خردمند ترین مردم چه اشخاصی هستند؟

اگر بپذیریم جهان و زندگی گاه و یا حتی غالبا به گونه ای پیش نمی رود که ما می خواهیم، آرام آرام به این رهنمون ـــ که سزاوار است برای اجرایی کردن آن ساز و کار لازم را فراهم کنیم. ــــ هدایت می شویم که با توجه به فردیت منحصر به فرد آدم ها، نخست آنها را همان طور که هستند بپذیریم و سپس در بررسی و نقد انها، با توجه به اینکه ما در دنیای ممکنات زندگی می کنیم، شناخت دقیق و درست آنها را بر بررسی و نقد مقدم بدانیم و بین نفع، صلاح و حق، تا آنجایی که امکان دارد، حق را در نظر داشته باشیم و منطق انجام کار ها را لحاظ و حق هر انسانی را به درستی ادا کنیم.گفتنی است گاه ما انسان ها، عناد با خود داریم و منشآ رنج های ما در برخی مواقع در درون خود ماست و نوع تربیت رایج ما را وادار به فرافکنی و سایر مکانیسم های دفاعی کرده و دنبال مقصر می گردیم و آرامش خود را که موهبت بزرگی است، از دست داده و سلامت روان خود و دیگران را در معرض خطر جدی قرار می دهیم. حتی گاه دیرتر و دورتر را لحاظ نمی کنیم و برای موضوعات زود گذر و قدرت طلبی، تا مرز جنون، پیش می رویم. این جاست که با عمق سخن پیشینیان، ارتباط برقرار می کنیم:خردمند ترین مردم کسانی هستند که تقوی پیشه می کنند و احمق ترین مردم کسانی هستند که دنبال فسق و فجور و تباهی و جنایت هستند. چرا که با اندک تآمل پی خواهیم برد در درون هر فسق و فجوری، حماقتی نهفته است. حتی می توان گفت فسق و فجور ها در درازنای تاریخ و جنایت های رایج، علاوه بر معیوب بودن ساختار ها، تا حدودی به خاطر کم عقلی ها و نادانی ها و جهالت ها و دریک کلام مشکلات شناختی و نداشتن فهم درست از مسائل اجتماعی است. از این رو شاید و شاید بتوان گفت گام اول و وسط و آخر برای انجام درست هر کاری شناخت خردمندانه آن کار است.باقی بقایتان، شنیدن نقدهایتان نصیبمان
م.ص. ذاکری