار؛ چرا که تاریخ گواه است: هرگاه ایرانیان با هم برخیزند، جهان به لرزه می‌افتد و پیروزی،تنها یک قدم با ایرانیان مصمم، فاصله دارد.

باید برخاست؛ برای وطن، برای عزت و برای آینده‌ای که خودمان می‌سازیم.